آيت الله شیخ شعبان دیوشلی را بهتر بشناسیم

زمان تقریبی مطالعه دقیقه
۴
۲۰ آذر ۱۳۹۳

تولد و کودکی

آيت الله حاج شیخ شعبان دَیوشلی لنگرودی گیلانی در نیمه ی شعبان 1275 قمری در قریه ی خوش آب و هوا و سرسبز «دیوشَل»  که در چهار کیلومتری غرب لنگرودو در مسیر شاهراه لنگرود به لاهیجان واقع شده است، در خانواده ای روحانی و متدین پا به عرصه ی گیتی نهاد.

پدرش شیخ مهدی از عالمان ولایت مدار و متقی آن دیار به شمار می رفت.

جدش مرحوم شیخ عبدالوهاب اهل خراسان بود که به گیلان مهاجرت کرد و در این دیار ساکن شد.

عموهای وی همگی از عالمان سرشناس و ولایت مدار منطقه به شمار می رفتند.

شیخ شعبان در کودکی پدر بزرگوارش را از دست داد و تحت حمایت و سرپرستی مادرش که از زنان پاکدامن و آگاه به مسایل دینی بود، قرار گرفت. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در این دیار سپری ساخت و دوره ی مقدمات علوم دینی را در همان موطن خویش به خوبی فرا گرفت.

1

حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد علی فقیهی، آيت الله زاده ی گیلانی، قدس سره، درباره ی نوجوانی جدّش می نویسد:

در زمان های سابق برخی از افراد متدّین و غالباً متمکّن به علّت علاقه و ارادت به خاندان عصمت و طهارت، علیهم السلام، و یا پناهنده شدن به آن ذوات مقدّس و یا هر علل ممکن دیگر، به بازماندگان توصیه می کردند که جسد آنان را بعد از مرگ به اماکن مقدس و متبرکی نظیر نجف اشرف و کربلاو... حمل و در آن جا دفن کنند. بازماندگان هم به این وصایا عمل می کردند، اما گاهی اوقات، موانعی برای حمل و دفن اجساد پیش می آمد که بازماندگان ناگزیر به دفن جنازه به صورت امانت می شدند تا پس از رفع موانع گردد، جسد برای دفن به اماکن مقدس حمل می شود.

مرحوم آيت الله العظمی حاج شیخ شعبان گیلانی، در همان اوان کودکی پدرش را از دست داد. جنازه ی پدرش را به رسم امانت دفن کردند تا در سال 1287 قمری در حالی که دوازده یا سیزده سال بیش تر نداشت، به همراه والده ی خویش برای زیارت و دفن استخوان های پدربزرگوارش به کربلامشرف شد و «جنب مرقد حبیب بن مظاهر» پدرش را به خاک سپردند. این، مصادف بود با آمدن ناصرالدّین شاه قاجار برای زیارت به عتبات مقدس. ورود شاه ایران زمانی بود که دولت عثمانی سربازگیری میکرد.

من جمله فقید سعید را که جوانی نورس بود، برای خدمت سربازی دستگیر کردند. مادر او مضطربانه شاه ایران را ملاقات کرد و از او خواست تا وساطت کند فرزندش را که هنوز به سنّ سربازی نرسیده بود، آزاد کنند. شاه هم از حکومت عثمانی آزادی جوان را خواستار شد. حاکم عثمانی هم به شفاعت سلطان ایران، او را آزاد کرد و به اتفاق مادرش به ایران بازگشت.

تحصیلات

حاج شیخ شعبان که بعدها در حوزه ی علمیّه ی نجف اشرف با عناوین «گیلانی» و «رشتی» و «رشتی نجفی» و در منطقه ی گیلان و در نزد گیلانیان مقیم نجف اشرف، به همان عنوان زادگاهش «دیوشلی» شهرت یافت، تحصیلات مقدماتی علوم الهی را در همان زادگاهش و در نزد عالم ربانی آقا شیخ علی دیوشلی  برادر بزرگتر حضرت آيت الله العظمی ملا عبدالله مازندرانی که از علمای برجسته و ساکن در لاهیجان بود، فرا گرفت. با تشویق ایشان بعضی از مقدمات ادبی را در نزد مرحوم میرزا حسین مدرّس لاهیجی در مدرسه ی علمیه ی «شعربافان»، واقع در «شعرباف» محله ی لاهیجان فرا گرفت.

ناگفته نماند که مرحوم آيت الله شیخ عبدالله مازندرانی در سال 1256 قمری در دیوشل زادگاه مُتَرجَم ما متولد گردید و چون در دوران کودکی به همراه خانواده به مازندران و به شهر (بارفروش) بابل فعلی کوچ کردند و مدتی آن جا ماندگار شد، به همین جهت به «مازندرانی» شهرت یافت.

شیخ شعبان بعد از مدتی تحصیل در لاهیجان به قزوین که در آن زمان مرکزیت خاصی علمی داشت ـ مهاجرت کرد و متون فقه و اصول را در آن شهر و در نزد بزرگانی مانند سیّد علی (صاحب حاشیه بر قوانین) و حاج میرزا عبدالوهاب بهشتی فرا گرفت و خود نیز به تدریس سطوح پایین تر پرداخت. این بزرگوار برای نیل به اهداف والای علمی در سال 1292 قمری به نجفاشرف مهاجرت کرد و با شرکت در درس اساتید برجسته و پرآوازه ی حوزه ی کهن سال نجف اشرف، استفاده ی شایانی برد و به مقامات عالی علمی دست یافت.

اسامی جمعی از اساتید فرزانه ی معظم له عبارت اند از:

1 ـ آيت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی(متوّفای 1312 قمری)

2 ـ آيت الله حاج میرزا محمدحسن مامقانی(متوّفای 1323 قمری)

3 ـ آيت الله ملا محمد ایروانیمعروف به فاضل ایروانی(متوّفای 1306 قمری)

فاضل ایروانی که از شاگردان نامدار سیّد ابراهیم صاحب ضوابط و مرحوم صاحب جواهرو شیخ انصاری بود، بعد از وفات آيت الله سیّد حسین کوه کمری، کرسی تدریس برقرار کرد و زعامت شیعیان آذربایجان را برعهده گرفت. او در فقه و اصول و حدیث و تفسیر مهارت ویژ ه ای داشته و بزرگانی چون شیخ شعبان گیلانی از حوزه ی درس او به مقام اجتهاد و استادی رسیدند.

4 ـ آيت الله حاج ملّا محمد فرزند فضل علی معروف به فاضل شربیانی(متوفای 1323 قمری).

این زعیم بزرگوار بعد از وفات سیّد حسین ترکو فاضل ایروانی، به همراه فاضل مامقانی زعامت دینی مردم آذربایجانرا برعهده داشتند.

5 ـ آيت الله ملّا عبدالله مازندرانی(متوّفای 1330 قمری)

وی در سال 1256 قمری در روستای دیوشل لنگرود متولد و تحصیلات خود را در بارفروش(بابل فعلی) آغاز کرد. در نجف اشرف از شاگردان نامدار میرزای رشتی بود. بعد از رحلت میرزا، کرسی تدریس وی به ایشان واگذار گردید و توانست شاگردان برجسته ای در مکتب علمی خود تربیت کند.

وی یکی از رهبران مهم انقلاب مشروطیت به همراه آیات آخوند خراسانی و میرزا خلیل تهرانی به شمار می رود. نقش سیاسی و انقلابی این رهبران ثلاث نهضت مشروطیت حوزه ی علمیه ی نجف در کتب تاریخی به تفصیل آمده است.

6 ـ آيت الله سیّد ابوالقاسم اشکوری (متوّفای 1325 قمری)

سیّد ابوالقاسم فرزند سیّد معصوم حسینی گیلانی اشکوری از فقها و مجتهدان شیعه، با برادرانش آيت الله سیّد جعفر (متوّفای 1300 قمری) و سیّد مرتضی (متوّفای 1298 قمری) در محضر استادانی مانند شیخ انصاری و سیّد حسین ترک و میرزای شیرازی و میرزای رشتی به تکمیل معلومات پرداختند. او پس از چندی به مقام مرجعیت دست یافت و جماعت زیادی از طلاب گیلان و غیر گیلان نزد آن عالم ربانی تلّمذ کردند.

تألیفات ارزشمندی دارد که مهم ترین آن بُغیة الطالب فی شرح المکاسب و جواهر العقول فی شرح فرائد الاصول است.

7 ـ آيت الله شیخ زین العابدین مازندرانی(متوّفای 1309 قمری)

آيت الله شیخ شعبان گیلانی به درس اساتید نجف بسنده نکرد. لذا به کربلای معلّی سفر کرد و از درس پرفایده و فقیه پرور آيت الله شیخ زین العابدین مازندرانی که مهم ترین کرسی تدریس حوزه ی کربلارا بر عهده داشت، بهره مند گردید و سالیان متمادی زانوی فروتنی و تواضع و علم آموزی در محضر آن استاد فرزانه بر زمین زد و از خرمن دانش بیکران او خوشه های فراوانی برچید.

تدریس

آيت الله شیخ شعبان گیلانی، سالیان متمادی از ملازمان و خواص اصحاب استاد بزرگوارش و همشهری خود آيت الله ملا عبدالله مازندرانی بود و توانست از محضر این فقیه وارسته و مبارز، بهره های علمی و معنوی فراوانی ببرد. او علاوه بر تحصیل و کسب علم، خود نیز از مدرسان بزرگ حوزه ی نجف اشرف به شمار می رفت. مخصوصاً بعد از رحلت استادش ملّاعبدالله مازندرانی، اغلب طلاب و فضلای شمالی محضر این فقیه والامقام، زانوی شاگردی بر زمین زدند.

 

شاگردان

اسامی جمعی از شاگردان معظم له که بعدها همگی از عالمان متعهد و مدرسان نامدار معاصر شدند، ذیلاً می آوریم:

1 ـ آيت الله شیخ ابوالقاسم حجتی رشتی مؤلف تفسیر سوره ی یوسف (متوّفای 1385 قمری)

2 ـ آيت الله شیخ اسحاق غروی رشتی فرزند برومند میرزا حبیب الله رشتی(متوّفای 1357 قمری)

3 ـ آيت الله شیخ مهدی مهدوی لاهیجی(متوّفای 1413 قمری)

وی از عالمان کهن سال لاهیجان بود که بعد از تکمیل معلومات در سال 1316 شمسی به زادگاهش مراجعت کرد و ضمن تدریس و تربیت شاگردان، به تأسیس اماکن دینی از قبیل حوزه ی علمیه ی لاهیجانپرداخت.[6]

4 ـ آيت الله سید موسی موسوی اشکوری(متوّفای 1372 قمری)

وی از اعاظم علمای لنگرود بود از لحاظ علم و فضل در میان علمای آن دیار برتری فوق العاده داشت. زهد، وارستگی، تقوا، تعصب در دین، اخلاق خوش وی به گونه ای بود که بعد از گذشت بیش از پنجاه سال از رحلتش، هنوز یاد و نامش در میان مردم لنگرود زنده است. وی پدر گرامی واعظ شهیر ایران میرزا محمد علی صدرایی اشکوری ، قدس سره، است.[7]

5 ـ آيت الله ملا عبدالله ممجّد لنگرودی(متوّفای 1370 قمری) [8]

6ـ آيت الله ملا علی اکبر فتیدهی لنگرودی(متوّفای 1365 قمری)[9]

بنا به گفته برخی از علمای معاصر، ایشان عالم ترین روحانی در میان علمای شهرستان لنگروددر دوران معاصر بوده است. بزرگانی فراوان همانند آيت الله سیّد مرتضی لنگرودی(متوّفای 1383 قمری) از تربیت یافتگان مکتب علمی آن بزرگوار به شمار می آیند.

7 ـ آيت الله سید حسن معصومی اشکوری(متوّفای 1373 قمری) [10]

وی از عالمان جلیل القدر گیلان ساکن شهرستان رشت بود که در جنبش مشروطیت نقش فعال داشت. کفایه منظوم و دیوان آذرکده حسینی از جمله تألیفات ارزشمند وی به شمار می رود.

8 ـ آيت الله سیّد محمدتقی رودباری گیلانی(متوّفای 1359 قمری)

وی از عالمان و مدرسان بزرگ و محبوب رشت و باجناق آن بزرگوار هم نیز بوده است.[11]

9 ـ آيت الله سید ابوالحسن اشکوری(متوّفای1368 قمری)

10 ـ آيت الله سید جواد حسینی اشکوری(متوّفای 1377 قمری)

وی از بزرگان حوزه ی نجف اشرف و داماد آيت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بود که سالیان متمادی از محضر این فقیه نامدار و آیات عظام شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، نایینی، میرزا محمد تقی شیرازی،... بهره مند گردید.

11 ـ آيت الله سید علی حسینی اشکوری(متوّفای 1389 قمری)

وی از بزرگان و مدرسان عالی مقام حوزه ی نجف اشرف و پدر گرامی محقق والامقام فهرست نگار معاصر حجةالاسلام و المسلمین حاج سید احمد حسینی اشکوری(مؤلف تألیفات فراوان) است.

12 ـ آيت الله شیخ محمد مهدوی سعیدی لاهیجی(متوّفای 1407 قمری)

وی از علمای پژوهنده و پرکار گیلانبود که بیش از هشتاد جلد کتاب و رساله از خود به یادگار گذاشته است.

از میان آن ها فقط سه کتاب سادات متقدمه گیلانو جغرافیای گیلانو رجال دو هزار ساله ی گیلان، به چاپ رسیده است. وی از بسیاری از اساتید خود از جمله آيت الله شیخ شعبان گیلانی اجازه ی اجتهاد داشت.[12]

13 ـ آيت الله شیخ محمّد اشکوری(متوّفای 1356 قمری) [13]

وی فرزند شیخ محمدحسین فقیه اشکوری است. در سال 1320 قمری در نجف اشرف متولد شد. تحصیلاتش را در نجف اشرف آغاز کرد. پس از اتمام سطوح عالی به درس خارج میرزا حسین نایینی و آقا ضیاء عراقی و شیخ شعبان دیوشلی و ... حضور یافت و مدارج عالی را طیّ کرد. مصباح العقول در شرح کفایۀ الاصولآخوند خراسانی از جمله آثار او است.

14 ـ آيت الله شیخ حبیب الله معنوی لنگرودی غروی (متوّفای 1366 قمری)

15 ـ آيت الله شیخ یحیّی زکیّ لنگرودی(متوّفای 1384 قمری)

وی عالمی متقی و موجه بود که بعد از سقوط حکومت رضاخان به تأسیس مدارس و مساجد پرداخت. حوزه ی علمیه ی صاحب الزمانی لنگرود از جمله آثار و باقیات الصالحات او است.

قبر شریف آن بزرگوار نیز در همان حوزه ی علمیه ی است.

16 ـ آيت الله سید حسن بحرالعلوم رشتی(متوّفای 1397 قمری)

وی فرزند عالم جلیل سید حسین بحرالعلوم فرزند علامه سید عبدالباقی رشتی از علمای مشهور گیلان است. پدرش از فعالان نهضت مشروطه بود. مخالفان شیخ فضل الله نوری او را به همراه فرزندش سید جواد در سال 1327 قمری در حالی که از تهران عازم رشت بود، در قزوین به شهادت رساندند. سید حسن بحرالعلوم در ابتدای نهضت اسلامی در سال 1342 شمسی به حمایت از امام خمینی به همراه آیات عظام سید محمود ضیابری و شیخ مهدی مهدوی لاهیجی به سمت تهران حرکت کردند. در رودبار و در مسیر رشت به قزوین، دستگیر و به تهران منتقل شدند. چند ماهی هم در زندان قزل قلعه محبوس بودند.

وی از عالمان متعصب و غیور بود. داماد آيت الله العظمی حاج آقا حسین قمی بود. محبوبیت تام در گیلان داشت. وی در رشت وفات کرده و در حریم پاک رضوی در مشهدمقدس مدفون گردید.[14]

17 ـ آيت الله حاج شیخ محمد رفیع خورگامی(متوّفای 1379 قمری)

18 ـ آيت الله شیخ حسین رشتی نجفی کاظمی(متوّفای 1348 قمری)

19 ـ آيت الله شیخ مهدی لاکانی(متوّفای 1330 قمری)

20 ـ آيت الله شیخ میرزا ابوالحسن شریعتمدار رشتی(متوّفای 1368 قمری)

وی بعد از اتمام تحصیلات و تکمیل معلومات در نزد اعاظم نجف اشرف به تهران آمد و تا آخر عمر در این شهر رحل اقامت افکند. ضمن تدریس و تبلیغ، صدقات جاریه ی فراوانی از او به یادگار مانده است.

21 ـ آيت الله حاج شیخ محمد زاهد گیلانی(متوّفای 1380 قمری)

وی از بزرگ ترین فقهای رشت محسوب می گردید. اوعالمی جلیل القدری بود که در زهد و تقوا و اعراض از دنیا برای مردم رشت ضرب المثل بود. وی داماد مرحوم میرزا محمدعلی مدرسی چهاردهی از مدرسان عالی مقام و مشهور نجفبود.

22 ـ آيت الله سید محمود ضیابری(متوّفای 1402 قمری)

وی از روحانیان سرشناس و محبوب و انقلابی شهرستان رشت و از شاگردان آیات عظام نجفاشرف بود. در حدود سی سال اقامت در رشت، به تعلیم و تدریس و سایر وظایف دینی پرداخت.

23 ـ آيت الله شیخ علی علم الهدی فومنی(متوّفای 1370 قمری)

وی از شاگردان و چهره های انقلابی حامی شیخ فضل الله نوری و از دوستان و همرزمان میرزا کوچک خان جنگلی در نهضت جنگل بود. او علاوه بر مقام شامخ اجتهاد، مردی شجاع و انقلابی بود که با جمعی از مجتهدان گیلان جمعیت «اتحاد اسلام» را برای حمایت میرزا جنگلی، تشکیل داد علیه قوای اجنبی فعالیت و مبارزه کرد.

24 ـ سید احمد فاطمی(متوّفای 1369 قمری)

وی از دانشمندان رشت بود که به کثرت فهم، معروف بود. او در زمان حکومت رضاخانی مجبور به ترک کسوت روحانیت گردید. و در سال 1369 قمری در سن 90 سالگی دعوت حق را لبیک و در جوار حرم حضرت معصومه، سلام الله علیها، و قبرستان ابوحسین قم دفن گردید.

25 ـ آيت الله میرزا علی اکبر طلوعی اشکوری(متوّفای 1354 قمری و صاحب دیوان طلوعی)

26 ـ آيت الله سید احمد میرمطلبی لاهیجی(متوّفای 1370 قمری)

27 ـ آيت الله شیخ حسین لیچایی لشت نشایی(متوّفای 1372 قمری)

وی از فقهای و ادبای گیلانو از شاگردان آخوند ، سیّد یزدی، ملّاعبدالله مازندرانی، شیخ شعبان گیلانی بود. مردی روشنفکر و نیک محضر بود. سال ها در زادگاهش «لیچاه» از توابع لشت نشاء (رشت) زندگی کرد.

در اواخر عمر شریف در رشت اقامت گزید و مشغول تدریس و سایر وظایف شرعی گردید.

وی کفایۀ الاصولآخوند را به نظم شیرین درآورده است.[15]

28 ـ آيت الله شیخ حسین وحید آستانه(متوّفای 1373 قمری)

از شاگردان آیات عظام سیّد موسی رزآبادی و ملّاعبدالله مازندرانی و مدرس چهاردهی و سید حسین اشکوری و شیخ شعبان گیلانی و سیّد کاظم یزدی و... بود. او موفق به اخذ اجازه از آنان شد و به زادگاهش آستانه ی اشرفیه برگشت و منشأ خدمات فراوانی شد.

29ـ آيت الله شیخ ابوالحسن آیتی دیوشلی لنگرودی

وی از بزرگان گیلان و داماد و برادرزاده ی ملّاعبدالله مازندرانی بود. بعد از سالیان متمادی زندگی در لاهیجان، رحلت کرد. مقبره ی این عالم ربانی به همراه جمعی از علمای بزرگ لاهیجان، همانند آيت الله شیخ عبدالحسین کوشالی لاهیجی، در قبرستان آقا سید محمد یمنی لاهیجان مدفون گردید.

30 ـ آيت الله سید جواد حسینی تنکابنی(متوّفای 1377 قمری)

31 ـ آيت الله شیخ عبدالحسین رشتی(متوّفای 1373 قمری)

وی از مدرسان نامدار و مشهور حوزه ی نجف اشرف بود. فرزانگان فراوانی از دانش وی بهره مند شدند.

32 ـ آيت الله شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی فرزند ارشد آن مرحوم و(متوّفای 1409 قمری)[16]

33 ـ آيت الله شیخ عبدالصّمد بی بالانی رودسری(1300 ـ 1370 قمری)

وی در اشکور متولد شد. تحصیلات خود را در گیلان و نجف به اتمام رسانید. مدارج عالی را نزد آیات طباطبایی یزدی و شعبان گیلانی طی کرد. به زادگاهش مراجعت کرد، ولی بعد از مدتی مجدداً به نجف اشرف عزیمت کرد و به تعلیم و تعلم پرداخت و در همان دیار مدفون گردید.

34 ـ سید عبدالباقی اشکوری(1305 ـ 1380 قمری)

وی از شاگردان خاص شیخ شعبان گیلانی بود.

35 ـ شیخ اسماعیل تنکابنی(متوّفای 1350 قمری)

36 ـ شیخ حسین فقیه اشکوری(متوّفای 1360 قمری)

37 ـ شیخ ابراهیم اشکوری گورجی(متوّفای 1362 قمری)

38 ـ شیخ غلام علی اشکوری تنکابنی

39 ـ شیخ محمد علی اشکوری

40 ـ سید محسن هاشمی رامسری(متوّفای 1352 قمری)

41 ـ حاج شیخ علی اعتمادالواعظین گیلانی

42 ـ سید مهدی رودباری(متوّفای 1402قمری)

43 ـ میرزا ابوالحسن آيت الله زاده گیلانی، فرزند آن مرحوم و متوّفای 1388 قمری

44 ـ شیخ مرتضی مدرّس گیلانی، فرزند آن مرحوم و متوّفای 1378 شمسی[17]

تدریس و مرجعیت

وی از خواص شاگردان و اصحاب علاّمه ملاّ عبدالله مازندرانی بود. در میان اهل علم به فضل و کمال و تقوا و دقت نظر مشهور گردید. چون فقیهی شیرین بیان بود، عده ی زیادی از فضلا و طلاب حوزه نجف اشرف اطرافش را گرفتند. به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و جمع کثیری از علما و مجتهدان از محضرش استفاده کردند و به مقام عالی علم و کمال رسیدند. همین امر باعث شد که هزاران نفر از بلاد عراقو ایران، بویژه شمال ایران، در تقلید به وی رجوع کردند. رساله ی علمیه اش هشت بار به طبع رسید.[18]

سلمان عصر

آيت الله شیخ شعبان گیلانی گذشته از مقامات علمی، تدریس و امامت، تالیفات، مقامات عالی معنوی داشت و اهل باطن بود. پرهیزگار و صاحب فضل و ادب بود. او عالمی جلیل القدر در اصول و فقه و مردی خوش بیان و خوش سلیقه بود. شناخت کامل از معارف و مردم داشت. بسیار عبادت می کرد و ذکر می گفت، به طوری که در میان بزرگان، از شدت فضل و تقوا معروف به «سلمان زمان» شده بود.[19]

مرحوم آيت الله حاج شیخ جعفر شمس گیلانی، قدس سره، از شاگردان آيت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی ـ که در مقامات معنوی و سیر و سلوک و عرفان اسلامی ید طولائی داشت و در سال 1384 شمسی در شب جمعه و در محراب مسجد جامع لنگرود، به هنگام اقامه ی نماز جماعت مغرب و عشا، مرغ روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد ـ به این نویسنده فرمودند:

«در میان عالمان متقی سابق لنگرود، دو نفر از شدت زهد و تقوا و وارستگی و مهذّب بودن، در حوزه های علمیّه به «سلمان عصر» شهرت داشتند: یکی ملّاحسن لیلا کوهیو دیگری شیخ شعبان دیوشلی گیلانیبود.[20]

تکریم اساتید

آيت الله شیخ شعبان گیلانی نسبت به همگان تواضع و فروتنی داشت، خصوصاً نسبت به اساتید و الامقام خود. آن بزرگوار در میان اساتید، نسبت به استاد بزرگوارش ملاّ عبدالله مازندرانی عشق می ورزید، حتی منزل مسکونی وی را متبرک و مقدس می دانست. از حضرت آيت الله العظمی بهجت، قدس سره، نقل شده است، منزلی که آيت الله ملّاعبدالله مازندرانی در قریه ی دیوشل لنگروددر آن جا متولد شده بود. بعد از گذشت سالیان متمادی از هجرت آن بزرگوار، باقی بود و آيت الله شیخ شعبان گیلانی که از مجتهدان و اخیار و اوتاد روزگار بود، در زمان اقامت خویش، اغلب عباداتش را مقید بود در این منزل، انجام بدهد و معتقد بود که این منزل، قداست و روحانیت خاصی نزد پروردگار دارد و محل استجابت دعا است. او تا بدین اندازه نسبت به بزرگان و اساتید خود تجلیل و تکریم می کرده است.[21]

مکتب اخلاقی و عرفانی

تهذیب نفس و پالایش روح و روان از آلودگی های دنیوی و اوصاف شیطانی، اساس کار در زندگی آيت الله گیلانی بود. وی با الهام گیری از سیره ی معصومان، علیهم السلام، و توصیه های آنان، بر این باور بود که درک حقایق عالم برای انسان، بدون تابش نورالهی بر دل و جان، ممکن نیست. این مرد الهی جامع همه چیز بود. کمالات و ملکات خوبی داشت. بسیار مؤدب بود. هیچ وقت از افراد بدگویی نمی کرد، حتی از کسانی که به ایشان کم محبت بودند. عفت زبان داشتند. علاقه ی شدیدی به شبزنده داری و نافله ی شب داشت و معتقد بود که توفیقات الهی در انجام دادن نافله شب به دست می آید.

آن بزرگوار با این که بعد از آیات عظام شریعت اصفهانی و سید کاظم یزدیدر ردیف مراجع بزرگ قرار داشت و برخی از مردم بلاد شیعه از او تقلید می کردند و وجوه فراوانی نیز به دستش می رسید، ولی زندگی فقیرانه و زاهدانه داشت. چنان زاهدانه زندگی می کرد که موقع مرگ، غیر از مقداری کتاب و برخی وسایل کهنه، چیز دیگری نداشت.

صاحب کتاب احسن الودیعهدرباره ی وی می نویسد:

«شیخ شعبان رشتی نجفییکی از مراجع شیعه، عالم کامل، عارف عاقل، فقیه فاضل بود. او ید طولایی در فقه و اصول و معرفت تامه به احکام رسولالله، صلی الله علیه وآله، داشت. احدی را در علو مقام و جلالت قدر وی شکی نبود. حسن السیرة، صافی السریرة، قائم به امور جمعی از طلاب گیلانو امام جماعت صحن مطهر حضرت امیر، علیه السلام، بود.».[22]

مبارزه با ستم

در سال 1324 قمری آغاز زمزمه های مشروطه خواهی آغاز شد. آن زمان آيت الله شیخ شعبان گیلانی به عنوان یکی از برجسته ترین شاگردان ملاعبدالله مازندرانی به شمار می رفت. مرحوم مازندرانی به همراه آیات آخوند خراسانی و میرزا خلیل تهرانی از رهبران ثلاث نهضت مشروطیت در نجف اشرف، عهده دار این انقلاب بودند. شرح مبارزات آنان در برابر تباهی های استبداد قاجاریه تفصیل در کتب تاریخ آمده است. آيت الله گیلانی نیز با تأثیرپذیری از استادش به صف مبارزان مشروطهخواه در نجف پیوست و با حمایت همه جانبه از استادش، ستیز با ستم را در برنامه ی کار خود قرار داد و به تبلیغ و ترویج افکار و آگاه کردن مردم از اهداف مشروطه خواهان پرداخت، اما بعد از رحلت آیات آخوند خراسانی و ملاعبدالله مازندرانی و آگاه شدن از انحراف نهضت مشروطه از موازین شرعی، همانند بسیاری از روحانیان مبارز و طرفدار مشروطه، همانند آيت الله نایینی و ... نادم می گردد و فعالیت های خود را متوقف می کند.

البته ناگفته نماند که بزرگانی چون آيت الله نایینی که معاصر آيت الله گیلانی بود نیز از حامیان نهضت مشروطه به شمار می رفتند، اما بعد از شهادت شیخ فضل الله نوری و سایر علمای بلاد و روی کار آمدن دست های اجانب، نارضایتی خود را از این وضع اعلام می کنند و از صحنه ی سیاست کنار می روند، به طوری که حتی راضی نبودند از مشروطه نامی به میان آید.[23]

تألیفات

آيت الله شیخ شعبان گیلانی در طول دوران زندگی پربرکت خود از تحقیق و تألیف غافل نبود و دست به خلق آثار ارزشمندی زد. از آن فقیه والامقام، این آثار علمی به یادگار مانده است:

1 ـ صلاة المسافر

این کتاب ارزشمند درباره ی نماز مسافر و فروعات آن، در 245 صفحه، توسط نوه ی آن مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدعلی فقیهی، رحمة الله علیه، و با مقدمه استاد عالی قدر و محقق ارجمند حضرت حجةالاسلام و المسلمین حاج سید احمد حسینی اشکوری در سال 1393 قمری از سوی سازمان چاپ مهر قمبه چاپ رسیده است.

مؤلف، کار تألیف این کتاب را در 16 محرم 1316 قمری به پایان رسانیده است.

سید احمد حسینی اشکوری در قسمتی از مقدمه این کتاب می نویسد:

پدرم (آيت الله حاج سید علی حسینی اشکوری) بارها برایم نقل می فرمود که استاد بزرگوارم آيت الله حاج شیخ شعبان گیلانی، مدرسی محقق و توانا و خوش محضر و خوش سلیقه و شیرین کلام بود و در آراء و انظارعلمی، دقت نظر عمیق و فراوانی داشت. او با تحقیق گسترده و جامع خود از دریای علم، دُرّهای گران بهایی را استخراج می کرد و آن را در اختیار شاگردان خود می گذاشت. از این رو شاگردان، فواید فراوانی را از انظار استادشان می بردند.[24]

2 ـ کتاب القضاء

این کتاب به دست فرزند دانشمندش شیخ مرتضی مدرس گیلانی، تصحیح و چاپ شده است.

3 ـ احکام الخلل فی الصلاة

این کتاب نیز به دست فرزندش شیخ مرتضی مدرس گیلانی در 172 صفحه در سال 1358 شمسی در تهران به چاپ رسیده است.

4 ـ المقامات العلمیه

این اثر ارزشمند وی به دست فرزندش در 134 صفحه در سال 1359 شمسی به طبع رسیده است.

5 ـ المتاجر

6 ـ مباحث الالفاظ

7 ـ حاشیه بر کتاب العروة الوثقی

8 ـ الاصول العملیة و القطع و الظن و التعادل و التراجیح

9 ـ رسالة فی تزویج الصغیر بالکبیر و بالعکس بالعقد المنقطع

10 ـ رسالة فی عدم وجوب الترتیب فی فوائت المیت

11 ـ رسالة فی حکم العزل و انعزال الولاة المنصوبین عن الائمة، علیهم السلام

12 ـ رسالة فی الطلاق بعوض.

13 ـ حجیة القطع(شرح بر مبحث قطع رسائل شیخ انصاریبا تصحیح مدرس گیلانی)

14 ـ رسالة فی انتقال الترکه الی الوارث مع الدین المستغرق للترکه.[25]

فرزندان

آيت الله گیلانی در سال 1318 قمری با دختر علامه شیخ هاشم انصاری متوفای 1311 قمری وصلت کرد. از ایشان، فرزندان عالم و مجتهد و پرهیزگاری به یادگار مانده است. سه فرزند پسر و فاضل وی عبارت اند از:

1 ـ آيت الله شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی

وی در سال 1321 قمری در نجف اشرف متولد شد و تحصیلات خود را در نزد بزرگانی مانند والد بزرگوارش و سید ابوالحسن اصفهانی و شیخ محمدحسین غروی اصفهانی و شیخ محمدعلی ایروانی و شیخ مرتضی طالقانی و شیخ محمدعلی خراسانی و محمدجواد بلاغی تکمیل کرد و از اجازه ی اجتهاد دریافت داشت.

وی بعد از رحلت پدر و در سال 1351 قمری وارد حوزه ی علمیه ی قم گردید و از محضر آيت الله حائری یزدی مؤسس حوزه ی علمیه ی قم بهره مند گردید و خود نیز به تدریس سطوح متوسط و عالی و خارج فقه و اصول مشغول شد. از آن جایی که بر کفایه الاصول تسلط داشت، اغلب شاگردان وی در این مقطع از وجود گرانقدرش بهره مند شدند.

وی از اصحاب و یاران بسیار نزدیک آيت الله العظمی بروجردی بود و سال های متمادی به عنوان نماینده ی ایشان و بعد از ایشان از طرف سایر مراجع، برای رسیدگی به امور حجاج در موسم و مناسک حج مشغول خدمت بود.

او سعی بلیغی برای رسیدگی به اوضاع مادی و معنوی سادات نُخاوله و شیعیان مظلوم عربستان مبذول داشت.

به همراه جمعی از بزرگان همانند امام خمینی و شیخ مرتضی حائری و سید احمد زنجانی و شیخ فاضل لنکرانی و سید محمد محقق داماد و سید محمود روحانی و ... از طرف آيت الله العظمی بروجردی برای حفظ کیان حوزه ی علمیه ی قم، اقدامات اصلاحی انجام داد. او یکی از ممتحنین حوزه علمیه به شمار می آمدند.

مرحوم شیخ عبدالحسین فقیهی سال ها همراه با برخی از بزرگان مصلح حوزه ی علمیه ی قم، همانند امام خمینی، در عصر آيت الله بروجردی، در ساماندهی حوزه ها و امور طلاب و نظم و سامان بخشیدن اوضاع درسی و معیشت طلاب و جذب و... فعالیت گسترده ای را انجام دادند.

معظم له با این که سالیان متمادی تدریس سطوح عالی و خارج فقه و اصول اشتغال داشت و در نزد بزرگان و طلاب از شهرت خاصی برخوردار بود و بر کتاب العروةالوثقیحاشیه ی دقیقی نوشته بود، اما همواره از مطرح شدن در میان جامعه ابا داشت.

از اخلاق کریمانه و متواضعانه ی این مرد بزرگ همین بس که وقتی از نجف اشرف به ایران آمد و در قم رحل اقامت افکند، همه ساله در ایام ماه رمضان و محرم، به زادگاه پدری همان روستای «دیوشل» می رفت و مردم آن سامان را با احکام و معارف الهی آشنا می ساخت.

با همت والای آن مرد بزرگ، مسجدی با شکوهی نیز تأسیس گردید.

معظم له یکی از دوستان صمیمی حضرت امام بودند و عکس های فراوانی نیز از این بزرگواران به یادگارمانده است.

وی اهل محاسبه و مراقبه بود و در هنر خوش نویسی مهارت ویژه ای داشت.

وی حواشی بر کفایۀ الاصولو رسائلو مکاسبدارند.

سرانجام در سن 91 سالگی در 27 آبان سال 1368 شمسی (1409 قمری) دار فانی را وداع گفت و در یکی از حجرات صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه، سلام الله علیها، به خاک سپرده شد.[26]

2 ـ حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ ابوالحسن فقیهی مشهور به آيت الله زاده گیلانی

وی در سال 1323 قمری در نجف اشرف متولد شد و تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش و سایر بزرگان آن دیار به پایان رسانید و آن گاه به ایران مهاجرت کرد و در شهرستان رشت رحل اقامت افکند. از وعّاظ مشهور خطه ی شمال، خصوصاً گیلان به شمار می رفت.

او در تاریخ و تفسیر و خطابه، ید طولایی داشت و بیش ازبیست تالیف در تاریخ و تفسیر از وی به چاپ رسیده است.

از جمله آثارایشان، این ها است:

1 ـ اسرار عشق(تفسیر سوره ی یوسف)

2 ـ ترجمه کتاب ارث لمعه

3 ـ خلفای بعد از پیامبر

4 ـ شرح دعای صباح...

مقالات فراوانی در موضوعات دینی و اجتماعی و تاریخی در مجلات گوناگون به طبع رسانده است.

وی برخی از تالیفات وی، به دست فرزند دانشمندش مرحوم حاج شیخ محمدعلی فقیهی به چاپ رسیده است.[27] این عالم جلیل القدر بعد از سالیان دراز خدمات فکری و فرهنگی و تبلیغی و علمی، سرانجام در روز سه شنبه 2 صفر 1388 قمری برابر با 10 اردیبهشت 1347 شمسی در سن 67 سالگی بدرود حیات گفت و پیکر پاکش در قبرستان ابوحسین قم مدفون گردید.

از وی، فرزند دانشمندی به نام شیخ محمدعلی فقیهی، به یادگار مانده است. او در سال 1303 شمسی در رشت متولد گردید و تحصیلات کلاسیک و حوزوی را در رشت ونجف اشرف به اتمام رسانید. بعد از اتمام تحصیلات، مدتی را در رشت اقامت کرد و بعد از آن به قم و جذب وزارت فرهنگ گردید و سالیان متمادی به عنوان دبیر دبیرستان های قم مشغول تدریس شد.

بعد از انقلاب اسلامی نیز مسئول جذب و گزینش طلاب در آموزش و پرورش گردید.

از وی تألیفات مفید و سودمندی به یادگار مانده است که مهم ترین آن غروب آفتاب در کربلااست که در چهار جلد، بارها به چاپ رسیده است.

سرانجام در سال 1375 شمسی رحلت و در قبرستان ابوحسین قم مدفون گردید.[28]

3 ـ حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ مرتضی مدرس گیلانی

این دانشمند گرانقدر که از نویسندگان و پژوهندگان نامدار و پرکار معاصر بود، در سال 1335 قمری در نجف اشرف متولد شد. مراحل تحصیلی خود را نزد اساتید نامدار آن دیار، همانند شیخ محمدحسین کاشف الغطاءو شیخ محمدکاظم شیرازی و میرزا حسن بجنوردی و سید ابوالحسن اصفهانی و والد بزرگوارش پشت سر نهاد و اجازات فراوانی از بزرگان و اساتید نجفاشرف دریافت داشت. برخی از عالمان بزرگ معاصر نیز از آن بزرگوار اجازه روایت دارند.

خود نیز به تدریس متون کتب درسی پرداخت، خصوصاً از آن جایی که در تدریس علوم ادبی و عروض و قافیه و هیئت و نجوم و حکمت نظری، مهارت کامل داشت، گروه زیادی از اساتید و فضلای معاصر از محضرش کسب دانش پرداختند.

ایشان به دلایل نامعلومی در سال 1375 قمری مطابق با 1335 شمسی، نجفرا برای همیشه ترک گفت و به ایرانمهاجرت کرد و در تهران سکونت اختیار کرد و به تالیف و پژوهش و نشر آثار قلمی و تدریس در مدرسه ی مروی پرداخت.

از جمله کارهای برجسته ی ایشان استخراج و نشر تقویم نجومی بود. سال های متمادی، تقویم ایشان در سایر شهرهای ایران پخش شد.

آثار قلمی فراوانی دارد که اغلب به طبع رسیده است:

1 ـ دلائل الاحکام فی الفقه الجعفری

2 ـ تحریر الرسائل فی اصول الفقه

3 ـ تحریر المکاسب فی الفقه

4 ـ شرح المدخل فی النجوم

5 ـ الاسطرلاب عند الشرقیین

6 ـ قبلۀ الآفاق فی الهیئۀ

7 ـ الحواشی علی مصادرات اقلیدس(فی الهندسه)

8 ـ اصول الهیئة

9 ـ ترجمه ی کتاب الجبر(اثر خوارزمی)

10 ـ شرح جبر الخلاصۀ

11 ـ ترجمه کتاب اللمعة فی الفقه

12 ـ مفهوم المشتق

13 ـ رسالة فی عدم مسؤولیة الصغیر

14 ـ اجوبة المنشود فی الفقه

15 ـ رسالة فی اثبات وجوب المقدمه

16 ـ قاعدة لا ضرر و لا ضرار(ترجمه)

17 ـ اجوبۀ الطباطبایی(ترجمه)

18 ـ منطق و فلسفه(243 صفحه است. از سوی انتشارات ناطق تهرانمنتشر شده است)

19 ـ مدخل الزیج فی الهیئة

20 ـ تاریخ نجفاشرف (2 جلد است).

21 ـ وقایع ومقالات فارسی

22 ـ فلسفه الملاصدرا الشیرازی

23 ـ دستور فارسی(چاپ شده است).

24 ـ دستور زبان فارسی(چاپ شده است).

25 ـ النحو و الصرف(چاپ شده است).

26 ـ لغات کلیله و گلستان

27 ـ لغات متشابه و مشتقه

28 ـ شرح لامیۀ العرب

29 ـ شرح عینیه ی ابن سینا

30 ـ فلسفه قدیم( ترجمه هدایۀ الحکمه)

31 ـ شرح میمیه ی الفرزدق

32 ـ شرح رباعیافضل الدین کاشانی

33 ـ الشرعیات(چاپ شده است).

34 ـ اخلاق الگیلانی(چاپ شده است).

35 ـ حکمة الاسرار(در اخلاق و عرفان است. چاپ شده است).

36 ـ معجم الحکماء(فی تراجم الحکماء و الفلاسفه)

37 ـ ترجمه ی الفهرست ندیم

38 ـ عروض و قافیه(چاپ شده است).

39 ـ خود آموز فارسی

40 ـ حواشی مختصر علی الاسفار

41 ـ فرهنگ گیلانی. در 786 صفحه چاپ شده است.

42 ـ منتهج البلغة فی المعانی والبیان و البدیع

43 ـ ترجمة الفقه الاکبر ابو حنیفه شافعی

44 ـ لغت نامه ی هفت اورنگ

45 ـ انباء البلاد(سفرنامه اش به ایراناست).

46 ـ تعلیمات مدنی(چاپ شده است).

47 ـ تقویم خمسین عاما

48 ـ دیوان الگیلانی(چاپ شده است).

49 ـ کلید قرآن

50 ـ دیوان گیلانی(اشعار فارسی)

51 ـ ترجمه مبادیِى الفلسفه

52 ـ لغات القرآن

53 ـ المختصر فی الفقه الشافعی

54 ـ معجم الشعراء(2 جلد است).

55 ـ شرح کتاب الجبرخواجه نصیر طوسی

57 ـ مختصری در علم قافیه(چاپ شده است).

58 ـ حدّ الغروب علی المذهب الجعفری

59 ـ الحکومة و الورود فی اصول الفقه

60 ـ القضاء والقدر(فی الکلام)

61 ـ الأشاعره و المعتزله فی الاسلام

62 ـ پاسخ های مدرس گیلانی

63 ـ صرف آسان

64 ـ شعر شناسی

65 ـ معارف القرآن

66 ـ تجوید القرآن

67 ـ الحساب و الهندسه

68 ـ ده مقاله در طب یونانی(چاپ شده است).

69 ـ اصول فقه

70 ـ رساله فی الحق و الملک

71 ـ شرح واجب الاعتقاد(کلام)

72 ـ معانی و بیان

73 ـ منطق و ارسطو(چاپ شده است).

74 ـ فلسفه ی ما بعد الطبیعه یا فلسفه قدیم

75 ـ تاریخ محکومان زمان مشروطیت

76 ـ غزالی با شما سخن می گوید(منتخب کیمیای سعادت)

77 ـ توضیح المسائل فی شرح بعض المسائل من قواعد الأحکام

78 ـ ترجمه الخصال(در 2 جلد چاپ شده است).

79 ـ اختلاف المذاهب فی الفقه

80 ـ تاریخ نگارستان

81 ـ التلخیص فی الفقه

82 ـ ثلاث مقالات فی الهندسه

83 ـ مطالع الانوار فی المنطق

84 ـ الاشارات

85 ـ ترجمه آلات المرصد اثر دمشقی

86 ـ مثنوی هفت اورنگاثر جامی(چاپ شده در 105 صفحه)

87 ـ هدایۀالحکمة

88 ـ سه مقاله در مساحت

89 ـ ضعفای صحاح(رجال)

90 ـ تقویم سیّارات(30 جلد)

91 ـ دلائل الفقه

92 ـ دلایل الکلام

93 ـ دلایل الاعتقاد

94 ـ سه مقاله در اسطرلاب

95 ـ جذر اعداد

96 ـ شرح تشریح الافلاک

97 ـ علوم یونانی

98 ـ بزم عشاق

99 ـ دایره المعارف(4 جلد است. آماده طبع است).

100 ـ کلیات سعدی(تصحیح)

101 ـ حکمة المشاء

102 ـ تاریخ اخباری و اصولی

103 ـ شرح الفیه ابن مالک

104 ـ زندگی نامه اثیرالدین ابهری

105 ـ فقه جعفری

106 ـ شرح بدایه النهایۀ(فی الفقه)

107 ـ شرح زبدة الاصولشیخ بهایی

108 ـ القضاء والشهادات(علی المذهب الجعفری و الشافعی)

109 ـ هفت مقالهیا زندگی نامه همدانی

110 ـ چهار مقاله در علوم عربی

111 ـ مسایل نجومی

112 ـ ده مقاله در دستور فارسی

113 ـ اصول عقاید امامیه

114 ـ ترجمه 90 غزل از حافظ به عربی

115 ـ هفتاد و پنج گفتار نجومی.

برخی از آثار پدر بزرگوارش، به دست، معظم له تصحیح و به چاپ رسیده است.

این استاد گرانقدر که از بیماری کلیه و ضعف بینایی رنج می برد، سرانجام پس از عمری تلاش بی وقفه علمی در 25 ربیع الثانی 1420 قمری مطابق با 17 مرداد 1378 شمسی در تهرانرحلت کرد. پیکر پاکش در قطعه ی 241 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[29]

رحلت

آيت الله شیخ شعبان گیلانی بعد از عمری تلاش در خدمت به اسلام و مکتب اهل بیت، علیهم السلام، در روز سه شنبه 24 شوال 1348 قمری دار فانی را وداع گفت. تشییع باشکوهی از پیکرش به عمل آمد. بعد از نماز عالم زاهد متقی حاج شیخ علی زاهد قمیبر پیکرش در نزدیک قبر هودو صالح پیامبر در وادی السلام مدفون گردید.[30]

ضمناً بسیاری از اعلام و شخصیت های برجسته روحانی از آيت الله شیخ شعبان رشتی اجازات اجتهادی دارند که متن دست خط و نام و امضای آن بزرگوار به تفصیل در کتاب ارزشمند الاجازة الکبیرةآيت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی که در تاریخ 1414 قمری باتحقیق استاد محمد سمامی حائری و با اشراف دکتر سیدمحمود مرعشی نجفیبه طبع رسیده، آمده است.

 

آيت الله حاج شیخ جعفر شمس گیلانی

مرحوم آيت الله حاج شيخ جعفر شمس گيلاني، قدس سره، از شاگردان آيت الله شيخ عبدالکريم حائرييزدي ـ که در مقامات معنوي و سير و سلوک و عرفان اسلامي يد طولائي داشت و در سال 1384 شمسي در شب جمعه و در محراب مسجد جامع لنگرود، به هنگام اقامه ي نماز جماعت مغرب و عشا، مرغ روحش به ملکوت اعلي پرواز کرد ـ به اين نويسنده فرمودند:

«در ميان عالمان متقي سابق لنگرود، دو نفر از شدت زهد و تقوا و وارستگي و مهذّب بودن، در حوزه هاي علميّه به «سلمان عصر» شهرت داشتند: يکي ملّاحسن ليلا کوهيو ديگري شيخ شعبان ديوشلي گيلاني بود.[20]

 


[1]. برای آشنایی با زادگاه آيت الله گیلانی به «سیمای لنگرود» عبدالحسین رفیعی لاهیجی مراجعه کنید

[2]. هفته نامه ی «نقش قلم» شماره 512، چاپ رشت، از سرکار خانم زهرا فقیهی دبیر بازنشسته دبیرستان های قم که تمام اوراق و دست نوشته های پدر واجداد بزرگوارش را از سر شوق در اختیارم گذاردند، تشکر کنم.

[3]. شرح حال و مبارزات سیاسی ملّاعبدالله مازندرانی توسط این نویسنده به تفصیل در گلشن ابرار ج 7 آمده است.

[4]. شرح حال اغلب اساتید فرزانه معظّم له در مجلدات گلشن ابرار 8 – 1 آمده است.

[5]. آثار الحجه، ج 2 ص 80؛ گنجینه ی دانشمندان، ج2، ص 133. ضمناً شرح حال ایشان و فرزند برومندش شیخ حسن حجتی واعظ مبارز گیلان توسط این نویسنده تحت عنوان «خورشید درخشان شمال» در 360 صفحه توسط انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم در سال 1382 شمسی به چاپ رسیده است.

[6]. پیشینه ی تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص 866

[7]. مشاهیر گیلان، رضا قنبری، ج 1، ص 124

[8]. ستارگان حرم، جلد 12، صص 117. 113.

[9]. فتیده اسم دهی در شرق لنگرود است.

[10]. همان جلد 15ص 79 – 55 و مقدمة دیوان آذرکده حسینی به قلم فرزندش سید ابوالقاسم اشکوری.

[11]. همان، جلد24، صص 115. 99.

[12]. تراجم الرجال، سید احمد حسینی اشکوری، ج 1، ص 142؛ مطبعه خیام، قم 1404 هـ.

[13]. همان ص 159.

[14]. مشاهیر مدفون در حریم رضوی، ابراهیم زنگنه ص 76.

[15]­,,,,,. دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، صادق احسان بخش، ص 652

[16]. مولف اسامی این تعدادی از شاگردان وی را از کتب تراجم الرجال سید احمد حسینی اشکوری و دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم صادق احسان بخش و تربت پاکان قم، عبدالحسین جواهر کلام و سیمای رشت، محمد رضا سماک امانی و گنجینه ی دانشمندان و تاریخ علما و شعرای گیلان حسن شمس گیلانی و...گردآوری و تدوین کرده است.

[17]. اسامی اغلب شاگردان آن بزرگوار از منابع ذیل استخراج گردید. دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم صادق احسان بخش و تاریخ علما و شعرای گیلان حسن شمس گیلانی و بزرگان رامسر و بزرگان تنکابن محمد سمامی حائری و مجله آئینه ی پژوهش دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه ی قم.

[18]. معارف الرجال، ج 1، ص 363، سیمای لنگرود، ص 165.

[19]. پیشینه ی تاریخی، فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص 763.

[20]. لیلا کوه یکی از قرای خوش آب و هوای لنگرود است.

[21]. گلشن ابرار، جلد 7، ص 194.

[22]. احسن الوديعة، محمدمهدی الموسوی الاصفهانی، ج2، ص 126، مطبعة النجاح بغداد.

[23]. در این باره به کتاب گیلان جنبش مشروطیت ابراهیم فخرایی مراجعه شود.

[24]. مقدمه کتاب صلاة المسافر، ص 12

[25]. مقدمه کتاب صلاه المسافر، ص 12 – 13.

[26]. شرح حال این فقیه وارسته توسط نگارنده در جلد 17 ستارگان به تفضیل آمده است.

[27]. تربت پاکان قم، عبدالحسین جواهر کلام، ج 1، ص 231، مؤلفین کتب چاپی، خانبابا مشارج 1 ص 163 و نقباء البشر، علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج 2، ص 838.

[28]. تربت پاکان، ج 3، ص 1753.

[29]. آینه ی پژوهش، سال یازدهم، (61) شماره اول فروردین و اردیبهشت 1379 ص 114 – 111؛ روز شمار شمسی، تحقیق علی حائری و همکاران،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما تهران 1382.

[30]. شرح حال فقیه گران مایه آیت الله حاج شیخ شعبان گیلانی در منابع ذیل آمده است:

مقدمه صلاة المسافر تالیف آیه الله شیخ شعبان گیلانی به قلم استاد سید احمد حسینی اشکوری؛ گنجینه ی دانشمندان، محمد شریف رازی، ج 5ص 180 چاپ اسلامیه تهران 1391 قمری؛ معارف الرجال، شیخ محمد حرز الدّین، ج 1، ص 363 چاپ قم 1405 هجری قمری؛ طبقات اعلام الشیعه الجزء الاول و نقباءالبشر فی قرن الرابع عشر آغا بزرگ الطهرانی ج 2 ص 839 مطبعه علمیه نجف 1373 هـجری؛ تاریخ علما و شعرای گیلان، حسن شمس گیلانی ص 55 بی جا، بی نا 1327 شمسی؛ پیشینهی تاریخی، فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، محمد علی قربانی ص 6. 762 چاپ اول سایة 1375؛ دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، صادق احسان بخش ص 5 – 283 انتشارات صادقین رشت،1380؛ سیمای لنگرود، عبدالحسین رفیعی پور ص 164؛ زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، مرتضی انصاری، ص 421 چاپ کنگره شیخ انصاری قمری، 1373؛ بزرگان تنکابن، محمد سمامی حائری، ص 140؛ الاجازة الکبیرة، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، ص 62.

 

https://langarnews.ir/p/16059
سلام من خودم دیوشلی هستم .ولی هیچوقت علماوروحانیون از عبداله مازندرانی دیوشلی حرفی نزدند.ولی به نظرمیرسدشخصیت ایشان ازشیخ شعبان بالاتر بود :
۱۵ اسفند ۱۳۹۳

سلام من دیوشلی هستم.هیچوقت علماووعاظ از عبداله مازندرانی دیوشلی صحبتی نکردندولی به نظرمیرسدشخصیت ایشان از شیخ شعبان برتربوده است شخصیتی گمنام برای دیوشلی هاست. لطفا برای مردم معرفی کنید.ممنون یوسف رجبی .تهران

مهدی کو چک پور :
۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

سلام و ممنون از محقق محترم.برای اسلام و دلدادگان شریعت برتر محمدی(ص) دلارامی و تعالی در همه عرصه هارو ارزو میکنم.به اقا یوسف عزیز دوست خوب خودم عرض میکنم که برای اثبات رفعت درجه عزیزی لازم نیست در مورد شهره مردی نیکنام با نگاه نه چندان منصفانه داوری بکنیم!! برای علو درجات همه علمای عامل از جمله حضرات والا مقام حاج شیخ شعبان دیوشلی و حاج شیخ عبدالله مازندرانی دیوشلی و امام خمینی بزرگ و تکرار ناشدنی و برای صحت و سلامت و تداوم توفیقات رهبر عظیم اشان حضرت سید علی عزیز صلوات.

محمد علیجانی پور :
۱۳ اسفند ۱۳۹۳

شادی روحشان صلوات

شهیدی :
۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ.

دیدگاهتان را بنویسید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.