تجلی نور و عرفان در شب یلدا
تجلی نور و عرفان در شب یلدا

زمان رضایی هر کسی که از روز به روز می رسد لذت نور را ادراک نمی کند ولی هر کسی که از دامن شب منتظر نور است و منتظر ظهور خورشید است و از دامن شب به روشنایی می رسد؛ لذت عظیم و بی حد و وصف از روز و نور دارد. به همین معنا در ساحت […]

زمان رضایی

هر کسی که از روز به روز می رسد لذت نور را ادراک نمی کند ولی هر کسی که از دامن شب منتظر نور است و منتظر ظهور خورشید است و از دامن شب به روشنایی می رسد؛ لذت عظیم و بی حد و وصف از روز و نور دارد. به همین معنا در ساحت عرفان و در ساحت عاشقی شب از این لحاظ که مقدمه روز است و از این رو که به نحوی حقیقت روز را شفاف تر نشان می دهد ؛ و از این حیث که آنکه ساکن تاریکی است قدر نور را می داند ؛ حائز اهمیت است. به همین دلیل عرفا و عشاق منتظر شب بودند که در آن ساحت هم به نحوی از کثرت ؛ازدحام و شلوغی روز خلاص می شدند ؛ که جمع و جامعه گاه تحمیل می کرد.و هم در عین حال فضای خلوتی شکل می گرفت که در متن آن انتظار همان فجر صادق بود . به همین دلیل شب یکی از قبله گاه های عاشقان و عارفان هست.

 

در تمدن اسلامی و در دینی مانند اسلام خداوند پیغمبر را به قیامت شب فرا می خواند یا به عبارت دیگر به قائم بودن در شب ( قم اللیل الا قیلا_ سوره المزمل آیه ۲ ) شب را بیدار باش ؛ شب را قائم باش . قائم بودن در شب یعنی این که شما مقام شب را پاس بدارید که بستر عشق بازی با حق است . بستر یک خلوت که شما از ازدحام کثرات خلاص می شوید و آن خودش عین وحدت است . شب برای عرفا و عشاق یک وجهش همین خلوت است و وجه دوم آن انتظار است . کسی که ظلمت شب را دید ؛ روز برای او رنگ و معنای دیگری دارد. شما اگر در شبانه روز به شدت زحمت بکشید ؛ شب کنار خانواده بودن و استراحت کردن بسیار برایتان لذت بخش است نسبت به کسی که روز را به بطالت گذرانده است . قدر روز را کسی می داند که در تاریکی شب نشسته باشد.

 

پس یک وجه آن همان انتظار فرج صادق است . یک وجه آن خلوت هست . چرا این دو را با هم جمع می کنیم ؟ اهمیت شب یلدا به خاطر همین است که این دو وجه در این شب با هم جمع می شوند . چون عارف واقعیت و پدیده ها را به استخدام خودش در می آورد؛ عارف و عاشق محکوم واقعیت نیست بلکه حاکم واقعیت است . یعنی که عارف نمی آید بگوید یک وجه هستی روز است و یک وجه هستی شب است . شب ؛تاریکی و شر ؛ و روز روشنایی و خیر است . از دید عارف این تاریکی هم وجه خیر دارد و هم وجهی دارد برای انتظار .اصلا شر در این قلمرو بی معنا است . پس یک جا شما از دیدگاه کسانی مساله را می بینید که شب را نقطه مقابل روز می دانند و شب را چون ظلمت و تاریک است شر می دانند .

 

کما این که در ایران باستان ما نمونه هایی داریم که مردم در شب یلدا با این که هوا سرد بود_ چون بلند ترین شب سال است و آغاز زمستان هست_ ؛ بیرون از کاشانه می رفتند با لباس های گرم و با پوشش گرم ؛ و می خواستند اولین اشعه های آن خورشید را وقتی از پس کوه دماوند می آید بالا را شاهد باشند و معتقد بودند در آن بستر نسبت میان شب و روز؛ اولین اشعه ها را که می دیدند در حقیقت جان خود شان را به حضرت نور تطهیر می کردند و غسل می دادند. برخی در عالم به آب غسل می کنند و برخی به نور. برخی در مقام ظاهر با آب پاک می شوند و برخی به نور؛ معبود جان را منور می کنند. به همین دلیل آن کس که در مولانای باید ظاهر بشود از جنس نور باید باشد .

شمس باشد تا در یک عبارت شمس درون مولانا را روشن کند. شمس مولانا را به نور معرفت تطهیر کرد.

ایرانیان باستان می خواستند اولین کسانی باشند که نور آنها را می شوید و روح آنها را تطهیر می کند .

نور می آید و این شب را از اندام اینان می زداید .آن وقت این لذت ادراک نور برای کدامین کس به غایت عزیز و زیباست ؟ از برای آن کس که خفته یا از برای آن که شب را به انتظار نشسته است ؟

میوه های که در شب یلدا هم استفاده میشود دو وجه دارد.چرا هندوانه ؛ انار و انجیر به صورت خشکبار استفاده می شود ؟ این میوه ها نماد چه می توانند باشند.

میوه هایی که دانه زیاد داشته باشد ؛ برکت زیاد دارد. این میوه ها نماد برکت زیاد است . و سرخی انار و هندوانه یک نسبتی با خورشید دارد.

” دی ” در زبان ایران باستان به معنای آفریدگار و پروردگار و خورشید و نور و حضرت نور آمده است .” دی” یعنی روز خورشید که واژه ای اوستایی است. به معنی روزی که خورشید و نور ظاهر می شود .آنوقت رنگ خورشید سرخ است.

یا مثلا چرا در شب یلدا آجیل می خورند ؟ این ترش و شیرینی و شوری از چیست؟

چیزی که به عنوان یلدا مطرح است ؛ پشت سر خود یک سری سنت ها دارد. و در پس این سنت ها؛ معانی وجود دارد. مردم ایران از دیر باز به دلیل انسی که با حقیقت و با طبیعت داشتند ؛ از معانی حقیقت برای میلاد و برای زایش سنتها استفاده کردنند. حالا چرا شور و شیرین ؟

می دانید که مثلا در کشاورزی دانه می کاشتند و این مهم است . شما دانه می کاشتید و دانه ها بارور می شدند ؛

پس زایش وابسته به دانه بود . و هر میوه ای که دانه های افزون داشته باشد یعنی جانی پر برکت دارد .که در مورد انجیر و هندوانه و انار کاملا صادق است. و اما در مورد شور و شیرینی به معنای اعتدال قضیه است. در شب یلدا خوراکی هایی که هر کدام نمادین بودند و هم از لحاظ مزه به نحوی تصویری از تعادل بودند_ تعادلی که میان شب و روز در قلمرو معنا بود _ که در فضای نمادین در این معنا نوعی حفظ تعادل است؛ شور و شیرین .

در ایران باستان سال مذهبی از شب یلدا شروع می شد. چون دقیقا از اول دی هر چه شما جلو می روید بر حضور حضرت نور افزوده می شود و از تاریکی و شب کاسته می شود پس از روز بعد شب یلدا ما دقیقا آغاز ظهور مداوم نور را داریم .از اول دی ماه بر دامنه روز افزوده می شود و از دامن شب کاسته می شود تا می رسیم به نوروز؛ بهار اعتدال و این مقدمه؛ لازم است .کما این که شما از آن شب تاریک به روز می رسید .این زمستان درست؛ که سرد است؛ این سردی در دوران باستان معانی دارد.از نظر لغوی با سال شروع می شود یعنی به عبارتی این سردی با سال شروع می شود. ولی پر از برکت است.

شما برف را دارید؛شما باران رادارید؛ زمین بارور می شود و در بهار بارش را به زمین می گذارد. این نکته مهمی است. خواب درخت را داریم که آماده برای باروری است.آن وقت این نگاه را ببینید که به عالم چه قدر قشنگ است. در این نگاه زمستان زیباست .بهار هم زیباست.شب زیباست و روز هم زیباست.

آنکه به شب به زشتی می نگرد ؛ چیزی را بر عالم بار می کند که در حقیقت عالم وجود ندارد. به قول حافظ : منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .

پس عرفا ؛ به در دو صورت نگاه می کنند.و برکات هردو را مد نظر دارند.زمستان در جانش بهار را می پروراند و چون به پایان رسید بهار آغاز می شود. شما زمستان نداشته باشید ؛ بها را ندارید.

و از دیدگاه ایرانیان باستان زمستان از این لحاظ زیبا بود ؛ حالا غیر از آن زیبایی طبیعت؛ که بیشتر با حضور نور مأنوسیم تا با وجه دیگرش که تاریکی باشد. عارف در دلش نوری هست که می تواند شب را زندگی کند . عارف نور حیاتش ؛ خودش است.و در اصل دل پاکش هست.در حقیقت به نور خودش هست که مسیرش را می رود و بر ظلمت و تاریکی غلبه می کند.و این دل پاک و مطهر اگر حالا منبع نور است اگر مرجع سرور است به دلیل آن است که به نور تطهیر کرده است. و خوشا به حال کسانی که در شب های قدر و در شب یلدا خود را به نور تطهیر می دهند .

شب یلدا شبی است که ایرانیان غالبا به حافظ تفأل می زنند و فال می گیرند و در این فال گرفتن به نحوی آن چرا که باطن خودشان طلب می کنند و امید دارند که برسند ؛ آن را به نحوی تعقیب می کنند. یعنی این اعتقاد وجود دارد که در چنین شب هایی که به سنت های نوری ما پیوند خورده و می دانید وقتی که عالم به نحوی منتظر ظهور افزایش دامنه روز است طبیعتا این آسمان هم با انسان مهربان است . کائنات هم با انسان مهربان می شود و مهمتر خالق و پروردگار کل این هستی با انسان مهربانتر و این جاست که شما وقتی از معشوق مهربانی می بینید از محبوب و مهبود مهربانی می بینید در شما هیجان و طلب خواستن بیشتر افزون می گردد. به همین دلیل به حافظ رجوع می کنند حافظی که خود لسان الغیب است حافظی که به قول خودش هرچه کرده همه از دولت قرآن کرده . و بر این اساس ایرانیان مسلمان به حافظ تفأل می زنند و به قرآن استخاره می گیرند.