به گزارش لنگر نیوز، آرش فهیم در آخرین بروز رسانی وبلاگکارگری در روزنامه نوشت: یکی از عواملی که مانع تجلی سینمای طراز انقلاب اسلامی در جشنواره فیلم فجر شده است، تسلیم سینمای کشورمان در مقابل انگاره استعماری جدایی دین از سیاست است. تصوری که سال هاست همچون آفتی درحال خشک کردن ریشه های سینمای ماست. […]

 

به گزارش لنگر نیوز، آرش فهیم در آخرین بروز رسانی وبلاگکارگری در روزنامه نوشت:

یکی از عواملی که مانع تجلی سینمای طراز انقلاب اسلامی در جشنواره فیلم فجر شده است، تسلیم سینمای کشورمان در مقابل انگاره استعماری جدایی دین از سیاست است. تصوری که سال هاست همچون آفتی درحال خشک کردن ریشه های سینمای ماست.

 

 

بهترین و کارآمدترین نرم افزاری که قابلیت تحقق سینمای طراز انقلاب اسلامی را دارد، پیام تاریخی و تاریخ ساز امام خمینی(ره) خطاب به هنرمندان است. بیانیه ای که می توان آن را مانیفست فعالیت هنری در جمهوری اسلامی ایران دانست. راه روشنی که محدود به زمان و مکان خاصی نیست و در هر موقعیتی، مسیر هنرمندان را به هدف کوتاه تر می کند. متنی که خودش یک اثر هنری محسوب می شود و بهترین الگو و راه برای رسیدن به هنر و سینمای مطلوب یک جامعه انقلابی و اسلامی است. به همین دلیل نیز شهید آوینی به عنوان شاگرد اول مکتب هنری امام خمینی(ره) این پیام کوتاه و گویا را منشور تجدید عهد هنر نامید.

 

با بازخوانی این متن، می توان نگاه آینده نگر امام درباره شرایط جدید اجتماعی پس از جنگ در ایران و وظیفه هنر در قبال این شرایط را دید. چه این که پس از اتمام جنگ تحمیلی – که مدتی پس از آن نیز داغ بی تسلای رحلت امام بر ایران سایه افکند- تهاجم دشمن از عرصه سخت و نظامی به حوزه نرم و فرهنگی تغییر یافت. اما به جز عرصه تقابل خارجی، جبهه دیگری نیز در داخل پیش روی مردم گشوده شد؛ امام خمینی (ره) از این جبهه نوین داخلی به عنوان جنگ فقر و غنا یاد کردند. همچنانکه در پیام قطعنامه و به مناسبت پایان جنگ فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعفاف و استکبار، جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است…» و پیام امام به هنرمندان نیز در راستای مقابله با شبیخون فرهنگی غرب و جنگ فقر و غنا در داخل بود. به طوری که در بخشی از این مانیفست تصریح شده است: «هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.»

 

هنر در مکتب امام، نه زینتی در کاخ اشراف و نه افیونی در دست روشنفکران ضدمردمی و برج عاج نشین است. هنر در این مکتب، به شدت مردمی و کاربردی است. هنری که توهم و تسکین درد نیست، بلکه واقعیتی است که برای درمان دردهای انسان خلق می شود. امام در ادامه پیام خود به هنرمندان تأکید کرده اند: «هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخ کامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می برند.»

 

یکی دیگر از آرمان های حضرت امام در زمینه هنر، حضور جهانی و بین المللی آن است. در این چارچوب، هنر مکلف است که در عرصه جهانی نیز حضوری فعال و حق طلبانه داشته باشد. امام در بخش دیگری از پیام تاریخی خود به هنرمندان فرموده اند: «تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان خواران شرق و غرب و در رأس آنان آمریکا و شوروی {سابق} را بیاموزد. هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه کوله بار مسئولیت و امانت شان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردم شان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چارچوب مکتب شان به حیات جاویدان رسیده اند و هنرمندان ما در جبهه های دفاع مقدس مان این گونه بودند، تا به ملأ اعلا شتافتند و برای خدا و عزت و سعادت مردم شان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز، تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا نمودند.»

 

بنابراین افق و چشم انداز پیش روی سینمای ایران، برای رسیدن به هویت و یافتن جایگاه جهانی، ترسیم نقشه راه براساس آرای مترقی و متعالی حضرت امام(ره) است. نکته مهم دیگر این است که برای عملیاتی نمودن اندیشه های امام در زمینه سینما باید وسعت نگاه و همه جانبه نگری ایشان در نظر گرفته شود.

 

امروز اگرچه امام در میان ما نیست، اما نایب بر حق او هست. اندیشه های رهبر انقلاب هم در این زمینه، در راستای آرای امام است. معظم له هم در زمینه هنر دینی –به عنوان زمینه و زیربنای سینمای طراز انقلاب اسلامی- معتقد هستند: «هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری گری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست. این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی آید. ای بسا هنری صد درصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و دینی استفاده نشده باشد… هنر دینی «عدالت» را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی می کند. ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید… شما می توانید در باب «عدالت» رساترین سخن را در هنر بیاورید. در این صورت به هنر دینی توجه کرده اید.»