تمام چالش‌های دولت یازدهم در “دوران پسا هاشمی”
تمام چالش‌های دولت یازدهم در “دوران پسا هاشمی”

این روزها بازار گمانه زنی در مورد آینده سیاسی جریان نزدیک به مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی داغ است و حل مسئله نسبت جریان اصلاح طلب و حامی دولت که حالا مهم ترین پایگاه حاکمیتی خود را از دست داده اند نقل محافل سیاسی شده است و هر جناح و گروه سیاسی تلاش می کند بنا به اقتضائات و منافع خود دوران پسا هاشمی را تفسیر و تحلیل کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی لنگرخبر، محمد زعیم زاده: این روزها بازار گمانه زنی در مورد آینده سیاسی جریان نزدیک به مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی داغ است و حل مسئله نسبت جریان اصلاح طلب و حامی دولت که حالا مهم ترین پایگاه حاکمیتی خود را از دست داده اند نقل محافل سیاسی شده است و هر جناح و گروه سیاسی تلاش می کند بنا به اقتضائات و منافع خود دوران پسا هاشمی را تفسیر و تحلیل کند،اما به نظر می رسد علی رغم وجود برخی قرائن و شواهد برای پررنگ شدن بعضی تحلیل ها هنوز برای جمع بندی در مورد تاثیر و تاثر  فقدان آیت الله هاشمی بر آینده فضای سیاسی کشور زود است مهم ترین دلیل این مسئله هم غیر خطی بودن و چند بعدی بودن تحولات سیاسی است اما عجالتا می توان با اندکی احتیاط و بنا به برخی شواهد، حداقل در خصوص آینده سیاسی دولت یازدهم در عصر پساهاشمی گزاره هایی را مطرح کرد.

حقیقت این است که دولت یازدهم هم مهم ترین حامی درون حاکمیتی خود را از دست داده است و هم الگوی اجرایی خود در اداره دولت را، دولت یازدهم که هم در شکل و هم در محتوا نسخه ضعیف شده دولت مرحوم هاشمی موسوم به دولت سازندگی است امروز در نقطه ای قرار دارد که  اولا به لحاظ اجتماعی وضعیت درخشانی ندارد و در نقطه متوسطی ایستاده است، ثانیا به لحاظ سیاست داخلی باید بتواند خود را با شرایط جدید فضای سیاسی تطبیق دهد و بتواند بین دوگانه چرخش به راست و هم سویی با بدنه اصلاحطلب یا یکی را انتخاب بکند و یا کار سخت‌تر را انجام داده و آنها را جمع بزند و بر همین اساس احتمالا کنش های سیاسی آینده دولت خود بیانگر چیستی تصمیم آنها خواهد بود اما در حال حاضر می توان یک نمونه دم دستی را تحلیل کرد.

نگاهی دقیق‌تر به کنفرانس خبری اخیر جناب رئیس  جمهور نشان می دهد، حسن روحانی در نهمین نشست مطبوعاتی خود، شاید محتاط تر از هر زمان دیگر سخن گفت. روحانی با ستایش چند باره از مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی گفت که مراسم خاکسپاری و مجالس ترحیم او باعث ایجاد وحدت و همدلی بین مسئولان و گرایش های سیاسی مختلف شده و خواستار تداوم این وضعیت شد. شاید همین تمایل موجب شد که با وجود اشاره صریح دو خبرنگار به رئیس دولت اصلاحات و وضعیت سیاسی اجتماعی او و هم چنین سران فتنه ۸۸،حسن روحانی حتی برخلاف نشست‌های قبلی نه هیچ نامی از آنها برد و نه پاسخ شفافی و حتی نیمه شفافی به این سوالات داد، روحانی هم چنین در مورد شایعه رد صلاحیتش هم به رابطه گرم خود با شورای نگهبان اشاره کرد، مسئله ای که از همان زمان بیان تا کنون واکنش های منفی بسیاری را در میان بدنه اجتماعی جریان تجدید نظر طلب به وجود آورده است.

اما دامنه اظهاراتی از این جنس محدود به حسن روحانی نشد و حتی رئیس دولت اصلاحات هم در اظهاراتی کم سابقه گفت: امیدوارم آشتی نسبی که از اثرات درگذشت آیت الله هاشمی شکل گرفته با محوریت مقام معظم رهبری تداوم داشته باشد، امیدوارم بزرگان کشور به خصوص مقام معظم رهبری ما را وارد عرصه جدیدی از زندگی برای خدمت به مردم و اعتلای کشور کنند؛ نباید در گذشته بمانیم و آقای هاشمی هم همین را میخواست.

بآنچنان که در سطور ابتدایی گفته شد، ارزیابی دقیق از وضعیت این دو جریان در شرایط پسا هاشمی هنوز زود است اما به نظر می رسد دو مسئله سبب شود اظهاراتی از این دست هم چنان ادامه داشته باشد. نکته اول تلاش برای ایجاد اعتماد در نظام و بازسازی جایگاه حقیقی آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان واسطه ای میان حاکمیت و جریان تجدید نظر طلب و  نکته دوم رسیدن به نقطه ای اطمینان بخش برای نمایش کاهش تنش های رادیکال بین جریان اصلاح طلب و قرائت انقلابی از جمهوری اسلامی است، دو مسئله ای که در صورت حل نشدن در آینده ای نزدیک می تواند حیات جریان اصلاح طلب داخل نظام را با چالش جدی روبرو کند و حل شدنش هم نیاز به برخی از خود گذشتگی ها و تلاش برای زدودن خاطره تلخ سال ۸۸ و عذر خواهی رسمی از اقدامات فتنه انگیزانه آن است.

از سوی دیگر به نظر می رسد رقابتی جدی برای پر کردن جایگاه حقیقی و حقوقی آیت الله هاشمی رفسنجانی بین حجه الاسلام ناطق نوری و حسن روحانی در جریان است، رقابتی که پیروز آن می تواند در صورت بروز رفتار عقلایی و حساب شده ی سیاسی و با تلاش برای جبران برخی اشتباهات سهمگین موقعیت درون حاکمیتی جریانی را نوسازی کند و در با سیاست ورزی هوشمندانه باز هم در سپهر سیاست ایران نقش آفرینی کند