حجت الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی به اشاره به ساده زیستی آیت الله مجتبی تهرانی می گوید: ایشان یک خانه ی بسیار متوسط و محقری داشتند بعد از آن که رساله دادند و مرجع تقلید شدند آنجا را به دفتر تبدیل کرند رطق و فتق امور را انجام می دادند یک خانه […]

 

 

 

حجت الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی به اشاره به ساده زیستی آیت الله مجتبی تهرانی می گوید: ایشان یک خانه ی بسیار متوسط و محقری داشتند بعد از آن که رساله دادند و مرجع تقلید شدند آنجا را به دفتر تبدیل کرند رطق و فتق امور را انجام می دادند یک خانه ای محقرتر از آن که قبلا ساکن بودند برای ایشان تدارک دیدند که پله می خورد می رفت بالا. ایشان در یک چنین جایی زندگی می کردند. مصاحبه وی با نشریه هیئت درباره خصوصیات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی(قدس سره) در ادامه می آید:

*حاج آقا نحوه ی آشناییتون با حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی چگونه بود؟ 
 
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم؛ خدای متعال ما را با بزرگان بدون اینکه استحقاقی داشته باشیم مربوط کرده است. ما را چه با آقای بهجت چه با آقای تهرانی؟! محبت کرده ولی معمولا جلسات ایشان را ما اداره می کردیم.  ایشان گاهی هم دعوتمان می کردند خصوصی پذیرایی می کردند، به ما اظهار علاقه می کردند، گاهی بعضی چیزایی را که جاهای دیگه می گفتند، در مجمع ما راخادم خودشان و علما می دیدند.

در ارتباط با بزرگان سخن گفتن کار آسانی نیست. عظمت یک مومن، یک عالم در حدی است که زبان ما قاصر است و حقشان ادا نمی شود. مرحوم آیت الله آقای حاج آقا مجتبی تهرانی(قدس الله نفسه الزکیه و حشره الله مع الائمـه المعصومین علیهم السلام) جزو آن علمای مومن و ریشه دار و دارای ابعاد مختلف هستند و ما در حد برداشت خودمان درباره ی ایشان صحبت می کنیم والا مقامات علماء در پیشگاه خدا  بالاتر از شهداست در پیشگاه خدا و در صف شفعا آن ها مقدم هستند و شهید سازند و شهید پرورند.

مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی به دلیل مجموعه ای از ویژگی ها چنین محبوبیتی پیدا کردند که هم در حال حیاتشان بحمدالله جزو پرمشتریترین علمای کشور بودند و هم تشییع جنازشون نشان داد که دل از مومنین برده بوده اند. یکی از ویژگی های مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی که ریشه و اساس همه ی فضیلت هاست، اخلاص ایشان بود نمودی نداشت ولی بودی داشت. ایشان درکارهایی که انجام می دادند یال و کوپالی نداشتند ایشان بسیار بی تعیُّن در سنگرهایی که مربوط به یک عالم است حضور داشتند ولی سر و صدایی، بوق و کرنایی بر این مسئله نداشتند.

این اساس قضیه است و با اخلاص تمام الخلاص روح همه ی ارزشها الهی بودن عالم ربانی یعنی ارتباط   به خدا دارد کارهایش برای خداست. لذا نه گروه تبلیغی داشت نه در رسانه ها در طول مدت انقلاب که رسانه ها منت می کشیدند که از امثال ایشان استفاده کنند ولی حاج آقا تهرانی حاضر نشد رسانه ای شود.

حاج آقا مجتبی جزو آن هایی بود که بعد از امام پیش بینی اش این بود که این پست برای حضرت آقای خامنه ای است این نشان می دهد که چیزایی سرش می شده یعنی یک سیمی وصل بوده و پیش بینی هایی می کردند.

 

امام رضوان الله تعالی علیه بعضی کتاب هایشان را برای ملاحظه و ارائه به ایشان می دادند و در مسائل مختلف هم حاج آقا مجتبی محرم امام بودند در آن مقطعی که امام در نجف بودند حاج آقا مجتبی به اشتیاق ایشان رفتند و این مدت را در نجف زندگی کردند گاهی بعضی از مسائل را حتی حاج آقا مصطفی، آقازاده ی حضرت امام، حریم داشتند و نمی توانستند به امام بگویند به حاج آقا مجتبی می گفتند، ایشان به امام منتقل می کردند. و همینطور در نظراتی که حاج آقا مجتبی نسبت به امام داشت خیلی راحت بوده و مشکلی با امام در هیچ جهت نداشت و من سهم عمده ی این اخلاص و بی پیرایگی که حاج آقا مجتبی دارد را از امام می دانم آن حقیقت امام به ایشان سرایت کرده و ایشان تحت تاثیر شدید شخصیت امام بود امام هم که مردی بود که در تمام عمرش یک کار برای غیر از خدا نکرد، همش برای خدا بود. حاج آقا مجتبی تهرانی نقل می کردند که مرحوم آیت الله العظمی آقای حکیم، بیمار شد و به بیمارستان بغداد منتقل شد.

افرادی به عیادت ایشان رفتند. بسیاری به حضرت امام پیشنهاد کردند که شما هم عیادتی از آیت الله حکیم داشته باشید امام زیر بار نرفتند و نهایتا دوستان به من مراجعه کردند که شما بگویید تا ایشان به عیادت  آیت الله حکیم بروند. خب من به امام عرض کردم، امام فرمود شما از ارادت من به آقای حکیم  خبر دارید اما این رفتن برای خدا به نظر نمی رسدزیرا برای عیادت آقای حکیم اشخاص مطرح می شوند که من نمی خواهم اینگونه شود. تا این حد دقیق بود که اگر نیت خدا نباشد زیر بار هیچ کاری نرود. حاج آقا مجتبی که این را با چشم خود دیده بود و از امام شنیده بود خودش هم همینگونه بود.

بنده از نزدیک می دیدم ایشان یک رجل الهی است و در فقاهت ایشان برای انقلاب پشتوانه ی بسیار عظیمی بود زیرا با پیروزی انقلاب، امام ازحوزه ها کمک خواستند و بخشی از طلبه های جوان اعلان آمادگی کردند و در بخش های مختلف نظام، سنگرهایی را در اختیار گرفتند اما کروهی بودند که نمی خواستند تحصیلاتشان ابتر شود می خواستند هم خدمت کنند هم رشد علمیشان استمرار پیدا کند.حاج آقا مجتبی شروع درس فقه و اصولشان پناهگاهی شد برای آنهایی که اگر این زمینه نبود حاضر نبودند قم را ترک کنند و در اون روز پر رونق ترین درس خارج در تهران هم درس فقه هم درس اصول برای حاج آقا مجتبی بود چون هنوز حضرت آقا که درس را شروع نکرده بودند امام هم که درسی نداشتند و در میان بزرگانی که در تهران درس خارج داشتند درس حاج آقا مجتبی آب و رنگی داشت رونقی داشت و این خدمت بود به نظام  بود ایشان در درس خارجشان  بیش از ۱۵۰ جلسه درسیشان در ارتباط با  ولایت فقیه و نظام اسلامی بود.

 

آقای تهرانی فقیهی بود که هم خودش معتقد به ولایت بود و هم برای تحکیم نظام  نقش یک تئوریسین رو ایفا می کند و طلبه های خودش را با این رکن اساسی دینی فقیهانه آشنا می کند و کسی جز ایشان د راون مقطع  سراغ ندارم که یک چنین حوزه ی قوی ای باشد و بحث ولایت فقیه را  با اجتهاد مطرح کند.بزرگان دیگر در  قم  جزوه هایی نوشتند اما ایشان سابقه دارند از این جهت که کار اساسی علمی حوزوی در این رابطه انجام داد.

*چرا بیشتر سبقه ی اخلاقی ایشان و درس اخلاقشون اشتهار داشت ؟ 

برای اینکه درس فقهی ایشان مخصوص علما بود اما درس اخلاق ایشان برای عموم بود خب وقتی عموم شرکت می کردند جلسات معنوی ایشان هم احیاهاشان قطعا بازتاب هم ایشان یک خانه ی بسیار متوسط و محقری داشتند بعد از آن که رساله دادند و مرجع تقلید شدند آنجا را به دفتر تبدیل کرند رطق و فتق امور را انجام می دادند یک خانه ای محقرتر از آن که قبلا ساکن بودند برای ایشان تدارک دیدند که پله می خورد می رفت بالا. ایشان در یک چنین جایی زندگی می کردند.

پیدا می کرد مردی بود که خودش اهل بکاء بود اهل سوز بود. کلام نافذی داشت بی تعین و بی تکلف صحبت می کرد این مجموعه ارزش هایی که به صورتی معجونی از شخصیت حاج آقا مجتبی ساخته بود خب  کسیکه فقیه و منبر می رود با کسیکه فقیه نیست و جلسه را اداره می کند بسیار فرق دارد. حاج آقا مجتبی یک فقیهی بود که در پست فقاهت و مرتبه ی عالی فقاهت سنگر تبلیغ را اداره می کرد و جلسات اخلاق هفتگی و دهگی و احیاهای ایشان بسیار پر رونق   و پر مشتری  خروجیش هم برای نظام و انقلاب بسیار خوب بود بسیاری از سرداران سپاه مشتری پر و پا قرص جلسات ایشان بودند از حفاظت ها  عده ی کثیری جزو مشتریان و مریدان ایشان بودند از قشر دانشگاهی اساتید دانشگاه و پزشکانی که در پایگاه تدریس بودند در درون دانشگاه مشتر ی ایشان بودند.

اصلا توده ی مردم هم به دنبال یک چنین جلساتی بودند لذا ایشان شهرت اخلاقیشان یکی رتبه ی فقاهتی ایشان و در عین حال پرداختن به مسائل اخلاقی وتلفیقی بود. دوم اخلاصشون بود سوم دلنشین بودن کلماتشون بود چهارم روضه خوانی و گریه کردن خود ایشان بود و مسئله ی اساسی همان مسئله ی اولی بود که عرض کردم اخلاص ایشان بود چون برای خدا بود خدا هم در دلها جایشان داده بود إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا. نکته ی دیگری که برای همه ما باید همیشه درس باشد. ساده زیستی و بی پرایگی بدون تشریفات بودن مبلغ نداشتن، نداشتن باند و گروه نداشتن.

همیشه به عنوان یک فرد آزاد از همه ی وابستگی ها در سنگر حمایت از دین حمایت از انقلاب و نظام اسلامی بودن خب اینا مجموعه ایست که یک فرد اخلاقی چی میخواد که حاج آقا مجتبی ندارد مجموعه ی اموری که برای یک مردی که صاحب نفسه مربیّه هست مزکی نفوس هست در مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی همه ی اینها جمع بود.یکی از مسائلی هم که در حاج آقا مجتبی بود و باید مبلغین ایشان را به عنوان الگو مطرح بکنند ایشان در حوزه ی احکام که مجتهد بود و درس خارج می گفت درس اخلاقش هم خارج از اخلاق بود یعنی خودش صاحب نظر بود و مسائل اخلاقی را که مطرح می کرد مستندات را مطرح می کرد جمع بندی آیات و روایات, استنباطی که می رسید آن را با همان مبانی توضیح می داد  و تشریح می کرد لذا این یک ویژگی بود  که منحصر در ایشان بود حضرت آقا مجتهدن، فقیهن، مرجع تقلیدند اما این فرصت را ندارند یا شرایط,اقتضای این را ندارد که اشخاص همیشه دسترسی  داشته باشند.

اما حاج آقا مجتبی این خلا را پر کرده بود  کسانیکه دستشان به مقام معظم رهبری این فقیه اخلاقی نمی رسد یک فقیه اخلاقی دم دستشان بود و می توانستند هفتگی در جلساتش شرکت بکنند که بله.ساده زیستیو زهد حرف ایشان نبود عمل ایشان بود بیش از گفتارشان در عمل ظاهر بود و تکیه به هیچ امری از امور دنیا نداشت اسیر هیچ چیزی نبود. هم از اعتباری که خدا به ایشان عنایت کرده بود و مقلدین متمکنی داشت و پول های زیادی را به عنوان سهم امام  در اختیار ایشان قرار داده بودند ایشان به حوزه ی قم و سی حوزه ی دیگر کشور شهریه می دادند اما زندگی خودشان از حد متوسط بالاتر نرفت. خورد و خوراکش و پوشش ایشان و وضعیت عمومیشان از حد متوسط جامعه بالاتر نرفت.

 

مهمانی هایی هم که داشتند یک نوع غذا بیشتر سر سفره نداشت میوه هم یک نوع میوه بیشتر برنمیداشتند. بنابراین العلما ورثه الانبیا که حدیث متواترحاج آقا مجتبی اول برای خودش منبر می رفت بعد برای دیگران یک عامل بود آنچه برای دیگران می گفت در زندگی خودش پیاده کرده بود چون اهل عمل بود هم در کلام و هم مصداق کونو دعاه الناس بغیر السنتکم ایشان اهل عمل بود.

 

هم هست این وراثت عملی را در علم و عمل آدم میبینه که حاج آقا مجتبی یک جا داشتند و هوش بالای سیاسی. ایشان منتقد بود به عملکرد خیلی از مسئولین ولی این نقد نظری که ایشان داشتند به جامعه بروز نمی دادند که مایه دلسردی بشه و نظام تضعیف شود.

*من یاد ندارم ایشان در مسائل سیاسی موضعی هم داشته باشند دلیل خاصی هم داشت؟ 

ایشان از این جهت که یک عنصر اخلاقی و مردمی بود بالاخره افرادی که مواضع مستحکمی نسبت به انقلاب ندارند اینها باید پناهگاهی داشته باشند یا نه. ایشان در ظاهر بروز و ظهوری  نداشت اما در واقع هم درس اجتهادی   ولایت فقیه می گفت و گسترده ترین درس ها عرض کردم ۱۵۰ جلسه ایشان مربوط به ولایت فقیه بود بنابراین حمایت خیلی جدی تئوریکی ایشان از نظام می کرد در عمل هم چیزهایی که مربوط به نظام بود ایشان حضرت آقا را بعد از امام به عنوان یک پرچم دار هم باور داشت و هم ارجاع می داد. یکی از سرداران سپاه برای من نقل می کرد که بنده مشکلی در آستانه ی وقوع بود که با شرع توافقی نداشت رفتم خدمت ایشان و گفته بود که بعضی از مسئولین طرحی دارند که ایشان گفته بودند پرچم به دست حضرت آقاست به ایشان منتقل کنین که اگر ایشان موضع گرفتند. میگفت با اشاره ایشان من به حضرت آقا مراجعه کردم مشکلم حل شد.

خلاصه ایشان ابایی نداشت که هم منتقد باشد و هم این را ابراز کند و در مورد رهبری حضرت آقا از دوره ی جوانیش بشارت ها زیاد بوده، یک مرد صاحب باطنی در دوره ی تبعیدی حضرت آقا به ایشان گفته بود شما در آینده حاکم کشور خواهید بود هم در صحن مطهر حضرت رضا(ع) کسی به او گفته بود هم درمدرسه ی حجتیه یک صاحب دلی که الان هم هست اون وقت به ایشان گفته بود، هم مرحوم آیت الله بهاءالدینی در جریان قائم مقامی که گفته بودند فلانی قائم مقام شده  فرموده بودند ما اینجوری نمی مانیم اگر خیری باشد در آستین علی هستش و در کنار آن ها *حاج آقا الان بالاخره از این بعد در واقع ایشان رو بیشتر مطرح می کنند آن جنبه ی فقاهتی که حضرت عالی اشاره داشتید و درست هم فرمودید آن را نادیده می گیرند که بعضا ایشان را یک عالم صاحب نفس بوده و اهل کرامات بوده اما این بعد را بر آن جنبه ی فقهی ایشان می خواهند غلبه دهند. 

خوب اطلاع ندارند دیگه درس خارج ایشان را دیده بودند و فضلای درسش را که برخی صاحب نظرند در درس ایشان رسیدند به این مرحله ی کارشناسی اگر این را می دیدند و مقایسه می کردند با درس های دیگر چنین قضاوتی نمی کردند.

*نکته ای چیزی اگر فکر می کنید از قلم افتاده بفرمایید. 

از خدا می خواهیم که ارواح پاک علمای ما امام ما فرزندانشان شاگردانی از این دست را با پیامبرش با امام حسینش محشور بدارد و روح این بزرگان حمایت کند از نظام عنایتی داشته باشند که ما ها از خط خارج نشویم و مثل اینها…

* من ندیدم این مطالبی که شما فرمودید و مطالبی از دروس ایشان منتشر شود آیا موضوع ولایت فقیه را توصیه ای، پیگیری چیزی لازم نیست؟ مثلاً  توسط فرزندان ایشان در جامعه منتشر بشود بالاخره باید این بعد فقهی به منصه ی ظهور برسه. 

از بعضی از شاگردان شان شنیدم در مقام هستند تا ایشان خودشان بودند اهل بروز و ظهور نبودند مرحوم آقای بهجت هم اجازه ندادند تا زنده هستند درسهایشان چاپ شود و حاج آقا مجتبی هم تقریبا سیره ی ایشان را بیشتر آدم  برایش تداعی می شود.بعضی شاگردان ممتازشان می گفتند که در مقام  هستند که منتشر کنند.

منبع: نشریه هیئت