حریم و حرمت حجاب
حریم و حرمت حجاب

به گزارش سرویس وبلاگستان لنگرنیوز ، سیاست روز در بروز رسانی خود نوشت : تو ای زن ایرانی، ای فرزند ایران، و ای دخت نو باوه ایرانی، ای جواهری که در ایران و تنها مملکت شیعه جهان به سر می بری، تو مانند دری در صدف هستی، تو گوهر نایابی هستی که فقط در پوشش […]

به گزارش سرویس وبلاگستان لنگرنیوز ، سیاست روز در بروز رسانی خود نوشت :

تو ای زن ایرانی، ای فرزند ایران، و ای دخت نو باوه ایرانی، ای جواهری که در ایران و تنها مملکت شیعه جهان به سر می بری، تو مانند دری در صدف هستی، تو گوهر نایابی هستی که فقط در پوشش و حجاب مادری خود می توانی محفوظ و سربلند بمانی، تو تنها پایه و اساس کانون یک خانواده هستی، خانواده ای که کانون عشق و امید و تحقق آرزوهاى آدمى در معارف الهی است و مهم ‏ترین جایگاه پرورش انسان است و می تواند مرکز تولد و پرورش نسل بشر باشد، بدان که هیچ جامعه‏ اى نمى‏تواند بدون خانواده پایدار بماند و از دامان توست که انسانهای بسیار شایسته ای، در خانواده تربیت شده و به جامعه تحویل می دهی و خانواده است که مهم ترین و با اهمیت ‏ترین نهاد اجتماع مردم است.

 

بدان که مردانت تنها به نصیحت بسنده نمی کنند و لازم باشد برای حفاظت از حجاب تو خون خود را هم نثارت می کنند، چرا که حجاب تو سلاحی قویتر و برنده تر از سلاح های مادی است، حجابت را که ارزنده ترین زینت و افتخار توست حفظ کن، حجاب تو سنگری برای حفاظت از خون مرد توست و تو بالاتر و والاتر از آن هستی که سفارش به پوشش و حجاب تو بکنم چرا که بهشت زیر پای تو قرار دارد، پس قدر و منزلت حجابت را بدان.

 

خواهرم اگر حجاب و عفاف تو مورد تهدید و تجاوز قرار گیرد و این دژ مستحکم تو شکسته شود جامعه در مسیر سیلاب‌ های پر خطر قرار می گیرد، چون که حجاب و پوشش صحیح تو، از عوامل بسیار مؤثر در حفظ خانواده است، حجاب تو بوی خوش گل عفاف و به رنگ تقوا است و سپری قوی در برابر شمشیر های تهاجم فرهنگی غربیان است.

 

حجاب مظهر اقتدار زنان است و خداوند حجاب را به منظور حفظ عفت و شرف زن قرار داد و برای اینکه نشانه ای بر ایمان و عقیده ی او باشد بر او واجب نموده است، ای بانوان مومن و محجبه ایران و دختران و زنان شایسته شما با آراستن خویش به حجاب اسلامی بزرگترین معلمان اخلاق و پاکی و فضیلت هستید، و بدانید زنانی که جسم خود را با ارزشمند تر از آن می دانند که هر چشمی از آن بهره ببرد، بر مسند والای فضیلت نشسته اند، و این حجاب است که عفاف و شخصیت و متانت زن را نمودار می کند و او را همچون مرواریدی گرانبها در بر می گیرد.

 

ای زن آیا می دانی که در پشت حجاب تو رازی هست که نمی تواند آتش هوس مردان را بر‌افروزد، و چشم و دل سبک سران را بی ‌اختیار به دنبال تو روان کند، و مانع نگاه شهوت آلود و خریدارانه زود گذر و موقتی مردان و پسرانی شود که احساسات و عصمتت را چند صباحی به بازی بگیرند.

 

عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را و هوس هوسرانان را به خودش جلب کند، چرا که این افتخارى براى یک زن و تجلیل از زنان نیست، این تحقیر زن است، عظمت زنان به آن است که بتوانند حجاب و عفاف زنانه را که خدا در وجود آنها به ودیعه نهاده است را با احساس تکلیف و وظیفه حفظ کنند، چرا که حجاب زن دژ و قلعه ای برای پاسداری از گوهر عفاف اوست و به خاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند.

 

خواهرم بیاموز که حجابت را جزء زندگی خصوصی ات قرار بدهی و گرنه دیگران بی حجابیت را وسیله سرگرمی خود قرار خواهند داد، بدان که نگاه های چشم چران مردان به بی حجابی و بد حجابی شما، بازتابی برای ارضای خوشان است، نه احترام گذاشتن به شخصیت حقیقی شما، و شمان زنان مومنه این مرز و بوم، و شما زنان پارسای ایران زمین، که پیامبر خاتم صلوات الله علیه  شما را گل آفرینش نام نهاده است، آیا می دانید که حجاب شما نشان وقار و علامت افتخار و عزت نفس شماست، به یقین که قدرت زنان در داشتن حجاب می تواند تاثیری زیادی را روی دلها و ذهن های یک جامعه داشته باشد.

 

جامعه ‌ای که حریم حجاب و عفاف و غیرتش شکسته شود ارزش‌ ها و دارایی‌ های جامعه به تاراج می‌ رود، چرا که مهم ‌ترین عامل در تقویت بنیان خانواده حفظ حریم حجاب است و زیباترین هدیه خداوند به زن حجاب است، و حجاب حافظ اسرار زیبایی های زنان است و یک زن بخاطر ارزش و کرامتی که در جامعه دارد باید با رعایت حجاب که امن ترین پناهگاه اوست محفوظ بماند.

 

حجاب سرچشمه کمال زنان و رساندن آنان به رتبه عالی معنویت است، حجاب یک زن در حفاظت از عفت و شرم او ، و در آراستگى و زیبایى همراه با وقار او، نقشى مهم ایفا مى کند و مى توان آن را نشان دهنده گرایش اعتقادى فرد و تعلق وى به فرهنگى خاص دانست، حجاب و عفاف حالتی در نفس است که انسان ها را از غلبه شهوت باز می‏ دارد، چرا که اصالت یک زن مسلمان عفت اوست، و حجاب او مهمترین رکن آن است که برایش مصونیت می آورد نه محدویت، و پر واضح است که حجاب و عفاف زنان به آنها قدرتی می دهد که می توانند یک جامعه را از سقوط و انحطلاط اخلاقی نجات بدهند.

 

نگاه عمومى به زن بی حجاب را که در فرهنگ غرب برای زنان نهادینه کرده اند نگاه غلطى است، نگاه ابزارى است، نگاه اهانت ‌آمیز است، در غرب به شخصیت زنان خیلی توهین می شود و حتی زن آلت دست جاسوسان شده است، در حالی که حجاب و عفت زن مایه احترام و شخصیت خود اوست، مهم تر اینکه مسأله حجاب به این خاطر است که قضیه عفاف در این بین سالم نگه داشته شود، چرا که عفت در زن وسیله ‌اى براى تعالى و تکریم شخصیت زن است و آیا می توان پذیرفت که از زنان بی حجاب و بد حجاب بوی گناه به مشام برسد، ولی مدعی آن باشند که دلشان پاک است.

 

این ارمغان فمینیسم است که این ذهنیت را در ذهن زنان نهادینه می کند که اگر عفاف و حجاب داشته باشند در جامعه مطرح نمی‌ شوند، مگر نمی توان با چادر و حجاب زیبا بود؟ دیدگاه های فمینیستی همیشه برای زنان بی‌ عفتی به بار آورده است، فمینیسم باعث شده است که زنان را مورد تهاجم قرار دهند و آن ‌ها قربانی بی ‌عفتی شوند، و اگر در جامعه غرب، همه چیز برای یک زن آزاد است ولی هیچ‌ گاه به اندازه الان احساس بدبختی نکرده‌اند، در حقیقت غرب، در برابر گرفتن حجاب زن، هیچ چیزی که بتواند  سعادت و خوشبختی واقعی او را تامین کند، به او نداده است.

 

باید از این منادیان به اصطلاح آزادی سؤال کرد چگونه است که شما زن مسلمان محجبه را زندانی و زن بی حجاب را آزاد می دانید؟ آیا غیر از این است که می خواهید زنان را بازیچه دست مردان هوس باز قرار داده و در لجنزار فساد و تباهی غرق کنید، این به اثبات رسیده است که وقتی بین زنان و مردان حریمی به نام حجاب و عفاف نباشد، میل و غریزه ای که در طرفین است افزایش می یابد.

 

متاسفانه بی حجابی و بد حجابی که عده ای از زنان ایرانی را در بر گرفته است بیشتر از تبلیغات و سو استفاده های سیاسی و فرهنگی بوده است، که از زمان کشف حجاب در زمان دیکتاتوری رضا شاه شروع شد و در زمان شاه مخلوع هم به روش های گوناگونی رواج پیدا کرد، و در بعد از انقلاب هم به خاطر بعضی از سیاست های نادرست فرهنگی باعث شد که عده بسیار کمی از زنان بی حجاب ایرانی، که بازمانده همان کشف حجاب رضا خانی هستند، در مقابل اکثریت مطلق زنان با حجاب در جامعه ایران قرار بگیرند. 

 

در حالی که ما می بینیم که زنان بى ‏حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایى خودشان هستند، و این امر فقط عقده ها را مى ‏نمایاند و زمینه رشد و تعالى فکری زنان را نابود مى ‏سازد، کسى که با نمایش زیبایى خود و بی حجاب و بد حجابی فقط در اندیشه جلب نظر دیگران به سر مى ‏برند، در حقیقت مى ‏خواهند با تکیه بر جذابیت‏ هاى ظاهرى خویش و نه اصالت‏ ها و ارزش‏ هاى متعالى یک زن، جایى در جامعه بیابند، در واقع آنان از این طریق اعلام می کنند آنچه برایشان اهمیت دارد جذابیت های زنانگی بودن آنهاست، نه انسانیت و بصیرت و توانی هایشان، و چنین زنانی فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگ‏ تر را نمى ‏یابند.

 

زنانی که دائما به فکر زیبایى خود و نگران به جهت معرفى اندام زنانه خود هستند، نمی توانند قابلیت‏هاى خود را بشناسانند و به فعلیت برسانند، و توجه به نیازهاى جسمانى و سطحى خودشان امکان هیچ رشد متعالی را به آنها نمى ‏دهد تا بتوانند حس هویت یابى خودشان را بشناسند، تا چه رسد به آن که هویتشان را به کمال برسانند.

 

برهنه شدن و کشاندن رفتارهاى جنسى به کوچه و خیابان به یک زن ارزش نمى ‏دهد، شاید احساس رضایت آنى و زود گذر برایش پدید آورد، ولى کمتر کسى است که این حالت و رفتار آنان را ارزش تلقى کند، حتی همان کسانی را که به خود جذب می کنند، این روحیه و عمل آنان را ارزشمند نمی دانند، در حالی که زنان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مى ‏بخشند، چرا که حجاب احساس ارزشمندى است که موقعیتى بلند مرتبه و والا براى زنان پدید مى‏ آورد.

 

و از آن‏ جا که احساس بى ‏ارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پى جبران این کمبود بر مى‏آیند، و چون آسان‏ ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود در این مسیر گام بر مى ‏دارند تا به شکلى، احساس ارزشمندی از بین رفته خود را جبران کنند، در حالى که شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنین نیازى را احساس نمى ‏کند، و در نگاه او بهترین راه ارزشمند بودن آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد، و در پى کسب صفات ارزشمند و پایدار باشد.

 

و در پایان باید پذیرفت که اسلام با نگاه عاطفی به شخصیت زنان، مردان را نیازمند عواطف آنها می کند و در پرتو این عواطف است که جامعه ای عاطفی بنا می شود تا جایی که ایثار و فداکاری از ویژگی های بارز چنین جامعه ای شمرده می شود، ولی در غرب با نگاه غریزی به شخصیت زنان، مردان را نیازمند غرایز او می کند و در جامعه ای که غریزه حرف اول را می زند، جامعه ای است منهای عاطفه و صمیمیت و فداکاری.