کاربرد مهندسی فرهنگی در جامعه سازی

((هوالنور)) وقتی جامعه سازی می کنیم و می خواهیم روی الگوهای جامعه کار کنیم ؛ اولین مشکل این است که  مؤلفه های سلبی و ایجابی مان چگونه تعریف می شود . پیامبران در طول تاریخ عمده ترین مشکل و مساله شان شکستن عرف های غلط درجامعه بود . و عرف های غلط محدود به چند

کد خبر : 13117
تاریخ انتشار : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ - ۲:۲۹
کاربرد مهندسی فرهنگی در جامعه سازی

((هوالنور))

وقتی جامعه سازی می کنیم و می خواهیم روی الگوهای جامعه کار کنیم ؛ اولین مشکل این است که  مؤلفه های سلبی و ایجابی مان چگونه تعریف می شود . پیامبران در طول تاریخ عمده ترین مشکل و مساله شان شکستن عرف های غلط درجامعه بود . و عرف های غلط محدود به چند تا نیست بلکه زیاد هستند .متاسفانه زمانی که یک پیامبر با مشکلات جامعه اش درگیر می شد مجبور بود که تقریبا با تعداد زیادی از عرف ها مقابله کند. و لذا ضرورت ارسال یک نبی یا مبعوث شدن یک پیامبر زمانی است که جامعه از یک حد قابل قبولی عبور می کند ؛ یعنی از حد مثبت عرفی به سوی عرف منفی و مخدوش  حرکت می کند. همیشه در این مواقع ضرورت وجود یک ؛ {در غرب} فیلسوف و در نگاه دینی ضرورت وجود یک پیامبر بیشتر خود را نشان می دهد. پس وقتی  نقش یک فیلسوف یا پیامبر در شرق و غرب عالم برجسته می شود که، بطور کلیدی مهمترین مساله ای این است که عرف جامعه کاملا آلوده شده است. وضعیت فاجعه بار تر این است که مردم به عرف غلط تن در می دهند عرف نادرست برای مردم تبدیل به یک سنت می شود. درست مثل این که پیامبران  به مردم می گفتند : بت نپرستید، و آنان می گفتند: که نیاکان مان و اجداد مان می پرستیدند ؛ این حرف های جدید چیست که بر ما می گویی ؟.

وقتی که یک چیزی در جامعه سنت  میشود ؛ یک جریان نادرستی  باب می شود ؛ و عرف می شود و مردم می پذیرند ؛ اجماع در مورد آن به وجود می آید ؛ و وقتی عموم مردم آن را برمی تابند؛ کار خیلی دشوار و سخت می شود . پس اولین ویژگی پیامبر بودن این است که یک پیامبر با سنت های غلط در می افتد . بعد از پیامبر اسلام دوره نبوت ختم و دوره امامت آغاز شد. باز ائمه هم با عرف های غلط در می افتادند .پس هرگاه قرار شود که انسانهایی به عنوان مصلح اجتماعی، اصلاح کنند ؛ فساد را بزدایند ؛مصلح اجتماعی باشند ؛ با هر تعبیری که بکار ببریم ؛ حکیم باشند ؛ فیلسوف باشند؛ استراتژیست باشند درعصری که دیگر نبوت ختم شده و عصر امامت است با همه این سازو کار ها و زیر و بم ها ،مهمترین مساله ؛ فهرست کردن سنت های غلط و عرف های نامناسب است ؛ شاید یک روزگاری برای یک سنت غلط یا یک عرف غلط جامعه از بین می رفت و یک پیامبری می آمد و همان را مورد هجوم قرار می داد؛ مثلا حضرت ابراهیم فقط می آمد بت ها را می شکست و بت وقتی شکسته می شد دیگر  سنت ها زیرو رو می شد . یا در عصر پیامبری مثل لوط یک سنت غلطی بود ؛ آن سنت غلط جنسی همه سازوکار ها را تحت شعاع قرار می داد ؛ عصری که سیستم ها بسیار ساده بود و جوامع روستایی بود. اما در جامعه امروز همانطور که در تئوری سیستم ها است ما در عصر سیستم های پیچیده بسر می بریم ؛ بدین معنی که سنت ها  و روابطی پیچیده دارد . عصر سیستم های پیچیده و نظام های پیچیده به معنای این است که تنها حجم گسترده ای از  عرف های غلط را می توانید ببینید. لذا اگر یک روزگاری یک پیامبری با یک سنت نادرست درگیر بود ، امروز هر نوع حرکت اصلاحی در افتادن با سیستمی است که در واقع هزاران عرف غلط را می تواند در خودش داشته باشد. با هر کدام اگر مقابله کنید، برای هر یک نمونه آن مثلا تلاش یک پیامبر را در متن خود دارد . اصلاح هیچکدام شان بدون دیگری امکان پذیر نیست . و این یک مشکل کلید عصر امروز است یعنی هر وقت در این بحث ها جلوتر می روید اهمیت کاری که حضرت امام زمان (عج) در هنگام ظهور به آن خواهند پرداخت بیشتر روشن می شود . این که مدام گفته می شود شأن آن حضرت از انبیاء و زحمت و تلاشی که می کشد از انبیاء عظیم تر و گسترده تر است ؛ اینجا خودش را نشان می دهد. لذا در حوزه تئوری های جامعه سازی ، اساسی ترین مساله مان این است که چه چیز هایی عرف است ؛ و آن عرف های غلط کدام است که باید با آن مقابله کرد .عرف هایی که وقتی شما بر خلافش حرف بزنید دیگر نمی توانید از مردم رأی بگیرید.چون دموکراسی اولین ویژگی آن این است که شما حرف مقبول مردم را بزنید . پزشک هیچ وقت به مردم شکلات و شیرینی نمی دهد . مردم وقتی سمت پزشک می روند که دردی دارند و برای درد شان دارو تجویز می شود . و آن دارو که تجویز می شود طبیعتا تلخ است بر خلاف ذائقه انسان است .اصلاح اجتماع هم شبیه طبابت است .آدم به جامعه بیمار که نباید شیرینی و شکلات داد.اما قواعد دموکراسی این را نمی پذیرد شما نمی روید که به عموم جامعه حرفی را بزنید که به شما رأی ندهند .و این یک چالش اصلی است . پس اساسا در دموکراسی ها امکان اصلاح بسیار بسیار کم هست  چون همه باید بروند به سنت مردم ؛ مثلا لوط که نمی توانست برود در قوم سدوم بگوید مردم به من رأی بدهید من بشوم رهبر شما بعد شما کوتاه بیاید از سنت های غلط خودتان . مردم به او رأی نمی دادند ؛ می گفتند این مخالف کار ماست. همانطورکه می دانیم هر کدام از پیامبران که  مخالف سنت های غلط مردم حرف می زدند مردم آنها را تکذیب بعد از جامعه بیرون شان می کردند. امروز در حوزه جامعه سازی هم این مشکلات به طور عمومی وجود دارد و ما هم به طبع آنچه که میراث انبیاء مانده، حتی در جوامع غیر دینی هم که متفکران و مصلحان اجتماعی صورت می دادند ؛ امروز هم ما در جامعه همچینین مشکلی را با آن مواجهه هستیم . با این تفاوت که در یک محیط و جامعه شبیه روستایی عصر فراعنه ؛ عصر نمرود ؛ عصر لوط یا حتی در عصر ائمه خودمان جامعه ساده بود ؛ اصلاح اجتماعی می توانست با یک سازوکار ساده و بافت ساده ای صورت بگیرد. امروز با کمال تاسف و تاثر پیچیدگی  روز افزون جوامع در مقابل ماست . اشکال کجاست ؟.

وقتی که پیامبر مبعوث می شود ؛و رسالتی را عهده دار می شود. باید می آمد با عرف های جامعه و با آن حجم عظیمی از عرف های غلط در می افتاد ؛ البته یکی مثل پیامبر عظیم الشان اسلام می آید از خیلی از همان عرف ها که مشکل ندارند ؛ در واقع استفاده می کند خیلی از مواردی که ما در اسلام بعدا دیدیم استفاده شد، اینها عرف عصر جاهلی عرب بود . کسی نمی آید همه چیز را واژگون کند.کسی نمی آید از تجربیات بشری استفاده نکند حتی اگر مبتنی بر کلام وحی بخواهد عمل کند.منتهی مراتب بعضی از سنت  قابل این نیستند که مابیائیم بلوف روشنفکری بزنیم و بگوییم که خیلی ذهن ما باز است . نه ؛ بسیاری از مواردی که استفاده می شود غلط است. اصلاح اجتماعی یعنی در افتادن با سنت های غلط و عرف غلط جامعه است که مشکلات خاص خودش را دارد و به خیلی ها  بر می خورد.اگر از این زاویه شروع کنیم در جامعه سازی به سنت انبیاء باید عمل کنیم. به عنوان پیروان ائمه به سنت ائمه عمل کنیم معتقدیم در آخرت در آخرالزمان کسی ظهور می کند که این سنت ها را در هم می شکند و دین عرف را تخریب می کند.ما هم چاره ای نداریم جز این که فهرست بلند بالا و طویلی از سنت های غلط و رسوم غلطی که امروز در جامعه هست که مربوط به خودمان و به فرهنگ ملی و خرافه هایی که در جامعه شکل گرفته به اسم دین ؛ چه مربوط به مواردی که به دلیل تکنولوژی و تمدن امروز به وجود آمده و  قبلا کسی به مانند اینها مواردی ندیده که با آن برخورد کند. ما در مورد مسایل سایبری، نظام دیجیتالی ،  اینترنت ، در اندیشه های هیچ یک از فلاسفه عصر های پیشین چیزی یافت نمی کنیم. این بحث ها جدید است . مشکلات امروز، مشکلات جدیدی است . لذا خیلی از مسائل و عرف هایی که می خواهیم با آنان رو در رو شویم ، قبلا این مباحث سابقه نداشته است .حرف هایی که امروز زده می شود قبلا کسی مساله اش نبود ؛ پس با پدیده های جدیدی روبرو هستیم که خودش تبدبل می شود به عرف و عرف هایی که می شود سنت ؛ که گریبان جامعه را گرفته اند و راه رشد و تعالی جامعه را مسدود کرده اند. اینجا به  عنوان یک مصلح اجتماعی چه باید کرد؟ .فهرستی که تهیه می کنیم ؛ این فهرست را ممکن است بخشی از آن را بشر تا حالا با آن مواجهه نشده باشد .این ویژگی به تعبیر شهید مطهری “زمان آگاهی ” و به تعبیر شریعتی ” خود آگاهی انسانی و اجتماعی ”  و به تعبیر مقام معظم رهبری ، بصیرت است .  به تعبیر امام علی  (ع) ، زمان آگاهی یعنی فرزند زمان خویش بودن . این است که باید لیست مشکلات خاص زمان خودمان را تهیه کنیم .نه لیست مشکلات عصر قاجار یا عصر پهلوی یا زمان صفویه  و ساسانیان…. و وقتی سنت های غلط را فهرست کردیم ، راه از بیراهه تشخیض داده می شود. این مقدمات جامعه سازی است.

عرف های غلطی چون رواج تئوری پول محوری در ساختار رزق و روزی مردم در جامعه و اقتصاد و جایگزینی سبک زندگی لیبرالیسم به جای سبک زندگی ایرانی اسلامی ، ربا محوری در معادلات اقتصادی ، عدم پژوهش محوری در نظام آموزشی ، مدرک گرایی و عدم تفکر تخصص گرایی و شایسته سالاری در ساخت مدیریتی ، و ….. که اگر می خواهیم جامعه ایی با رویکرد ایرانی و اسلامی داشته باشیم باید عرف ها و سنت های غلط جامعه و عصر خود را بشناسیم و به یک مهندسی فرهنگی دست بزنیم . در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز که با انقلابی شکوهمند روی کار آمده است باید ادبیات انقلاب را در مهندسی فرهنگی مدنظر قرار داد و امید، شجاعت، آرمان خواهی، همبستگی ملی، پیوستگی با نظام اسلامی را در مهندسی فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران تقویت نمود. مهندسی فرهنگی، یعنی به کارگیری همه عناصر در رسیدن به اهداف فرهنگی جامعه است که آرمان های اصلی یک ملت را رقم می زند و در مورد ملت مسلمان ایران، اگر بخواهیم مهندسی فرهنگی اجرا شود، باید فرهنگ جامعه را در همه عرصه ها تقویت کنیم و روح قرآنی را در این مسایل حاکم سازیم و بر اساس آموزه های دینی و باورهای ملی در حوزه های اجتماعی و فرهنگی گام برداریم تا به اهداف اصلی مهندسی فرهنگی که همانا رسیدن به قله های افتخار و پیشرفت برای ایران اسلامی است، نایل گردیم.

 

زمان رضایی ، کارشناس ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر فرهنگی

 

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.