تاثیر داستان سرایی در موفقیت تحصیلی
تاثیر داستان سرایی در موفقیت تحصیلی

      دکتر عاطفه دبیری داستان سرایی به عنوان نوعی سخن گفتن بخش معمول آموزش مدرسه است. کودکان داستان ها را می خوانند، درباره تجارب شخصی مردم حرف می زنند، تشویق می شوند تا داستان بنویسند و داستان را به نمایش در آورند. به نمایش در آوردن داستان بدلایل نظری و عملی نقش مهمی در آموزش […]

 

 

 

دکتر عاطفه دبیری

داستان سرایی به عنوان نوعی سخن گفتن بخش معمول آموزش مدرسه است. کودکان داستان ها را می خوانند، درباره تجارب شخصی مردم حرف می زنند، تشویق می شوند تا داستان بنویسند و داستان را به نمایش در آورند. به نمایش در آوردن داستان بدلایل نظری و عملی نقش مهمی در آموزش دارد. دلیلی که داستان را بسیار مهم کرده این است که نقش مهمی را در مهارتهای اساسی موفقیت تحصیلی در مدرسه نظیر خواند و نوشتن بازی می کند. زیرا درک کودکان از تقاضاها و درخواستهای شفاهی معلم ها موجب می شود تا کودکان بتوانند به موفقیت تحصیلی دست یابند.

می خوانند، درباره تجارب شخصی مردم حرف می زنند، تشویق می شوند تا داستان بنویسند و داستان را به نمایش در آورند. به نمایش در آوردن داستان بدلایل نظری و عملی نقش مهمی در آموزش دارد. دلیلی که داستان را بسیار مهم کرده این است که نقش مهمی را در مهارتهای اساسی موفقیت تحصیلی در مدرسه نظیر خواند و نوشتن بازی می کند. زیرا درک کودکان از تقاضاها و درخواستهای شفاهی معلم ها موجب می شود تا کودکان بتوانند به موفقیت تحصیلی دست یابند.

 

همۀ کودکان با مهارتهای سخن گفتن وارد مدرسه می شوند که متناسب با محیطی است که در آن بزرگ شده اند. مهارتهای برخی از کودکان بخوبی با نیازمندیهای سخن گفتن در مدرسه تناسب دارد درحالیکه کودکان دیگر اینگونه نیستند. چنین عدم تناسبی به معنی آن است که بعضی از کودکان در فهمیدن و انجام دادن درخواستهای معلم های شان مشکلات بیشتری دارند. از اینرو داستان قالبی را بنا می نهد که معلم ها در آموزش از آن استفاده می کنند.

 

داستانهای برگرفته از تجارب شخصی، اولین نوع داستان هستند که گسترش می یابند و در حقیقت بطور ناقص از ۲ سالگی ظاهر می شوند. هم کودکان طبقه متوسط و هم کودکان طبقه پایین از نظر اقتصادی اغلب داستان های طولانی و غیر رسمی می سازند. در مقابل، کودکان خانواده های از هم پاشیده به احتمال خیلی زیاد داستان های کوتاه می سازند و حتی داستان های طولانی آنها از نظر ساختار کلی از ترتیب زمان یا تاریخی برخوردار نیست و دارای الگوهای ناچیزی می باشد. عدم انطباق بین مهارت داستان سرایی کودک با تقاضاهای کلاس از همان بدو ورود به مدرسه، سبب نگرانی می شود. معلم ها بطور سنتی از داستان بعنوان ابزاری آموزشی هم بدلایل عملی و هم نظری استفاده می کنند. از نظر عملی، بیشتر کودکان با ظرفیت درک و فهم و تولید داستان وارد مدرسه می شوند.

 

از دیدگاه نظری، داستان بر پایۀ آگاهی از نتیجه و رشد شناختی کودکان ساخته می شود. همچنین گوش دادن به داستان یا ساختن داستان، مهارتهای شناختی را پرورش میدهد. این مهارتها از کودکان می خواهند که از نظر زمانی خود را از اینجا و حالا دور کنند و این امر همان تفکر غیر بافتی است . به همین خاطر،مهارت داستان سرایی ۴ ساله ها برای موفقیت تحصیلی سالهای بعدی شان اهمیت دارد.

 

طبق نظر گراسر و همکارانش( ۱۹۹۱ ) کودکان می توانند:

الف) هنگامی که صحبت می کنند به جای تکیه بر محیط بی واسطه بر تعاریف ذهنی تکیه نمایند؛

ب) از تمرکز به زمان حال جدا شوند؛

ج) امکانات فرضی و اختیاری درباره حوادث و رویدادها را به شکل قاعده درآورند؛ و

د) ویژگی کلی رویدادها را انتزاع کنند.

بنابراین تعجب آور نیست که داستان، پایۀ آموزش در مدرسه است. در صورتی داستان سرایی توسط کودکان برای معلم ها قابل فهم خواهد بود که با نکات از پیش تعیین شده درباره ساختار خوب داستان، منطبق باشد. در حالیکه کودکان داستان را تعریف می کنند اغلب معلم ها با آنها همکاری می کنند تا مهارت داستان سرایی را پرورش دهند. چنین همکاری ای در صورتیکه کودکان قبلاً داستان های شان را به روشهای خواسته شده از طرف معلم ساختاربندی نکرده باشند، کمتر موفق خواهد بود. عدم تناسب بین روشهایی که کودکان داستان را سازمان بندی می کنند و ساختار بندی معتبر داستان در کلاس درس بر درک و فهم کودکان از قصۀ ساخته شده توسط معلم نیز تاثیر می گذارد. به همان اندازه که کودکان عدم تناسبها را نشان می دهند به احتمال زیاد به عنوان ناتوان در یادگیری تشخیص داده خواهند شد.

 

مهارتهای داستان سرایی مهمی که بیانگر موفقیت در مدرسه اند عبارتند از:

 

١. مهم است که کودکان نسبت به برانگیختگی ها و تحریکات معلم در تولید داستان، پاسخگو باشند. بیشترین مشکل معلم ها این است که کودک به سئوال معلم، پاسخ کوتاه بدهد در این صورت معلم مطمئن نیست که آیا کودک مطلب را فهمیده است یا نه؟!

 

٢. داستان ها باید شامل اطلاعاتی چون توصیف افراد، موقعیتها، اشیاء، فعالیتها و اسنادهایی باشند که نقش مهمی را در حوادث داستان بازی می کنند.

 

٣. داستان گو باید بتواند بدون توجه به اینجا و حالا به داستان سرا یی بپردازد. مخصوصاً در داستا ن هایی که درباره تجارب شخصی است باید موجب ایجاد چنین حسی در شنوندگان شود.

 

۴. حوادث قصه هم از نظر زمانی و هم از نظر علی به یکدیگر مربوط هستند، آنها تصادفاً مرتب نشده اند. با تخمین زدن این روابط است که داستان انسجام می یابد. یک کودک باید بتواند این حوادث را بطور واضح از نظر زمانی بهم مرتبط سازد. واژه های مربوط به زمان شامل “سپس، و آنگاه، اول، بعد از آن، قبل از آن و بعد” ؛ واژه های علی شامل “زیرا، بنابراین، وقتی که، اگر، در حالی که و تا” می باشند.

 

۵. یک داستان اساساً توصیفی است از یک سری حوادث نظیر مجموعه های دنباله دار ی که باید از نظر ترتیب زمانی، مکانی و منطقی، سازماندهی شوند. از اینرو، حوادثی که زودتر اتفاق افتاده اند قبل ازحوادث و رویدادهای بعدی؛ و حوادث علی قبل از نتایج شان، توصیف می شوند. بی نظمی زمانی در داستان اغلب موجب گیجی شنوندگان می گردد.

 

۶. داستان به عنوان یک کل باید به خوبی شکل داده شود. از نظر ساختاری دو نوع شکل دهی در داستان وجود دارد. لبو( ۱۹۷۲ ) داستانهایی را که خوب سازماندهی شده اند اینگونه میداند که توصیف زمانی رویدادها در آنها منجر به ارزیابی یک نکتۀ عالی یا یک بحران می شود که متعاقب آن نیز حل می گردد. نکتۀ عالی این نوع داستان این است که چرایی روایت داستان به عنوان یک کل را در بر می گیرد. در مقابل، محققان دیگر داستانهایی را توصیف می کنند که حول و حوش هدفی ساخته شده اند و شخصیتهای مهم داستان در پاسخ به مسئلۀ مطرح شده در شروع داستان، تنظیم شده اند. سپس داستان کوششهای شخصیتهای اصلی را برای رسیدن به هدفها و نتایج تلاش های شان توصیف می کند. 

 

فعالیتهایی که در زیر می آید باعث درک و فهم عمیق کودکان از داستان می گردد:

 

*هرگاه برایتان میسر بود بین داستان و دنیای واقعی ارتباط برقرار کنید. هنگامی که داستانی درباره کامیون زباله می خوانید، می توانید درباره کامیونهای واقعی زباله که در خیابان می گردند و افرادی که زباله ها را جمع می کنند، صحبت کنید. همچنین هنگامی که کامیون واقعی زباله را در بیرون می بینید به کودک یادآوری کنید که این همان کامیون زباله ای است که در کتاب داستان خواندیم. کودک را تشویق کنید تاچیزهای مشابه و متفاوت با آن را به شما نشان دهد و از او سئوالاتی بپرسید.

 

*همانطور که داستان ساده ای را می خوانید، فعالیتهای کلیدی آن را نقش بازی کنید یا صداسازی کنید. برای مثال، کودکان می توانند شمع تولد را فوت کنند، کلاه ها را سرشان بگذارند و بردارند، دست بزنند، پایکوبی کنند، سرشان را تکان دهند، یا وانمود کنند که خوابیده اند و با شخصیتهای کتاب داستان، خروپف کنند.

 

*همچنانکه داستان را تعریف می کنید بهتر است کودکان نقشهایی از شخصیتهای آن را به عهده گرفته و نقش بازی کنند. این تکنیک در پیش دبستان مورد استفاده قرار می گیرد و پیش دبستانیها خودشان نقشهایی را برای بازی کردن به عهده می گیرند. معلم گفتۀ آنها را می نویسد یا کمک می کند تا آن را بخوبی اجرا کنند، و سپس معلم و کودکان بار دیگر هنگامی که بقیه در حال نقش بازی کردن هستند، کتاب را می خوانند.

 

عبارتهایی که به زیبایی نوشته شده اند، ریتم های شاعرانه، و تصاویر داستان در حافظه آنها باقی می مانند. شخصیتهای کتاب داستان، دوست فرد می شوند. کودکان از طریق صحبت کردن با بزرگترها درباره داستان، درسهایی را فرا می گیرند که می تواند نگاه کودکان به دنیا را تغییر دهد و حتی در برخوردشا ن با مشکلات جدید تاثیر بگذارد.

 

ویوین گوسین پالی معلم دوره پیش دبستان در ایالت شیکاگو است. او به قدرت داستانها در کلاس هایش پی برده است. وی وابستگی اش به کتابهای کودکان را با حرفهای جالبی توصیف می کند: “شعر ، نثر و بهترین کتابهای کودک وقتی که کوچک هستیم توی ذهنمان می روند و دوباره در تمام زندگی مان آواز سر می دهند”.