عدم تفاوت دسترسی مدیریت شده با بازدید و بازرسی
عدم تفاوت دسترسی مدیریت شده با بازدید و بازرسی

تاکید پی در پی تیم مذاکره کننده در هفته گذشته بر اینکه دسترسی مدیریت شده با بازدید و بازرسی تفاوت دارد، نوعی واژگان رمزی است که هدف از آن عادی سازی دسترسی های پروتکلی به برنامه نظامی ایران است.

متن یادداشت مهدی محمدی با عنوان «همه راه ها را ببندید» به شرح ذیل است:

تاکید پی در پی در هفته گذشته بر اینکه دسترسی مدیریت شده با بازدید و بازرسی تفاوت دارد، نوعی واژگان رمزی است که هدف از آن عادی سازی دسترسی های پروتکلی به برنامه نظامی ایران است.
در بهترین حالت، تیم مذاکره کننده دریافته است که در سپردن تعهد به ۱+۵ -هم در ژنو و هم در لوزان- درباره دسترسی های فراتر از پروتکل اشتباه کرده است و سعی دارد این اشتباه خود را جبران کرده و دسترسی های آژانس را به سقفی که پروتکل تعیین کرده محدود نماید.
تا همین جا هم البته پیشرفت خوبی است، اما، علاوه بر پذیرش رژیم بازرسی های ویژه، ۳ اشتباه بسیار مهم دیگر هم از سوی تیم مذاکره کننده وجود دارد که تا وقتی همه آنها رفع نشود، نمی توان از عدم دسترسی بازرسان آژانس و سرویس های اطلاعاتی غربی به اسرار نظامی و امنیتی ایران مطمئن بود.
۱- اشتباه اول پذیرش این موضوع است که آژانس مامور راستی آزمایی تعلیق فعالیت هایی است که ایران در توافق با ۱+۵ متعهد به تعلیق آنها شده است. وقتی می پذیرید که آژانس باید فی المثل ساخته نشدن فلان قطعه را در ایران راستی آزمایی کند، آژانس برای اطمینان از اینکه آن قطعه واقعا در ایران ساخته نمی شود می تواند بدون محدودیت به هر کارگاهی که خواست –نظامی یا غیر نظامی- دسترسی پیدا کند. «راستی آزمایی تعلیق» یک مفهوم کاملا من درآوردی و بدن مبنا در ادبیات آژانس است که راه را برای رفتارهای سلیقه ای و زیاده خواهانه از سوی آژانس باز می کند.
۲- اشتباه دوم آنجا رخ داده است که پذیرفته شده است که افزایش زمان گریز هسته ای به بالای یک سال مبنای توافق باشد. هنگامی که افزایش زمان گریز به مبنای توافق بدل می شود، راه برای این درخواست از سوی آژانس باز می شود که در هر نقطه ای از این موضوع مراقبت کند که ایران مشغول انجام فعالیتی نباشد که زمان گریز را کاهش بدهد.
۳- بدتر از همه این است که پذیرفته شده اساسا درباره PMD بحث شود. دقت به این موضوع بسیار مهم است که اساسا غربی ها PMD را به عنوان یک بهانه جعل کردند تا با اتکا به آن به ایران فشار بیاورند و هدفشان هم از این فشارها محدود کردن برنامه هسته ای ایران به همین میزانی بود که در لوزان به آن دست یافته اند. بسیار خوب، حالا که این هدف محقق شده … حداقل اتفاقی که باید بیفتد این است که بهانه هایی که دقیقا برای رسیدن به این هدف تراشیده شده بود، کنار گذاشته شود. در یک معامله سیاسی، بر سر پرونده هسته ای ایران، نباید نتیجه یافتن یک راه حل برای PMD –یعنی باز گذاشتن آن- بلکه نتیجه باید بستن این بهانه برای همیشه باشد. اما به جای اینکه این درخواست کاملا منطقی از طرف مقابل مطرح شود و از آنها بخواهد حالا که به هدف خود رسیده اند دیگر مسئله PMD را کنار بگذارند، به دنبال ارائه دسترسی هایی به آنها هستند که خروجی آن بدون تردید کش پیدا کردن PMD خواهد بود.