چرا نتیجه توافقنامه ژنو را باخت می دانیم
چرا نتیجه توافقنامه ژنو را باخت می دانیم

حجت الاسلام و المسلمین حمید رسایی/ هفته نامه ۹دی در نگاه اول شاید انتخاب تعبیر «جام زهر» برای توافقنامه ژنو در نگاه برخی از مخاطبان، سنگین و غیرقابل پذیرش به نظر برسد. این دسته از مخاطبان شاید چنین ادعایی را نه تنها کمی بلکه «بسیار بدبینانه» و بر خلاف نظر رهبر معظم انقلاب در پاسخ […]

حجت الاسلام و المسلمین حمید رسایی/ هفته نامه ۹دی

در نگاه اول شاید انتخاب تعبیر «جام زهر» برای توافقنامه ژنو در نگاه برخی از مخاطبان، سنگین و غیرقابل پذیرش به نظر برسد. این دسته از مخاطبان شاید چنین ادعایی را نه تنها کمی بلکه «بسیار بدبینانه» و بر خلاف نظر رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس جمهور بپندارند اما اندکی تأمل در مفاد توافقنامه و ادعاهایی که از همان نخستین ساعات بعد از توافق از سوی طرف های مقابل ابراز شد و مرور مجدد مواضع رهبر انقلاب بویژه متن پاسخ ایشان به نامه آقای روحانی، نشان می دهد که نگرانی بخشی از جامعه از جمله ۹ دی بیراه نیست بلکه این بدبینی بجا ، قابل تأمل و دقیقا برگرفته از پاسخ هوشمندانه رهبر معظم انقلاب به نامه رئیس جمهور است. هشدارهایی از این دست نیز تباید با هدف تخریب تیم مذاکره کننده ایرانی تلقی شود بلکه این موارد، نقد دلسوزانه و البته صریحی است که برای توجه دادن بیشتر، رفع اشکالات در ادامه مسیر و دفاع از حقوق مردم است.

مواضع علنی و غیر علنی خواص

البته بسیاری از چهره ها که امروز در «مواضع علنی» با احتیاط، توافقنامه ژنو را یک پیروزی می خوانند و برای دیپلمات ها کارت تبریک ارسال می کنند و نگرانی های خود را در قالب دغدغه ابراز می دارند، در «مواضع غیرعلنی» بدبینی مثل ۹دی را بجا می دانند با این تفاوت که این عزیزان، حرکت بر خلاف جو روانی مثبت ایجاد شده در بدنه جامعه را در حال حاضر به صلاح نمی دانند و دقیقا ما بر خلاف آنها معتقدیم از آنجا که جو روانی ایجاد شده سرابی بیش نیست که دولت تدبیر و امید با کمک لشکر رسانه ای خود و با هدف عبور از مطالبات «وعده های صدمین روز» از مسئولیتش براه انداخته و این سراب به زودی از بین می رود، بنابراین نباید حقیقت را از مردم پنهان کرد و واقعیت را باید گفت، هر چند بیان این واقعیت تلخ و برخلاف خوشحالی و خرسندیی باشد که مردم به دلیل عدم اطلاع از آثار حقوقی این توافقنامه به آن مشغولند. اما واقعیت چیست؟

واقعیت آن است که در پایان این مرحله از مذاکرات با ۱ ۵ ، تیم مذاکره کننده دولت جدید، تعهداتی را پذیرفته که این بازی را بر خلاف هر مبارزه معقولی نه تنها برای ما «بُرد» و برای طرف مقابل «باخت» نمی کند بلکه برخلاف شعار به ظاهر موجه تیم جدید مذاکره کننده، نتیجه بازی را برای دو طرف نیز «بُرد – بُرد» هم نکرده است. بدون تعارف حقیقت آن است که با توجه به آنچه تعهد می دهیم و آنچه به دست می آوریم، در خوشبینانه ترین حالت، نتیجه ۷۰ به ۳۰ یعنی «بُرد» برای آنها و «باخت» برای ماست! شنیدن این ادعا تلخ از آن جا که برخلاف فضای تبلیغی و روانی حاکم بر جامعه است، کمی سنگین به نظر می رسد اما واقعیتی است که  بیان صریح آن به مردم، بیش از سرخوش نگه داشتن آنها ضروریست چرا که در آن صورت می توان در زمان مقتضی از مردم کمک خواست و زیر بار این ظلم آشکار نرفت بویژه که توافقنامه مورد اشاره نه تنها  ما را در رسیدن به حقوق مسلّم و قانونی مان محدود می کند بلکه فشارهای ظالمانه ناشی از تحریم را نیز لغو نمی کند.

نتیجه توافقنامه، عبور از خط قرمز

دقت کنید در بخش مقدمه توافقنامه ژنو آمده است:‌ «این راه حل جامع، ایران را قادر می‌سازد تحت مفاد مربوطه در معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) و برابر با تعهداتی که این مفاد برای این کشور ایجاب می‌کند،‌ از حق بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز برخوردار شود.» بر اساس این توافقنامه ایران باید امکان برخورداری بدون محدودیت از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای طبق معاهده NPT را دریافت کرده باشد، اما توافقنامه بلافاصله این موضوع را نقض کرده و عنوان می‌کند: «این راه حل جامع، در برگیرنده یک برنامه غنی‌سازی مورد توافق دو طرف است، که با اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن همراه خواهد بود.»

به این ترتیب نه تنها «امکان برخورداری بدون محدودیت از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای طبق معاهده NPT» به‌عنوان خط قرمز، در این بند برای ایران به رسمیت شناخته نشده است بلکه اعمال این «حق بدون محدودیت ایران»، منوط به توافق دو طرف و همراه با اعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز مورد رضایت آنها باید باشد.

اما در جای دیگری باز به این حق اشاره شده یعنی در مرحله گام نهایی که پس از سپری شدن موفق گام‌های اولیه بصورت یک «توافق بلند مدت» در نظر گرفته شده است. در این قسمت، بخشی از توافق را اینگونه بیان می‌کند: «مشخص ساختن حقوق و تکالیف اعضای معاهده NPT و توافقنامه‌های پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» اما باز هم متن توافقنامه، این بند را به معنای «امکان برخورداری بدون محدودیت از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای طبق معاهده NPT» تلقی نکرده و بلافاصله برای تفسیر آن در بند دیگر توافقنامه آورده است: «در پیش گرفتن یک برنامه غنی‌سازی مورد توافق دو طرف با در نظر گرفتن معیارهای منطبق بر نیازمندی‌های عملی و نیز اعمال محدودیت بر گستره و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی، ظرفیت آن، محل انجام و ذخایر اورانیوم غنی شده، برای مدت زمان مورد توافق». بر اساس جملاتی که در متن توافقنامه آمده «غنی‌سازی در ایران» در گام نهایی – که زمان آن نامعلوم و درازمدت (حدود ۲۰ سال) است، محدود به گزاره‌های ذیل است: ۱٫ تعریف مشترک (دو طرفه)،  ۲٫ محدودیت‌های عملی،  ۳٫ اقدامات شفاف‌ساز،   ۴٫ انطباق با نیازهای عملی،   ۵٫ محدودیت‌های مورد توافق و  ۶ . دامنه‌، سطح فعالیت، ‌ظرفیت، ذخایر و محل‌های محدود و مشخص که طبعاً باید به صورت دو جانبه تعیین شوند.

 اعطای امتیاز بدون بدست آوردن امتیاز !
در حقیقت اگر تا دیروز خون دادیم تا بگوییم «انرژی هسته ای حق مسلّم ماست» از این پس باید بگوییم «انرژی هسته ای حق مسلّم ماست اگر آمریکایی ها قبول کنند!» ظاهرا مهمترین دلیلی که تیم مذاکره کننده هسته ای در ژنو چنین امتیاز مهمی را دو دستی بخشیده است، به دست آوردن امتیاز لغو تحریم ها بوده است اما آیا با زیر بار چنین ظلمی رفتن، توانسته ایم ظلم دیگری به نام تحریم ها را از سر خود برداریم؟ متأسفانه باید گفت که علی رغم پذیرش چنین تعهد سنگینی، آنچه از تحریم ها لغو می شود نیز به یک سراب شبیه است چرا که بر اساس این توافقنامه، هیچ تحریمی لغو نمی شود بلکه تعلیق می شود!

برای فهم راحت تر این بخش باید گفت که تحریم های ظالمانه اعمال شده نسبت به مردم کشورمان در سه بخش بانکی، نفتی و صنعتی است. عاملان تحریم ها نیز از طرف سه دسته تحریم های سازمان ملل، تحریم های چند جانبه اروپا و آمریکا و تحریم های یک جانبه آمریکا صورت گرفته است. دلایل تحریم ها نیز مربوط به سه محور ادعایی غرب مبنی بر تلاش ایران برای دست یابی به سلاح هسته ای، نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم (حزب الله لبنان) مربوط می شود.

حال باید دید که آیا با دست کشیدن از حقوق هسته ای که یکی از مهمترین محورهای پیشرفت کشور و نماد غرور ملی است، وضعیت این تحریم ها چگونه می شود. همانطور که گذشت اولا هیچ یک از این تحریم ها در این مرحله لغو نمی شود بلکه در صورتی که طرف ایرانی هر طور آنها بخواهند عمل کند تا رضایتشان فراهم شود، بخشی از این تحریم ها «تعلیق» می شود و نه لغو و این یعنی سایه آن بر سر نظام اسلامی باقی است تا با کوچکترین بهانه ای مجددا فعال شود! ثانیا تحریم های اصلی یعنی تحریم های بانکی و نفتی هیچ تغییری نمی کند بلکه بخشی از تحریم های صنعتی – که البته بخش معظم آن در راستای به جریان افتادن چرخه صنعت طرف اروپایی است – در حالت تعلیق قرار می گیرد. تازه فقط مواردی مورد تعلیق قرار می گیرد که مربوط به موضوع هسته ای باشد و الا تحریم های ظالمانه مرتبط با ادعای نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم در جای خود باقی است! در حالی که اگر فقط یک قید هسته ای (nuclear) از عبارت تحریم های مرتبط با هسته ای (nuclear related sanctions)در متن توافقنامه برداشته می شد، آنوقت طرف مقابل حداقل در این مرحله مجبور به تعلیق همه تحریم ها می شد. با این حساب نباید پذیرش چنین توافقنامه ای و تعارف آن به نظام جمهوری اسلامی را جام زهر دانست ! دقت هایی از این دست همان نکات ظریفی است که تیم هسته ای قبل از آن کوتاه نمی آمد. بدیهی است که در مذاکرات متعدد برای توافقنامه ژنو، قرار نبود بر متنی «عادی» توافق کنیم بلکه باید با توجه به حساسیت ویژه این موضوع، بر متنی حقوقی، شفاف، غیرقابل تفسیر و تا حد ممکن با تعیین جزئیات در آن به توافق می رسیدیم تا طرف مقابل که سابقه مکر، حیله و نقض معاهدات شفاف بین المللی را دارد، نتواند از آن بهره برداری کند. در حالی که فعلا به دلیل عدم رعایت این نکته مهم برداشت ما از متن مورد توافق با آنچه طرف مقابل ما می فهمد، متفاوت است و از یاد نبریم که در بخشی از توافقنامه، هیأت ایرانی همه حقوق خود را منوط به توافق طرفین کرده است! در حقیقت یکی از مهمترین اشکالات متن موجود همین ابهامات آن است که با قید «توافق طرفین» این توافقنامه را به یک امتیاز ویژه برای آنها تبدیل کرده است. بنابر این با عرض معذرت ساختار تحریم ها شکسته نشده !

فهم طرف دیگر توافقنامه مهم شد!

جناب آقای روحانی و وزیر امور خارجه ایشان طی هفته گذشته و در مصاحبه های متعددی تاکنون چندبار اعلام کرده اند که چرا فهم آمریکا از این توافق نامه باید برای ما مهم باشد. آمریکایی ها هیچوقت نخواسته اند حقوق دیگران را بپردازند. این نتیجه خوبی است که تیم مذاکره کننده دولت جدید به آن رسیده است چرا که تیم های قبلی مذاکره هم به همین دلیل حاضر به پذیرش زورگویی های قلدرمآبانه آنها نبودند با این فرق که تیم مذاکره کننده جدید دستیابی به حقوق نیم بند خود را متوقف بر فهم مشترک با طرف مقابل کرده است!  به عبارت دیگر ممکن است بگوییم تفسیر ما از NPT همان چیزی است که از نص صریح و روشن این قانون می فهمیم و مطالبه می کنیم و فهم شما برای ما مهم نیست اما یک بار به شکلی عمل می کنیم که در توافقنامه ژنو صورت گرفته یعنی در این توافقنامه طرف ایرانی پذیرفته که فهمی از NPT مورد قابل اعمال است که طرف غربی نیز به همان فهم برسد. بدیهی است چنین شرطی به نفع طرف غربی است نه طرف ایرانی و بدیهی است که او با طیب خاطر این شرط را بپذیرد.

مهمترین عامل پذیرش توافقنامه، فرارسیدن صدمین روز

ظاهرا به دلیل فرارسیدن فرصت ۱۰۰ روزه عمر دولت و عدم گشایش در رفع مشکلات روزمره مردم و خالی بودن دست دولت در ارائه گزارش به مردم، برای دولت محترم اصل پذیرش توافقنامه مهمتر از محتوا بوده و الا چه دلیلی داشته که توافقنامه ای با این همه امتیاز مورد پذیرش قرار گیرد. عجله در پذیرش این توافقنامه باعث شده که دولت آقای روحانی توجهی به آنچه از دست می دهد و آنچه به دست می آورد، نکند. شاید در پاسخ به این اشکالات گفته شود که خب ما چیزی را از دست نداده ایم چرا که اصل این توافقنامه داوطلبانه است و هر جا لازم شد می توانیم به جای نخست خود بازگردیم. این سخن درست است اما قطعا چنین اقدامی همراه با هزینه خواهد بود. چرا که طرف مقابل ما که سابقه و خوی استکباری دارد، همین عقب گرد را بهانه کرده و فشارهای خود را بیشتر می کند! در حالی که عدم پذیرش این تعهدات و مقاومت بیشتر و سرمایه گذاری بر سرمایه های داخلی، همانطور که قدرت ما را در سال های گذشته به غنی سازی ۲۰درصد و به حدود ۱۹ هزار سانتریفیوژ رساند و مهمترین عامل در چانه زنی تیم جدید مذاکره کننده برای بازی با طرف غربی بود، در ادامه مسیر نیز می توانست طرف غربی را پای میز مذاکره به اعطای امتیاز بیشتر وا دارد بویژه که در حال حاضر با اعطای این امتیازها به لغو تحریم ها هم نرسیده ایم.

چرا این نظر بر خلاف دیدگاه رهبری نیست

متاسفانه با این که در پاسخ رهبر انقلاب به تبریک نامه جناب آقای روحانی نکات روشنی رخ نمایی می کند، باز هم عده ای بدون توجه به ظرایف پاسخ ایشان و اشکالات حقوقی توافقنامه، منتقدین را به مخالفت با نظر رهبری معظم انقلاب متهم می کنند. جالب اینجاست که کسانی امروز سنگ لزوم تبعیت از نظر رهبری انقلاب در حمایت کلی ایشان از دولت یازدهم مانند همه دولت ها را به سینه می زنند که دیروز در برابر حمایت های عام رهبر انقلاب از دولت نهم و دهم وقتی به حمایت های خاص و ویژه ایشان از دولت سابق می رسیدند، خود را به نفهمی می زدند!

برای فهم بهتر دیدگاه امام خامنه ای درباره توافقنامه ژنو کافی است در کنار متن پاسخ به نامه آقای روحانی، به متن سخنان چند روز قبل ایشان در جمع بسیجیان و درست در زمانی که آقای ظریف در حالی بحث و بررسی درباره مفاد این توافقنامه بود اشاره کنیم : «بنده اصرار دارم بر حمایت از مسئولانى که اجراى کار برعهده‌شان است، از همه‌ دولت ها بنده حمایت می کنم، از مسئولان – مسئولان داخلى، مسئولان خارجى – حمایت می کنم و وظیفه ما است … لذا اینها به کمک احتیاج دارند، من هم کمکشان می کنم، حمایتشان می کنم؛ این یک طرف قضیّه است که قطعى است. از آن طرف اصرار دارم بر تثبیت حقوق ملّت ایران، از جمله مسئله حقوق هسته اى؛ اصرار داریم بر اینکه از حقوق ملّت ایران یک قدم عقب نشینى نباید بشود. ما البتّه در جزئیّات این مذاکرات مداخله نمی کنیم.»

شاید باز هم گفته شود که به هر حال رهبر انقلاب در پاسخ به نامه آقای روحانی به نوعی از اقدامات مذاکره کنندگان حمایت کرده اند پس نباید این مذاکرات و نتیجه آن را نقد کرد. برای پاسخ به این ادعا نیز باید به سال ۸۲ و مذاکرات همین تیم مشهور به مذاکرات سعدآباد با غربی ها اشاره کرد. رهبر معظم انقلاب در آبان ماه سال ۸۲ در حالی که انتقادات زیادی به توافقنامه سعدآباد وجود داشت با تایید اقدام صورت گرفته در سعد آباد فرمودند: «کارى که مسؤولان کردند، کار درستى بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‏اى که از طرف امریکایی ها و صهیونیست ها علیه جمهورى اسلامى طرّاحى شده بود، شکسته شود. البته این آغازِ قضیه است و کار تمام نشده است. اگر ادامه این کار به همین روالى که تاکنون طرّاحى شده، ادامه پیدا کند، هیچ ایرادى ندارد؛ اما اگر قرار باشد دشمنان یا مراکز قدرت، فزون‏خواهى کنند و سنگر به سنگر جلو بیایند و ما هم عقب‏نشینى کنیم، این مى‏شود تسلیم، که به هیچ‏وجه درست نیست و اجازه چنین کارى هم داده نخواهد شد.»

روند مطالبات غیر قانونی و غیر منطقی غربی ها از یک سو و کوتاه آمدن تیم مذاکره کننده وقت در برابر این فشارها که همواره با سیاست «صبر» و «آگاهی بخشی جامعه» مواجه بود، سبب شد تا در تاریخ ۱۳ دی ۸۶ در جمع دانشجویان یزد اعلام کند: «من همان وقت هم در جلسه‌ مسئولین – که از تلویزیون پخش شد – گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‌ پى‌در پى ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان می شوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستى این روند عقب‌نشینى متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروى، و اولین قدمش هم باید در همان دولتى انجام بگیرد که این عقب‌نشینى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همین کار هم شد.» واین در حالی بود که اعتراضات اجتماعی و مردمی نسبت به رفتار غربی ها و مطالبه مقاومت تیم مذاکره کننده داخلی در حقیقت کمک به تیم خودی بود.

اکنون نیز رهبری انقلاب در پاسخ به نامه آقای روحانی در باره توافقنامه ژنو بدون اشاره به مفاد آن توافقنامه، فقط با اشاره به موارد ذکر شده در نامه آقای روحانی نوشته اند: «دستیابی به آنچه مرقوم داشته اید قابل تقدیر است.» پس موضوع تقدیر ایشان، موارد طرح شده در مرقومه آقای روحانی است که بر اساس بررسی صورت گرفته با آنچه در ژنو به دست آمده تطبیق نمی کند و اگ هم تطبیق کند باید قابل دستیابی باشد چرا که همانطور که رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند، ایشان به سلطه گران غربی خوشبین نیستند. در حقیقت تقدیر ایشان از دستیابی به دستآوردهای مورد اشاره آقای روحانی است نه متن توافقنامه ژنو و در پایان آن به نکته کلیدی تاکید کرده اند که «ایستادگی در برابر زیاده خواهی ها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد».

راز این تاکید امام خامنه ای نیز همان نکته تاریخی است که در سوم مرداد ۹۱ فرمودند: «عقب‌نشینى‌ها آنها را گستاخ‌تر کرد، طلبکارتر کرد. یک روزى بود که مسئولین ما قانع بودند که اجازه بدهند ما ۲۵ سانتریفیوژ در کشور داشته باشیم؛ آنها گفتند نمی شود! اینها قانع شدند که ۵ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمی شود! مسئولین ما قانع شدند که ۳ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمی شود! امروز گزارش را شنیدید، یازده هزار سانتریفیوژ داریم! اگر ما آن عقب‌نشینى‌ها را، آن انعطاف ها را ادامه می دادیم، امروز از پیشرفت هسته‌اى هیچ خبرى نبود.»