خطری که گفتمان دولت یازدهم را تهدید می کند
خطری که گفتمان دولت یازدهم را تهدید می کند

حسن حیدریان/  پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، منظومه ای از کلیدواژه های جدید را بر فضای سیاسی کشور حاکم کرد. کلیدواژه هایی چون سرمایه اجتماعی، تدبیر، امید، عقلانیت، صداقت، اخلاق و البته اعتدال و میانه روی به عنوان قلب منظومه ترمینولوژیک حسن روحانی، این روزها استیلایشان بر سایر واژگان را به […]

حسن حیدریان/ 

پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، منظومه ای از کلیدواژه های جدید را بر فضای سیاسی کشور حاکم کرد. کلیدواژه هایی چون سرمایه اجتماعی، تدبیر، امید، عقلانیت، صداقت، اخلاق و البته اعتدال و میانه روی به عنوان قلب منظومه ترمینولوژیک حسن روحانی، این روزها استیلایشان بر سایر واژگان را به رخ می کشند. مطبوعات، شخصیت های سیاسی و حتی روشنفکران و اساتید دانشگاه نیز ادبیات خود را متاثر از این موج می بینند. تقریبا هیچکس، چه موافق و چه مخالف رئیس جمهور نمی تواند بدون استفاده از کلید واژه های مذکور منظورش را به صورت رسا بیان کنند.

 

این پدیده البته بدیع و بی سابقه نیست. اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد نیز پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری کوشیدند تا اقتدار واژگانی را از آن خود کنند. سازندگی و توسعه اقتصادی محبوب ترین کلمات نزد هاشمی رفسنجانی بودند. آزادی، قلب منظومه واژگانی سید محمد خاتمی بود که به جامعه مدنی، تسامح و تساهل، روشنفکری دینی، توسعه سیاسی و … جان می بخشید. کلید واژه مرکزی محمود احمدی نژاد نیز عدالت بود و واژگانی چون، مبارزه با فساد، انسان، مستضعفین، مستکبرین، انسان کامل، مکتب ایران، توزیع ثروت و … در نسبت به آن تعریف شده و ضریب می گرفت.

 

نیازی به توضیح ندارد که هر سه دولت سرکار آمده پس از جنگ و هر سه خرده گفتمان سازندگی، آزادی و عدالت توانستند با موفقیت ادبیات مورد نظر خود را بر فضای سیاسی حاکم کنند. تلاش روسای جمهور برای مسلط کردن ادبیاتشان به رابطه رازآلود و ناگسستنی سیاست با زبان باز می گردد. سیاست فعالیتی اجتماعی است که از راه زبان و ادبیات بروز و ظهور پیدا می کند. سیاستمداران هرگز زبان را یک ابزار ساده ارتباطی نمی پندارد. زبان در دست سیاست مدار، سلاحی برنده است که با پردازش آن، جهان مورد نظرش را خلق می کند.

 

دکتر حسن روحانی نیز از این جهت تفاوتی با روسای جمهور سابق ندارد و در تحمیل ادبیات مدنظرش پیروزمندانه عمل کرده است. با این وجود باید نکته ای مهم را به تئوریسین های اعتدال گوشزد کرد. به نظر می رسد سرعت مصرف ترمینولوژِی اعتدال به طرزی عجیبی بالاست. آیا این روند غیر عادی نیست؟

 

نباید از نظر دورداشت که ظرفیت کلیدواژه ها معین و محدود است، نه بی نهایت. کلیدواژه های سیاسی پس از آن که مصرف شدند، کاربرد و مزیت خود را از دست داده و حاشیه نشین می شوند. در عالم زبان، امکان بازسازی سریع هیچ واژه ای وجود ندارد و فرایند بازسازی گاه چند دهه به طول می انجامد. بر این اساس صیانت از واژگان و تنظیم سرعت مصرف آن بسیار حائز اهمیت است. در جمهوری اسلامی به تجربه ثابت شده که سقف عمر منظومه های ترمینولوژیک ۸ سال است و واژگان مرکزی پس از کمتر از یک دهه قرار گرفتن در بورس، باید راهی بیمارستان زبان شوند و خود را از نو بسازند. افکار عمومی هم حوصله آن را ندارند که تمام عمرشان را با چند واژه سپری کنند.

 

در اینجا باید به یک پرسش مهم پاسخ داد: «علت بالا بودن سرعت مصرف ترمینولوژی اعتدال در قیاس با نمونه های قبلی چیست؟» پاسخ تا حدود زیادی روشن است. کلیدواژه های منظومه اعتدال به میزان بسیار بالایی “میان جناحی” هستند. بدین معنی که هر دو جریان سیاسی کشور برای استفاده از آن نیازی به عبور از خط قرمزهای ایدئولوژیک خود ندارند. اصلاح طلبان و اصولگرایان هردو، اعتدال، اخلاق، عقلانیت و … را می ستایند. از این روست که اقتدار ترمینولوژی اعتدال و البته سرعت مصرف آن نیز چند برابر اسلاف خود است. این در حالی است که در دوران استیلای منظومه های قبلی، جریانات اپوزیسیون، استفاده و مصرف واژگان جریان حاکم را به دلیل اهتمام بر حفظ مرزهای ایدئولوژیک حرام می دانستند.

 

مسلط شدن هر منظومه واژگانی نیز منازعات سنگینی را پدید می آورد. اصلاح طلبان در دوران حاکمیت محمود احمدی نژاد، کاربرد واژه عدالت را خیانتی گفتمانی تلقی می کردند و در برابر آن سخت جبهه می گرفتند. اصلاح طلبان حتی میرحسین موسوی چپ گرا با آن سوابق طولانی عدالتخواهی را با سیمایی جدید و مدرن به میدان رقابت های سال ۸۸ فرستادند. در روزهای اوج سید محمد خاتمی نیز، آزادی و ملزوماتش منفور ترین واژگان نزد انصار حزب الله و جریانات رادیکال مذهبی بود.

 

امروز اما از سردار نقدی گرفته تا منتهی الیه اصلاحات از اعتدال می گویند. فرمانده بسیج می گوید اعتدال همان مبارزه با استکبار است. امام جمعه تهران معتقد است اعتدال یعنی اینکه صدرالدین شریعتی از ریاست دانشگاه علامه برکنار نشود. برخی از نمایندگان مجلس نطقشان را با فرستادن درود و سلام به اعتدال و میانه روی آغاز می کنند، برخی دیگر نا تمام ماندن عملیات احداث جاده در حوزه انتخابیه شان را نشانه تخطی دولت از اعتدال عنوان می کنند. کیهانِ حسین شریعتمداری و مهرنامه یِ محمد قوچانی هر دو از اعتدال می گویند.

 

آیا نباید نگران تکرار ملال آور و بدون مابه ازای ملموس ترمینولوژی اعتدال بود؟ تئوریسین های دولت پاسخ بدهند: «اگر اعتدال زودتر از دوره ۸ ساله مصرف شد، چه خواهند کرد؟» آیا مصرف مکرر اعتدال به مثابه قلب یک منظومه ترمینولوژیک از جانب مخالفان رئیس جمهور عامدانه نیست؟ به بیان دیگر آیا قلب منظومه واژگانی جریان حاکم را هدف نگرفته اند؟ در صورت آسیب دیدن قلب، آیا امکان تعویض آن وجود دارد؟/شبکه ایران