شعار ندهید؛ عمل کنید!
شعار ندهید؛ عمل کنید!

کمیل کاس پور چند مدتی است باب شده که مقالات و مصاحبه های تفصیلی و تحلیلی پیرامون اقتصاد مقاومتی و حفظ فرهنگ اصیل اسلامی ـ ایرانی از سوی برخی مسئولین دانه درشت و دانه ریز منتشر می شود، با قلمی بسیار روان و با بیانی بسیار شیوا، آن چنان این دو مساله را تحلیل می […]

کمیل کاس پور

چند مدتی است باب شده که مقالات و مصاحبه های تفصیلی و تحلیلی پیرامون اقتصاد مقاومتی و حفظ فرهنگ اصیل اسلامی ـ ایرانی از سوی برخی مسئولین دانه درشت و دانه ریز منتشر می شود، با قلمی بسیار روان و با بیانی بسیار شیوا، آن چنان این دو مساله را تحلیل می کنند که انسان لذت می کند، و البته کمی هم شک، که چرا آقایان مسئول ما که این چنین از مسائل و معضلات با خبرند و راهکار های بسیار زیادی را هم برای برون رفت از مشکلات می دهند ولی کاری از پیش نمی رود یا به کندی پیش می رود.

 

متاسفانه چند مدتی است که همه شعار می دهند، یا شاید بهتر بگوییم، صندلی شان کوچک و میزشان کهنه شده است، باید قبول کرد که اگر بر ما هشت سال دفاع مقدس را تحمیل کردند، فی الحال نیز بر ما جنگ اقتصادی و فرهنگی را تحمیل کرده و به شدت در حال ادامه دادن هستد، کمی هم انصاف داشته باشیم، در جنگ اقتصادی و علی الخصوص جنگ فرهنگی، شکست های سنگینی را هم متحمل شده ایم، و همچنان نیز ادامه دارد…

 

باید از شعار زدگی فاصله بگیریم، باید از این آفت بسیار خطرناک میز و ریاست و حفظ پست و مقام بعضی از این مسئولین دانه درشت و دانه ریز ما فاصله بگیرند، باید کمی هم به فکر جامعه بود، با شعار و مصاحبه و مقاله های تخصصی، کاری از پیش نمی رود، باید در وسط میدان بود، البته در وسط میدان بودن، تنهامختص به مسئولین نمی شود بلکه تمام اقشار جامعه باید کمک کنند تا مشکل حل شود.

 

ما در این یادداشت بیشتر حرف حسابمان با آقایان مسئول است،‌ آقایانی که به گونه ای می توانند در مسائل اقتصادی و فرهنگی حتی کوچکترین تاثیرگذاری را داشته باشند ولی …

 

امان از این آفت قدرت و ثروت !

 

ما که سن مان قد نمی دهد ولی تاریخ معاصر را که می خوانیم و یا از بزرگان که می شنویم، در دفاع مقدس، جوانان با دست خالی و کمترین امکانات اما با ایمانی قوی و روحیه ای جهادی نمی گذاشتند حرف امام شان بر زمین بماند، از جان و مال خود مایه می گذاشتند، تا ناراحتی رهبرشان را نبینند، نماز های شب شان ترک نمی شد، ایمان شان واقعی بود و اخلاص در میان آن ها موج می زد، فی الحال هم باید، مسئولین و یا تمام کسانی که در خاکریز جنگ اقتصادی و جنگ فرهنگی هستند، آن گونه باشند تا از امداد های الهی بهرمند شوند، باید نیت را خالص کرد، باید با توکل و توسل وارد میدان شد، باید با روحیه ی جهادی وارد شد، باید موقع عمل، کت و شلوار ها را با لباس خاکی عوض کرد، باید ایمان داشت، که می شود، باید به جوانان متخصص و متعهد اطمینان شود، چرا که این جوانان امتحان پس داده اند، این زین الدین ها این باقری ها این همت ها این افلاکی ها، این ها مگر جوان نبودند، چه زیبا امتحانشان را پس دادند، از این گونه جوان ها فی الحال هم کم نداریم، اما متاسفانه به جوانان اطمینان نمی شود، همان جوانی که حضرت آقا این گونه تعبیر می کند (جوان تعیین کننده است،تحول آفرین است، موتور پیشرفت است، شکافنده ی بن بست هاست، نیروی جوانی این است)

 

با شعار و مقاله و مصاحبه نمی توان به قله ی مورد نظر دست پیدا کرد، با گذاشتن سیمینارهای رنگارنگ کاری از پیش نمی رود، با بخشنامه های مختلف کار جلو نمی رود، با کت و شلوارهای آن چنانی به هدف نمی توان رسید، باید ایمان ها را قوی کرد.

 

در آخر هم، این یادداشت را با جمله ی حضرت آقا در تاریخ ۱۲/۸/۸۰ در جمع جوانان استان اصفهان به پایان می رسانیم.

 

(آن ها مکر و توطئه می کنند، ما باید در مقابل آن ها ضد مکر، ضد توطئه و ضد حمله کنیم…اگر از دشمنی آن ها غفلت کردیم،باخته ایم)