به نام خاندان جوانمردان
به نام خاندان جوانمردان

خانواده شهید علی خلیلی، طلبه ناهی از منکر، از قصاص قاتل فرزندشان گذشتند.

به گزارش لنگرخبر به نقل از الف، در این خاندان. زندگی به سبک جوانمردان؛ زانوزدن می‌خواهد برسم ادب و زبان بکام گرفتن می‌برد برسم تلمذ. تنها گفتنی و شنیدنی نیست. باید قطره قطره‌اش را چشید. باید ذره ذره‌اش را با بند بند وجود مزه مزه کرد.

یادش گرامی. گویی همین روزها بود که رواق و دیباچه این شهر به خبر شجاعت و غیرت علی آقای خلیلی در دفاع از ناموس مزین شد. در خون غلتید؛ اما اهل راز و رقائق شد.

مرد بود و مردانه رفت. حنای غیرتش به کف، نام پرآوازه امر به معروف و نهی از منکر را بر نظرگاه این شهر نشاند. مرد “رستم رکاب ” این شهر زندگی‌اش درس بود و شهادتش مکتبخانه ای فیاض. علی عزیز دیار ما، در طیلسان “صاحب ضربی ” و “صاحب زنگی ” ردای مرشدی را در عنفوان جوانی به تن کرد و چون ناهید فروزان بر سپهر لوطی مسلکان این شهر درخشید. پیامبر شعار کربلا بود؛ آنهم در روزگار خموشی وجدان.

علی ژنده پیل و پهلوان ما رفت؛ اما رسمش زورق سیمین شهر شد و یادش بیرق افراشته قلندری. زیر نگین حضرت حیدر و به طاق ابروی حقیقت غیرت سرفراز شد؛ “قطره چون با آبرو افتد ز دریا بهتر است…”

اما علی عزیز ما تربیت شده دامان حاج پرویز خلیلی و مخدره اعظم مشتاق فرد بود. اگر سبک زندگی سالکانه علی، برنگ شجاعت و غیرت بود، سیاق زندگی این “پدر زال نشان ” و “مادر دریا دل “، پرورش دهنده اخلاق توامان “کراری و رحمانی ” است. دامن این مادر را باید گل گرفت و دستان این پیرمرد دلسوخته را باید بوسه زد. داغ فرزند به سینه داشت اما قدش به راستای اخلاق مردی و عیاری خم نگشت. علی که پرپر شد، روضه شاهزاده علی اکبر و مرثیه حزین سیدالشهدا در کنار پسر، مزه دیگر داشت؛ سینه‌اش می‌خراشید و آتشش می‌زد. این مرد خوش نشان دردی چشید که هرچند قطره ای از مصائب سیدالشهدا نبود اما آه و ناله‌اش چنان غمبار و چشمه چشمانش چنان غمزده اش ساخت که جان و قلبش کوران عطوفت و معدن رحمت شد.

غیر این انتظار نمی‌رفت. پدر و مادر علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر امروز و در شب میلاد حقیقت عطوفت حضرت سراج الله اعظم، از تقاص قاتل فرزندشان گذشتند به امید و آرزوی لبخند مولا و قائدشان. به امید دستگیری در روز واقعه و به نیت وعده دیدار روضه حور و رضوان که “بی قرار عشق را جز در وصال آرام نیست “

آری. از دامن این پدر و مادر باید هم چون فرزند قامت نکویی قد راست کند.

طهران هنوز به بلندی نام عیاران و اهل فتوت سربلند است و به استقامت “روح دماوندی ” بزرگانی چون خاندان خلیلی سرفراز است. هویت طهران را باید با جوانمردانی چون علی و قبیله‌اش دید که “گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست/کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست…”