سه سناریوی احتمالی بحران اوکراین

زمان تقریبی مطالعه دقیقه
۰
۳
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱


خبرگزاری فارس؛ یادداشت-حبیب اله فلاحی 

پس از فروپاشی قطب مخالف آمریکا، در سال ۱۹۹۱ میلادی و انحلال نظام دو قطبی حاکم بر ساختار نظام بین الملل موجود، که ماحصل جنگ جهانی دوم بود. نظمی نوین بر ساختار نظام بین الملل حاکم شد، که خیلی از صاحب نظران این حوزه، از آن به عنوان نظام تک قطبی، به سرکردگی هژمون برتر یا همان کدخدا یاد می کنند.

در این نظم پسا دو قطبی، هژمون برتر، مثل مراقب های کلاس درس، نقش دیگر بازیگران را تعیین و شرح وظایف شان را در چارچوب محیط امن مد نظر خود، تعیین می کند و علاوه بر هزینه کرد، برای امنیت و نگهبانی سیستم، حق مدیریت بی حساب کتابش را با تدوین سیستم دلار مبناء برای کل مجموعه به هر میزان که نیاز داشته باشد، بصورت بدون دخل خرج، برداشت می کند( نشان به آن نشان که، تابلو بدهی لحظه ای ایالات متحده آمریکا به دلار، در خیابان وال‌استریت، تعداد صفرهایش، قابل شمارش نیست. و این همه بدهی با سروری دنیا، جمع دو چیز محال است) و به دیگر کشورها قبولانده که فقط به فکر رشد اقتصادی خود باشند و توسعه طراحی شده توسط سیستم را تمرین کنند. 

در این اتمسفر طراحی شده، رشد سالانه اقتصادی منفی، چین کمونیزم از ابتدای دهه ۱۹۹۰ و در اوج بحران اقتصادی و کشتار معروف دانشجویان چینی در میدان تیان آمن پکن و روسیه نو پیدا شده در همان سالها، به اعداد بالای ۷ درصد می رسید و کدخدا نیز در حال ریخت پاش های ذات سرمایه داری اش بوده و کسری بودجه سالانه اش را با اسکناس های سبز معروفش به سرتاسر دنیا ترانسفر می کند تا همه کشورها بسان اعضاء شرکت‌های گلدکوئیستی( هرمی)، در ابتدای امر راضی باشند و ناراضی فعلا وجود نداشته باشد.

اما مگر این دور تسلسل باطل می تواند برای همیشه ادامه داشته باشد؟! اگر عدم هارمونیکی، ایران انقلابی را که کلیت این سیستم را در عمل قبول کرده بود، اما می خواست با اصول خودش در این سیستم حاکم بازیگری و ایفای نقش کند را کنار بگذاریم و از برخی کشورهای یاغی(بقول بوش پسر  بعد از حملات ۱۱ سپتامبر)، مثل عراق، سوریه، کره شمالی، افغانستان، بگذریم، نمی توان از امپراطور قدرتمند خفیف شده این اتمسفر یعنی روسیه، و قدرت نوظهوری بنام چین، گذشت. 

این دو کشور و برخی قدرت‌های نوظهور و دیگر کشورهای لب بسته دنیا، مدتهاست متوجه این سلطه نابرابر دلار شده اند و انتظار رویایی یک بازیگر جسور را می کشند.کنشگری که حریف این ورطه پر خطر باشد و نقش راهبری را برای آنها در میدان بازی کند ورطه ای که در یک طرف منسجم آن تمام نظام آنگلوساکسونی؛ آمریکا- اروپا- اقیانوسیه، می باشد و در طرف مقابل، قدرت‌های نوظهور و غیر منسجمی مثل، روسیه- چین- ایران- برزیل- پاکستان، ونزوئلا، شاید هند، عربستان و آرژانتین...و دیگر کشورهای کوچک که چشم به عملکرد روسیه و تاب آوری آن در مقابل پسا عکس العمل طرف منسجم آنگلوساکسونی دارند؟!

حقیقت آن است که جنگ تمام عیار، زمانی اتفاق می افتد که کنشگران، دیگر دیالوگها و زبان همدیگر را نمی فهمند و بروز آن موقعی اتفاق می افتد که تمامی طرف ها برای حل مشکلات فی‌مابین، از یک زبان قابل فهم مشترک بنام زبان جنگ، استفاده می کنند و همیشه بعد از جنگ تمام عیار و پیروزی یک طرف است که دیپلماسی های ماندگاری مثل پسا جنگین جهانی اول و دوم در اذهان برجای می ماند و انگار زمان سه بار تاریخ است.

َ معتقدم؛ جنگ جهانی سوم، در مقیاس غیر هسته ای(بدلیل عدم بقاء همه طرفهای درگیر)، از لحظه عقب نشینی روسیه از مناطق تصرف شده غرب و مرکز(کیف) اوکراین، به شرق اوکراین، بدلیل حمایت همه جانبه طرف غربی از اوکراین، استارت خورده است. و تمامی طرفهای غربی، با تمام سلاحهای متعارف نظامی، در مقابل روسیه ظاهر شده اند و اینکه برخی سران اروپایی، مثل انگلیس و آمریکا، علنی اعلام می کنند که روسیه در اوکراین نباید و حتما نباید پیروز شود، تایید همین ادعاست.

 اما اوکراین بعنوان لاف ملا نصرالدین، امروز محل و میزبان خود خواسته ای برای ظهور تمامی مطالب گفته شده گردیده و نمایشگاه بین المللی شده است، تا تمامی کشورهای جهان از غرب تا شرق، حتی ترکیه اردوغانی، آخرین سلاحها و دستاوردهای جنگی شان را به نمایش کاربردی بگذارند و از منافع مادی و هژمونیک اش تا پریود بعدی جنگ، منتفع گردند.
 و چه بدبخت نفهمی است. آنکه، به بهانه پیوستن به ناتو، میزبان این چنین، نمایشگاه خونبار جهانی شده است.
 نمایشگاهی که با عقب نشینی روس‌ها به منطقه دونباس اوکراین، و چنبره زدن در آن و تثبیت امنیت آسمانی جبهه خود و کشورشان(تهدید جدید مقام انگلیسی)، با استفاده از پیشرفت ترین سامانه های اس ۳۰۰، اس۴۰۰، اس ۵۰۰ جدیدشان، تمامی طرفهای مقابل دنیای آنگلوساکسونی را به هماوردی طلبیده اند و نوید ادامه زمانی این نمایشگاه خونین را می دهند.

 از نظر آینده پژوهی، بحران اوکراین، یکی از این  سه سناریو خارج نیست.

۱- طرف غربی با تمامی هیاهوی رسانه ای و قدرت نظامی اش، این بار حریفی انتحاری و فوق العاده قدرتمند و ژئوپلتیک تری را در مقابل دارد که با کره، ویتنام، عراق، افعانستان، سوریه متفاوت تر است. یا باید جنگ اوکرین را به پشت خط مقدم روسیه بکشاند، که آزمایش موشک سارمات در هفته گذشته از سوی روسیه جواب این سناریو بود، که بنظر من، با توجه به‌ وجود حداقلی از عقلانیت در نزد طرف غربی، این سناریو بدلایل مختلف، منجمله قدرت بازدارندگی طرف روسی، عملیاتی نمی گرددیا باید سراغ سناریوهای بعدی برود.

۲- سناریوی ادامه وضعیت کنونی و تثبیت آن. یعنی روسیه با ارتش سرخ ش، بر همین منطقه دونباس و شبه جزیره کریمه، یعنی شرق اوکراین مسلط بمانند و بخواهند آن را بردارند.که این سناریو، دم دستی ترین، و ابتدائی ترین هدف روس‌ها برای شروع این جنگ خون بود. اما چون اشغال بندر استراتژیک ماریوپول، راه نفس کل اوکراین را در آینده بند خواهد کرد. و ادامه این سناریو در بلند مدت، مطلوب طرف غربی و اقتصاد وابسته به انرژی روسیه نیست. پس این سناریو و ادامه بلند مدت آن نمی تواند خیلی طولانی باشد و در بلند مدت کنار گذاشته می شود. خروجی آن به فرضیه و سناریوی اصلی ختم می گردد.

۳- سناریوی حل مسالمت آمیز مسئله. برخی کشورهای غیر آنگلوساکسونی تر، مثل آلمان صنعتگر، اتریش، بلژیک، فرانسه و حتی چین و دیگر کشورهای آسیایی- اروپایی، مثل ترکیه و حتی گوترش دبیرکل، درهای دیپلماتیک را بر روی مسئله باز خواهند  کرد. این سناریو محتمل ترین حالت خواهد بود.
 اما عملیاتی شدن آن بعد از اتمام گزینه های نظامی برای طرف غربی خواهد بود. چون انجام این گزینه، بی شک، زایمان دردناکی را برای هژمون برتر، در پی خواهد داشت و در  صورت تحقق این سناریو، پسا جنگ اوکراین نظم حاکم بر ساختار نظام بین الملل از نوع تک قطبی به سرکردگی هژمون برتر نخواهد بود. و این هدف مشترک اکثر کشورهای غیر متحد، متحد روسیه  می باشد، چون آنها نیز می خواهند به مفت چری، ایالات متحده در این سیستم پایان دهند.

این کشورها، که با عدم همراهی طرف غربی، و از طرفی عدم محکومیت حمله روسیه به اوکراین(بدلیل مهاجم بودن روسیه)، یک جور دیگری روسیه را حمایت کردند. شرکایی می باشند که موجب شده اند تا اجماع جهانی بر علیه روسیه پوتینی شکل نگیرد. و این کارکرد، متحدان غیر متحد پوتین، موجب شده تا از چند صد کشور جهان، فقط ۴۰ کشور در پایگاه نظامی آمریکا در  آلمان، برای کمک به اوکراین حاضر شوند. و بدون شک این تعداد کم کشور حاضر شونده در این اجلاس، موجب دلسردی و عدم همراهی خیلی از آنها در آینده نزدیک، خواهد شد. چون سران برخی از این کشورها را با یک پرسش عقلانی مواجهه می کند، که چرا خیلی از کشورهای مهم جهان، تهاجمی به این آشکاری و کشتاری به این شدت را حتی محکوم نیز نمی کنند؟!

 اهمیت این مسئله چنان بالاست که آمریکا در عمق عمیق جنگ اوکراین، سرنگونی دولت محبوب و مردمی پاکستانی، عمران خان را عملیاتی می کند. اما پوتین نیز با هوشیاری و درک عمیق موضوع، خیلی سریع دولت مشرف را به رسمیت می شناسد و شخص عمران خان را زیر پا می گذارد تا آمریکا به هدف نرسد. و یا روباه حتی با سفر به هندوستان، نمی تواند او را مجاب به  خروج از این اجماع زیر پوستی جهانی بکند. و مرا به یاد آن درس سیاستگذاری عمومی بنماید که گاهی وقتها؛ بهترین سیاستگذاری، عدم انجام هر سیاستی است.

انتهای پیام




این مطلب را برای صفحه اول پیشنهاد کنید



منبع

https://langarnews.ir/p/163152

احتمال استیضاح وزرای صمت و کار

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ خبر قبلی

دیدگاهتان را بنویسید

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.