فتنه ۹۲ از خود ما شروع می شود!

  به گزارش سرویس وبلاگستان لنگرنیوزٍ، راز آتش در بروز رسانی خود نوشت :       هرروز که به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نزدیک می شویم حرف ها وحدیث ها درباره فتنه ای که در سال ۹۲ احتمال دارد اتفاق بیافتد بیشتر می شود که البته جرقه این کار (فتنه یابی) هم درست از […]

 

به گزارش سرویس وبلاگستان لنگرنیوزٍ، راز آتش در بروز رسانی خود نوشت :

 

 

 

هرروز که به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نزدیک می شویم حرف ها وحدیث ها درباره فتنه ای که در سال ۹۲ احتمال دارد اتفاق بیافتد بیشتر می شود که البته جرقه این کار (فتنه یابی) هم درست از همان روزهای بعد از ۹دی زده شد وهر گروهی برای این که از بقیه کم نیاورد طرف مقابل را به فتنه گری متهم می کرد یکی مشایی را سردسته فتنه آینده می نامید،یکی در آرزوی بنی صدر شدن احمدی نژاد بود(تا حداقل تحلیل هایش درست از آب در بیاید!) یکی هم سردار فتنه را بازی گردان فتنه آینده می دانست که البته در این مورد کم بیراه نگفته است! بگذریم شاید همه این تحلیل ها درست از آب در بیاید یا شایدم غلط ! ولی سوالی که در اینجا باقی می ماند اینست که چرا ما همیشه دوست داریم عامل شکل گیری فتنه را یک عامل خارجی  بدانیم و از نقش خودمان و عوامل درونی در این زمینه غفلت می کنیم؟ در جواب این سوال باید گفت که اصولا انسان ها به دلایل روانشناختی دوست دارند که علل پیروزی را به خود نسبت بدهند و علل شکست را به دیگران! به همین دلیل است که می گویند “شکست یتم است ولی پیروزی هزار پدر دارد .” حالا برای اینکه این مساله کمی بازتر و روشن تر بشود ابتدائا به بررسی گرایشات فکری جریانات فعلی سیاسی از قبل از فتنه ۸۸  تا زمان فعلی می پردازم تا در ادامه مشخص شود که چگونه با کمی توجه به عوامل درونی(خود آگاهی)، هم آشوبگری های بعد از انتخابات ۸۸ قابل پیش بینی بود و هم فتنه احتمالی ۹۲ قابل پیش بینی است.جریانات سیاسی کشور را بر اساس موضع گیری در برابر فتنه ۸۸ می توان به چهار دسته کلی تقسیم کرد:

 

دسته اول (عاملین فتنه):اگر بخواهیم به تبارشناسی این جریان بپردازیم باید بگوییم که خط اصلی این جریان در خارج کشور، از اسرائیل و آمریکا شروع می شود و انتهای آن در ایران ، به جریان اصلاحات و در راس آن احزاب منحله ای چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ختم می شود. البته سابقه این جریان در ایجاد فتنه تنها به فتنه ۸۸ برنمی گردد بلکه این جریان از بدو شکل گیری مانیفست خود را براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران تعریف کرد و اتفاقاتی همچون ماجرای کوی دانشگاه(۱۸ تیر ۷۸)،ماجرای قتل های زنجیره ای،لوایح دوقلو،نامه جام زهر به رهبری،تحصن مجلس ششم ،خروج  از حاکمیت و… تنها گوشه ای از تحرکات این جریان برای بحران سازی و تلاش برای “سعودی سازی” نظام جمهوری اسلامی ایران بود که اوج این بحران سازی ها در فتنه ۸۸ اتفاق افتاد. اگرچه این جریان برانداز بعد از قیام  مردم در نه دی،به زباله دان تاریخ پیوست ولی مواضع باقی ماندگان این جریان در طی چهار سال اخیر و بازنگشتن از مواضع انحرافی و غیر قانونی خود در فتنه ۸۸، این احتمال را تقویت می کند که بازماندگان این جریان در پشت پرده در حال طرح ریزی برای یک فتنه جدید ترمی باشند که نشانه های آن را می توان در گفتمان جدید آقای هاشمی با عنوان “انتخابات آزاد” و “دولت وحدت ملی” دید که رسانه های حامی این جریان به شدت در حال باز نشر آن می باشند.

 

دسته دوم(محافظه کاران وساکتین فتنه):بهترین عنوانی که برای این جریان می توان نام برد جریان محافظه کار و غیر انقلابی است که در بیشتر اوقات به فکر حفظ وضع موجود است نه تغییر وضع موجود. این جریان که در انتخابات سال ۸۸ جزو جریان” نه به احمدی نژاد” بود در هنگام شکل گیری فتنه ۸۸ با این تصور(آگاهانه یا ناآگاهانه) که این آشوب ها دعوای بین احمدی نژاد و موسوی است در روز های پر التهاب بعد از انتخابات، غالبا نقش انفعالی به خود گرفت و فتنه ۸۸ را کدورتی بین احمدی نژاد و موسوی تعریف کرد.از ویژگی های دیگر این جریان عدم مرز بندی دقیق با گفتمان آقای هاشمی است و این هم به دلیل اشتراک گفتمانی بین آنها و آقای هاشمی است. اگر به مواضع این جریان در چهار سال اخیر بعد از فتنه ۸۸ هم نیم نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که متاسفانه هنوز رگه هایی از غفلت و بی بصیرتی در این جریان دیده می شود به طوری که سخنرانی های اخیر جناب آقای عسگر اولادی و لاریجانی  و سکوت دیگر اعضای این جریان در قبال این سخنان، بوضوح موضع این جریان را نسبت به سران فتنه روشن می سازد که این زنگ خطری است برای هواداران این جریان ! چرا که در صورت رخ دادن فتنه احتمالی ۹۲ ، هواداران این جریان نباید انتظار واکنش صریح و انقلابی را از سران خود داشته باشند.

 

دسته سوم(حلقه انحرافی):این حلقه اگر چه در انتخابات ۸۸ یکی از مخالفین فتنه گران و طرف دعوای آنها بود ولی به مرور زمان و با آشکار شدن دیدگاهایشان نشان داد که تفاوت چندانی با دسته اول نمی کند و مساله اصلی آنها نیز باقی ماندن در مسند قدرت است.اگرچه دسته اول و دوم تلاش زیادی می کنند تا به جای استفاده از کلمه “حلقه” از کلمه “جریان”برای نام گذاری این دسته استفاده کنند تا به طور تلویحی دامنه وسیع تاثیر گذاری این حلقه را نشان دهند ولی در عمل باید گفت این حلقه یا جریان ضعیف ترین جریان در بین دو جریان قبلی است که دامنه نفوذ آن، تنها به شخص رئیس جمهور و حوزه دولت محدود می شود و تنها فرق آن با دسته اول ، در اعتقاد انحرافی به امام زمان است وگرنه در باقی گفتمان ها این حلقه هیچ گونه تفاوتی با اصلاح طلبان ندارد وهمین اشتراک گفتمانی هم باعث وحشت و هراس اصلاح طلبان شده است چرا که آنها ابتدائا تصور می کردند با تخریب و بزرگ کردن این حلقه می توانند آرای خاموش احمدی نژاد را به سمت خود جذب کنند ولی در ادامه  متوجه شده اند که دچار یک اشتباه راهبردی شده اند چرا که آقای مشایی که از او به عنوان “پدر معنوی” این حلقه نام می برند، به راحتی قابلیت جذب آرای اصلاح طلبان را هم دارد و این یعنی گلی که اصلاح طلبان به خودی زده اند! در مورد موضع گیری این حلقه در فتنه احتمالی ۹۲ هم باید گفت به علت عطش قدرت طلبی این حلقه و نفوذشان در دولت،انجام حرکت های انتحاری از این حلقه درآستانه انتخابات۹۲ دور از انتظار نیست که می تواند به عنوان مکمل طرح های دسته اول برای ایجاد فتنه باشد.

 

دسته چهارم(جریان ضد فتنه و ولایی):این دسته را باید از وفادارترین جریانات به نظام جمهوری اسلامی دانست که از اوایل انقلاب تا همین اکنون از حامیان سرسخت ولایت فقیه ،انقلاب اسلامی و مستضعفین بوده اند که اوج این دفاع جانانه در فتنه ۸۸ و روز ۹دی اتفاق افتاد.بزرگانی همچون آیت الله مصباح یزدی، آیت الله مهدوی کنی و جمعیت هایی همچون جبهه پایداری،جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی،جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و… و هزاران شخصیت حوزوی و دانشگاهی و مردم عادی که نام بردن از تمام آنها در این جا امکان پذیر نیست، از اعضای تشکیل دهنده این جریان فراگیر و ولایی هستند که عملکرد چهار ساله آنها بعد از فتنه ۸۸ به خوبی نشان می دهد که در صورت رخداد فتنه ای دیگر، این جریان برخلاف سه جریان قبلی به مقابله صریح با فتنه گران می پردازد و احتمال همراهی اعضای این جریان با فتنه گران ،خیلی بعید و به صورت موردی می باشد.

 

حالا اگر بخواهیم با توجه به موضع گیری جریانات یاد شده مقایسه ای بین شرایط فعلی با شرایط چهار سال پیش داشته باشیم متوجه می شویم که یکی از دلایل اصلی شکل گیری فتنه۸۸ به عدم آگاهی (قشری از)مردم از مواضع اشخاص و جریاناتی بر می گردد که کارنامه سیاسی آنها پر از خیانت و توهین به ملت بوده است  که به عنوان نمونه کسانی که شایعه تقلب را در انتخابات رواج دادند خودشان کسانی بودند که بزرگترین تقلب انتخاباتی کشور را در مجلس ششم انجام دادند.این ضعف عدم آگاهی( قشری از) مردم که از آن باید به عنوان یکی از عوامل درونی شکل گیری فتنه۸۸ نام ببریم به قدری مهم بود که کلید واژه سخنان مقام معظم رهبری در ایام فتنه ۸۸ کلمه “بصیرت” شد و این نشان دهنده سستی خواص و رسانه های ما در اطلاع رسانی به بدنه اجتماعی مردم قبل از انتخابات ۸۸بوده است.به طوری که اگر ما کمی دقیق می شدیم به راحتی می توانستیم نشانه های شکل گیری اغتشاشات بعد از انتخابات را مشاهده کنیم به عنوان مثال “روزنامه کیهان”بعد از اینکه طرفداران میرحسین موسوی از رنگ سبز به عنوان نماد جنبششان استفاده کردند، اعلام کرد که استفاده از رنگ ها در انتخابات نماد انقلاب های رنگی است و یا در جای دیگر همین روزنامه درست چند روز قبل از انتخابات از طرح جریان اصلاحات(برانداز) برای به آشوب کشیدن کشور در روز های بعد از انتخابات پرده برداشت که نامه ی آقای هاشمی و سخنان عفت مرعشی(همسر اقای هاشمی) سندی بود بر صحت این پیش گویی ها. با اینکه این موارد تنها گوشه ای از علائم شکل گیری فتنه۸۸ بود ولی با این احوال  باز هم دیده شد خیل عظیمی از خواص دانشگاهی و روحانی ما قادر به تشخیص فتنه ۸۸ نشدند و در نتیجه در قبال این فتنه موضع سکوت یا همراهی به خود گرفتند که این نشان دهنده این است که ما اگر از عوامل درونی فتنه(بی اطلاعی و بی بصیرتی) غفلت کنیم هر چقدر هم عوامل خارجی فتنه عیان باشند بازهم کسانی پیدا می شوند که نا آگاهانه با فتنه همراهی می کنند. بنابراین اگر بخواهیم از این تجربه گرانقیمت در انتخابات ۹۲ استفاده کنیم باید بگوییم مهمتر از پیش بینی کردن مدل فتنه ۹۲ (مدل انتخابات آزاد،مدل دولت وحدت ملی،مدل اختلاف بین مسئولین،مدل ترکیه ای فتنه و…)، این است که ببینیم تا چه حد عموم جامعه ما نسبت به اصحاب شرکت کننده در فتنه آینده شناخت دارند تا خدای ناکرده با اعتماد دوباره به خواص از درون پوسیده ،حوداثی همچون راهپیمایی ۲۵ خرداد سال ۸۸ تکرار نشود . که البته این وظیفه سنگین بر عهده اصحاب رسانه می باشد که تنها به اطلاع رسانی از طریق روزنامه ها و پایگاه های خبری بسنده نکنند و با تغییر رویکردهای اطلاع رسانی، عوام و خواص جامعه  را از عملکرد چندین ساله جریانات شناسنامه دار و بی شناسنامه درون نظام آشنا کنند چرا که کسانی که در این چهار ساله بعد از فتنه ۸۸ مواضع خود را تغییر نداده اند خیلی بعید است که بتوانند  در انتخابات ۹۲ مواضع خود راتغییر بدهند و به فرض اینکه مواضع خود را هم تغییر دادند باز هم نمی توان به توبه آنها اعتماد کرد چرا که توبه در لحظه مرگ هیچ سودی ندارد!و در آخر باید گفت که اگر هر کسی نقطه شروع فتنه را از درون خود بداند و از همان ابتدا به وظیفه خود عمل کرده و با این عامل درونی مبارزه کند عامل خارجی هر چقدر هم قوی  باشد باز هم نمی تواند فتنه ی جدیدی را ایجاد کند چرا که پیاده نظام این فتنه از همان ابتدا سرکوب شده است.