نمی توان در حیطه سیاست خارجی ، ساده لوحانه به نیت خیردولت آمریکا اعتماد کرد

در این یادداشت هدف، نقد فیلم و داستان و مباحث تئوریک آن اثر ماندگار سینما نیست بلکه سعی شده از دریچه پیام فیلم نگاه شود و مفاهیم آن را مورد بررسی قرار گیرد.

کد خبر : 44868
تاریخ انتشار : یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۶
نمی توان در حیطه سیاست خارجی ، ساده لوحانه به نیت خیردولت آمریکا اعتماد کرد

به گزارش لنگرخبر، زمان رضایی کارشناس ارشد علوم سیاسی در جدیدترین یادداشت خود در تحلیل فیلم “هیروشیما، عشق من” نوشت :

برای (دُرناهای کاغذی)*

بسان عادت همیشگی و مروری بر تاریخ سینما، فیلمی از سینمای فرانسه به نام “هیروشیما، عشق من” به کارگردانی آلن رنه، مشاهده کردم داستان فیلم درباره زنی فرانسوی است که در ماه اوت سال ۱۹۵۷ برای بازی در فیلمی با موضوع فاجعه اتمی هیروشیما به آن شهر ژاپن می رود و در آنجا حوادث دراماتیکی برای او پیش می آید….

در این یادداشت هدف، نقد فیلم و داستان و مباحث تئوریک آن اثر ماندگار سینما نیست بلکه سعی شده از دریچه پیام فیلم نگاه شود و مفاهیم آن را مورد بررسی قرار گیرد. فاجعه ای که در سال ۱۹۴۵ و در روزهای پایانی جنگ جهانی  دوم توسط ایالات متحده آمریکا ایجاد شد و تا امروز تنها تجربه خیانت بار و مرگ بار بشریت در استفاده از سلاح اتمی به شمار می آید. تجربه ای که همواره سیاست مداران آمریکایی در تبلیغاتشان سعی در به فراموش سپردن آن فاجعه در ذهن جهانیان داشته اند. ولی روشنفکران و آزادیخواهان جهان در آثارشان، مانند همین فیلم ، هیروشیما عشق من، همه تلاش خود را به خرج داده اند تا خاطره آن بزرگترین جنایت علیه بشریت هیچگاه در حافظه تاریخ فراموش نشود. تا سیاستمداران آمریکایی نتوانند با زدودن آن خاطره از اذهان، و فریادهای دروغین خود در خصوص مقابله با گسترش سلاحهای اتمی، که خود تولید کننده این سلاحهای ضد بشریت هستند، چهره موجه از خود نشان دهند.

سالها از آن حادثه دهشتناک می گذرد. هیروشیما چه مفهومی را برای تاریخ سیاست آمریکا و وجدان آمریکای تداعی می کند؟

در ۶ اوت سال ۱۹۴۵ ایالات متحده آمریکا بمبی به نام ” پسر کوچک” بر سر هیروشیما رها کرد که منجر به در دم کشته شدن تعداد بسیاری از افراد غیرنظامی و بیگناه شد تبعات و اثرات آن بمب تا سالها جان ژاپنی ها را گرفت . بمبارانی که مقدمه ای بود بر بمباران شهر ناکازاکی ، با بمب اتمی به نام ” مرد چاق” ، که در روزهای بعدی انجام شد. همزمان که بازماندگان جسدهای جزغاله شده آن شهروندان بیگناه را دفن می کردند دولت آمریکا در اعلانی رسمی موفقیت بمباران اتمی ناکازاکی و هیروشیما را اعلام کرد. توجیه انفجار بمب اتمی در هیروشیما از جانب آمریکا آن بود که جنگ جهانی دوم را به پایان رساند یا دست کم آن را زودتر خاتمه بخشد درنتیجه کوتاه تر شدن طول مدت جنگ ، جان آمریکاییها و ژاپنی های بی شماری را نجات دهد . اما شواهد نشان می دهد که ژاپن شکست خوردن در آستانه تسلیم شدن بود مسئولین دولت آمریکا کوشیدند تا بمباران این دو شهر ژاپن را به طور عمد با اشاره به کاهش در مرگ و میر نظامیان آمریکایی توجیه کنند. “کنزابور اوئه” نویسنده ژاپنی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۴۴ در این باره می گوید: علارغم تمامی تلاشها برای موجه ساختن بمب اتم، این بمب از همان لحظه ای که منفجر شد بدل به نمادی برای شرارت انسانی و تجسم شرّ مطلقی به نام جنگ گردید.(۱)

آن چیزی که او از آن آزار می دید تبانی دانشمندان و سیاستمداران برای توجیه استفاده از بمب اتم بود درحالیکه آنان می دانستند چگونه بمب اتم، هیروشیما را بدل به حفره ای عظیم از مرگ و درد کرده بود درآمیختن نظامی گری با روشی علمی سبب شد که برای نخستین بار بشر توان نابودی کل کره زمین را پیدا کند هیروشیما به زعم سیاستمداران آمریکایی نشان دهنده پیروزی متافیزیک نظامی بود، متافیزیکی که مشخصه اصلی آن، هویت ملی ایالات متحده آمریکا است در واقعه هیروشیما و ناکازاکی می توان نابودی عدالت و اخلاق را دید.(۲)

بمب اتم صرفاً وسیله ای برای کشتار کور و بی هدف نیست، بلکه نمادی است از آمریکای پسا جنگ جهانی، آمریکایی که به راحتی آب خوردن زحمت پرسشهایی درباره عدالت و مسئولیت اخلاقی را از دوش خود برداشته است. اکنون بعد از سالها از حادثه هیروشیما هنوز نگرانی اتمی جهان را در بر گرفته است جهانی که ۹ کشور در آن بمب اتم دارند** و تهدیدی برای بشریت هستند جهانی که در آن بیش از بیست هزار سلاح اتمی وجود دارد که می تواند چندین و چند بار تمامی انسانهای کره زمین را خاکستر کند آمریکاییها حمله به “پرل هاربر” را نمادی از مظلومیتشان می دانند اما خیلی نگذشت که این مظلومین فرضی هویت خود را در قالب جنایتکار ثبت کردند و چشمان خود را عامدانه بر خشونت و بی عدالتی خود بستند . اولویت یافتن عقلانیت ابزاری بر عقلانیت اخلاقی، عادی سازی اعمال خشونت در آمریکا، حجمه آزادی های مدنی، ظهور دولتی که همه چیز را تحت نظارت خود دارد چرخشی خطرناک به سمت مخفی کاری دولتی در دوران ریاست جمهوری اوباما، پیدایش دولت زندان وار و ارتقاء جنگ به مقام اصلی اساسی سازمان دهی به جامعه، نمی توان در حیطه سیاست خارجی، ساده لوحانه به نیت خیر دولت آمریکا اعتماد کرد. کافی است نگاهی اندازیم بر انبوهی از دروغ ها، فریب ها، تحریف ها، جنایات دولت آمریکا، دولتی که مجموعه ای نظامی، صنعتی، جاسوسی اختیار آن را دارد.(۳)

همان سیاستمدارانی که دیگر کشورها را به باد انتقاد می گیرند که چرا مسئولیت اشتباهشان را به عهده نمی گیرند، مرتب بر این نکته پافشاری می کنند که ما نباید بخاطر هیچ چیزی عذرخواهی کنیم. *** ایالات متحده آمریکا و متحدانش، همواره ایران را به داشتن سلاح اتمی می کنند درحالیکه اتفاقی که در هیروشیما رخ داد نشان می دهد که در عالم واقع چه کسی از سلاحهای کشتار جمعی استفاده کرده است. جنایات آمریکا و رد پای این کشور در حوادث و جنایات بزرگ جهانی از هیروشیما و ناکازاکی گرفته تا ویتنام، سوریه، عراق و … جای شک باقی نمی گذارد که آمریکاییان در پس هر حادثه سیاسی و نظامی به دنبال تأمین منافع خود هستند و شعارهای پوچ و بی اساس دموکراسی و حقوق بشر همه فریب بزرگی بیش نیست.

هیروشیما را باید از دیدگاه فلسفه اخلاقی بررسی کرد مهم اینجاست که کشتار هیروشیما و نظایر آن به دست آمریکا انجام می شود که در آن کشور نهادهای بسیاری هستند که برای آزادی، ارزشهای اخلاقی و اصول دموکراتیک تأکید می کنند! و شاید اگر آلمان هیتلری اینکار را می کرد ما اینقدر دچار تعجب نبودیم.

  • به من گوش کن ، من خبر دیگری را می دانم ، دوباره همه جا شروع می شود، دویست هزار کشته، هفتاد هزار مجروح در نُه ثانیه . دوباره همه جا شروع می شود ده هزار درجه بر روی زمین، ده هزار خورشید، آنها خواهند گفت، آسفالت خواهد سوخت، هرج و مرج چیره خواهد شد. تمام شهر از زمین بلند خواهد شد و همچون خاکستر بر زمین خواهد نشست. ****

 

*همه ساله مردم سراسر جهان با درست کردن درناهای کاغذی و فرستادن آن به مرکز ساداکو در پارک یادمان جنگ شهر ناکازاکی، همدردی خود را با قربانیان بمباران و انزجار خود را از کاربرد و گسترش سلاحهای هسته ای اعلام می کنند.

مجسمه ساداکو در این پارک به یاد دختر ۱۲ ساله ای به نام ساداکو ساساکی برپا شده که پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمد ولی در اثر تشعشعات رادیواکتیو باقی مانده از انفجار اتمی دچار سرطان خون شد و درگذشت. براساس افسانه های ژاپنی اگر کسی هزار دُرنای کاغذی درست کند یکی از آرزوهایش برآورده می شود ساداکو درحالیکه در بیمارستان بستری بود با تشویق دوستانش شروع به ساختن دُرناهای کاغذی کرد اما پس از ساخت ۶۴۴ دُرنا درگذشت. از مجسمه ساداکو درحالیکه دُرنایی طلایی در دست دارد در پارک صلح هیروشیما در سال۱۹۶۵ پرده برداری شد. ساداکو ساساکی در روی دُرنایش می نوشت من صلح را در روی بال تو می نویسم تا تو به همه جهان پرواز کنی .

**کشورهایی که بمب اتم دارند عبارتند از آمریکا، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی، اسرائیل .

***در سال ۱۹۸۸ پس از آنکه نیروی دریایی آمریکا با شلیک موشک باعث سقوط یک هواپیمای مسافربری غیرنظامی ایرانی بر فراز خلیج فارس و مرگ همه دویست و نود مسافر آن از جمله ۶۶ کودک شد، جورج بوش پدر که در آن زمان معاون رئیس جمهور و نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود گفت من هیچگاه از جانب ایالات متحده پوزش نخواهم خواست، ابداً برایم اهمیتی ندارد که واقعیت از چه قرار است.

****دیالوگ سکانس پایانی فیلم هیروشیما، عشق من

منبع:

  • (۲) (۳)-هنری ژیرو-ترجمان علوم انسانی، ترجمه میلاد محمدی

 

زمان رضایی – کارشناس ارشد علوم سیاسی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 13 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱۳
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رحمان یکشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۶

این همونیه که مربى فوتباله؟

حسن یکشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۱

واقعا جای تعجب داره کارمندشهرداری بیاد درباره سیاست حرف بزنه

طاهری دوشنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۹

اول سلام و بعد یک سؤال دارم و آن اینکه چرا جای تعجب داره؟ لطفاً جواب بدهید.

حمید یکشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۹

من فیلم هیروشیما عشق من را دیدم ، فیلمی است درستایش عشق و صلح . و یکی از ماندگار هایتاریخ سینما است .

سعىد یکشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۷

ممنون از شما برادر بزرگوار بابت مقاله با ارزشتان.موفق باشید.

سعىد یکشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۲:۰۰

ممنون از مقاله با ارزشتان موفق باشید

بابک رضایی دوشنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۷

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، همچون گلوگاه پرنده ای ،

هیچ کجا ، دیواری فروریخته برجای نمی ماند

سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را ،ـ

که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست ، که حضور انسان آبادانی ست

همچون زخمی همه عمر خونابه چکیده

همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده

به نعره ای چشم بر جهان گشوده

به نفرتی از خود شونده

غیاب بزرگ چنین بود

سرگذشت ویرانه چنین بود!

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، کوچکترحتا ، از گلوگاه یکی پرنده!

شاملو

( درود بر شما زمان رضایی عزیز ، بسیار عالی بود .)

احمد دوشنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۰

قبلا هم در خصوص سینما و تروریسم و خاورمیانه و اسلام هراسی مطالبی خواندم از شما در همین سایت .
البته در تاریخ سینما فیلم دکتر استرنجلاو به کارگردانی استنلی کوبریک هم بسیار جذاب هست در در مورد تهدید هسته ای در جنگ سرد هست .

طاهری دوشنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۹

با سلام خدمت همه دوستان، ابتدا میخواهم بگویم که تحصیلات آقای زمان رضایی، کارشناس ارشد علوم سیاسی است و مقاله های بسیاری در مباحث مختلف داشته و دارند، جهت اطلاع کسانی که شناختی از ایشان ندارند و همچنین ایشان در زمینه های ورزش، تئاتر و بازیگری نیز از فعالان می باشند و اینجا واقعاً جای تعجب دارد که بعضی چرا ندانسته نظر می دهند؟! و باز چرا یک کارمند شهرداری نمی تواند درباره سیاست حرفی بزند چه فرقی دارد که کارمند شهرداری باشد یا جای دیگرو چرا؟!
و در مورد مطلب ایشان که در واقع درد دل ایشان بود که چرا کشوری که خود بمب اتم را بر روی مردم بی پناه فرو آورده و حتی فردی که مجری اینکار بوده بدون نگاهی به وجدان خود و البته خرسند از اینکار جلوی ادامه جنگ جهانی دوم را گرفته و… حالا به کشور عزیزمان سخت گرفته، کشوری که منشور حقوق بشر کوروش را دارد؟!

مجید دوشنبه , ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۷

با سلام خدمت همه دوستان
مقاله ی خوبی در مورد سیاست های خارجی آمریکا بود ولی در قضاوت فیلم و نقد سیاسی آن بیشتر به کلی گویی پرداخته شده و جسته و گریخته به مسایل حاشیه پرداخته شده
در کل از نگاه نگارنده به مسایل پسا نقد فیلم تشکر میکنم

مهدی امیری سه شنبه , ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۲:۵۶

با سلام
آقای رضایی عزیز ممنون از مقاله بسیار زیبا و سلیس شما،اینکه جنابعالی از پیشکسوتان تئاتر و از منتقدان و تحلیل گران حوزه‌های سینما و سیاست هستید شکی در آن نیست و در ضمن اشاراتی که به فیلم ارزشمند هیروشیما عشق من کردید خیلی بجا و حساب شده بود.امیدوارم در هر پست و مقامی که هستید همواره موفق و پیروز باشید.بی تردید میتوان از موضع سیاست که رابطه‌ی تنگاتنگ و بین رشته‌ای در روزگار ما دارد جستارهایی فراوان به مکتب های هنری از جمله سینما وارد کرد و چه بسا که با تجربه‌ای متفاوت و دیدگاهی جامعه شناسانه که در شما سراغ دارم موفق خواهید شد.
یا حق

یاسر چهارشنبه , ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۷

آقای رضایی : ساده لوحانه است فکر کنیم کسی که داشته این پرا رو از بدن طاووس می کنده اون زمان نیتش خیرخواهانه بوده !!!

محمود پنجشنبه , ۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۸

سلام خدمت استاد رضایی.
ممنون از مطالب زیبا پربار…