در حال بارگذاری... لطفا صبر کنید.

سیر تا پیاز نوروز کردستان

۱۴۰۲/۰۱/۰۲ ۰۶:۲۷ کد خبر: 182102
نوروز، یکی از کهن ترین جشن های باستانی ایران است که هر یک از اقوام، نوروز را با رسم و آیین های خود جشن می گیرند. کردستان یکی از استان هایی است که به زیبایی به استقبال نوروز می رود و حتی در برخی از ...

امیر صادقی ـ کارشناس مردم شناسی استان کردستان ـ درباره آیین های نوروزی کردستان به ایسنا گفت: استقبال از نوروز در  کردستان با خانه تکانی شروع می شود. در روستاها از چند روز قبل و در شهرها یک ماه قبل از عید، شروع به خانه تکانی و خرید می کنند. در روستاها مهم ترین کار، سفید کردن دیوارهای خانه بود که در طول زمستان دوده تنور زمستانی آن را سیاه کرده بود. سپس قالی ها را بیرون برده و می تکاندند و اگر هوا آفتابی و مساعد بود آن ها را می شستند. در شهرستان سقز بر این اعتقادند که با این کار علاوه بر تمیزی فرش، درد و بلای سال گذشته می گذرد و وارد سال نو می شوند.

او اضافه کرد: در روستاهای کردستان چند روزی مانده به عید، بزرگ خانواده به شهر می رفت و «رزق و روزی» می خرید، اما در شهرها تقریباً یک ماه قبل از عید خریدها شروع می شد. اهالی خانه باهم به بازار رفته و برای بچه ها پارچه می خریدند و به خیاط می دادند. همیشه هم اصرار می کردند تا قبل از عید لباس ها آماده شود. یکی دو هفته قبل از عید، خواروبار نیز خریده می شد اقلامی مانند روغن، برنج، گوشت، تخم مرغ، نقل و شیرینی، میوه و آجیل و ...، در گذشته نیز که نظام ارباب و رعیتی وجود داشت، قبل از عید هر خانه ای موظف بود برای خان روستا چوب و هیزم جمع کند.  

این کارشناس مردم شناسی در ادامه به برخی دیگر از آیین ها و رسم های نوروز در استان کردستان به این شرح پرداخت:

سبزه، اولین سین هفت سین

به پیروی از سنت پیشینیان، مردم کردستان تقریباً یک ماه قبل از نوروز، مقدمات تهیه سبزه که در زبان کُردی «سَمَنی» خوانده می شود، را فراهم می کردند. گندم، نخود، عدس و کنجد از جمله غلاتی است که از آن سمنی می سازند. این حبوبات را در سینی و دیگر ظرف ها می ریزند و روی آن ها را با پارچه ای می پوشانند تا کم کم سبز شوند. گاهی هم مخصوصاً برای سمنی کنجد، پارچه ای را به دور بطری یا کوزه ای سفالی پیچیده و کنجد را روی آن می پاشند و آب می ریزند تا بدین ترتیب بطری یا آب خوری های گِلی، سبزه داشته باشند. از این بطری ها و آب خوری های سفالی به جای گلابدان نیز استفاده می شود تا در روز عید مورد استفاده قرار گیرند. بعد از آمده شدن سبزه، نوبت به تزیین آن می رسد. بیشتر روبان های دو سه سانتی متری قرمزرنگ به دور ظرف سبزه می پیچند و قطعه های کوچکی از همین پارچه را به صورت پولک هایی بریده، وسط آن ها را سوراخ کرده و از انتهای برگ های سبزه می گذرانند. در برخی نقاط از کردستان نیز دایره کوچکی از وسط سینی یا بشقاب سبزه را خالی می گذراند و موقع تهیه سبزه دانه های خیس شده را در آن محل نمی ریزند. این محل را به گلابدان اختصاص می دهند و در روز عید با آن به دست و روی مهمانان گلاب می ریزند.

تخم مرغ های رنگی 

چند روز مانده به عید، تخم مرغ ها را آماده رنگ کردن می کنند. در روستاها برای رنگ کردن آن ها بیشتر از پوست پیاز، برگ مو، کاه، زاج و تفاله انگور استفاده می کردند، به این ترتیب تخم مرغ هایی به رنگ زرد، نارنجی، قهوه ای و گلی به دست می آمد. در برخی از مناطق کردستان هر یک از تخم مرغ ها را در تکه کوچکی از یک پارچه منقش و زیبا می پیچیدند و آنها را در آب می جوشاندند. با این کار رنگ ها و گل های الوان پارچه روی تخم مرغ نقش می بندد و به آن جلوه خاص می بخشد.

این در حالی است که در شهرها از پودرهای رنگی استفاده می شود. پودرهای رنگ های مختلف را در نعلبکی های جداگانه ریخته و مقداری آب بر آن می افزایند. سپس مقداری پنبه را بر چوب کبریت مانند کلاهک پیچیده و برای هر رنگ یکی فراهم می شود. پس از پختن تخم مرغ با چوپ پنبه ها، روی آن ها نقش های مختلف زده می شود. هم چنین هر کسی برای عزیزی که دارد و یا مناسبتی مثل ازدواج اگر پیش آمده باشد روی تخم مرغ نوشته ای می نویسد.  

بازی «هیلکه شکینی»

در نوروز بازی با تخم مرغ های پخته شده در تمام کردستان رواج بسیار دارد. این بازی از چند روز قبل از عید تا چند روز پس از آن در میان مردم ادامه دارد و بازی به دو شیوه انجام می شود؛ در روش اول بازیکن اول دو طرف تخم مرغی را به گونه ای در دست می گیرد که انگشتانش به دور آن حلقه شده و تنها یکی از دو سر تخم مرغ مشخص باشد. بازیکن دوم بازی با تخم مرغ دیگری که در دست دارد به آن ضربه می زند. اگر تخم مرغ اولی بشکند (ترک بردارد) باید آن را به طرف مقابل بدهد در غیر این صورت قضیه برعکس است. در روش دیگر دو نفر تعداد مساوی تخم مرغ را در یک ردیف می چینند و هر بار یکی از اول و یکی از آخر بر می دارند و مطابق روش اول به هم می زنند و تخم مرغ های شکسته را کنار می گذارند. در نهایت آن کسی که تخم مرغ هایش دیرتر تمام شده باشد پیروز میدان بوده و تمامی تخم مرغ های شکسته از آن او خواهد شد و پول تمامی تخم مرغ ها را طرف مقابل باید بپردازد.

جمعه آخر سال

مردم کردستان در آخرین شب جمعه سال به زیارت قبور عزیزانشان مخصوصاً کسانی از آشنایان که اولین عید درگذشته شان است، می روند. در این روز مردم با طبق های خرما، حلوا و یا در برخی مناطق با پخت کلوچه های محلی به نام «برساق» بر سر مزار می روند تا یاد آن هایی که دیگر در میان شان نیستند را گرامی بدارند. در شهرستان بیجار معتقدند که روح مرده هایشان در این شب به خانه برمی گردد و اگر بوی غذا به مشام آن ها برسد می دانند که بازماندگان شان آن ها را فراموش نکرده و برای آن ها دعای خیر می کند.

این رسم که از جشن باستانی فَروَردگان (بازگشت فروهرهای مردگان) به یادگار مانده است تا چند سال پیش در شهر قروه و روستاهای اطراف آن به صورت دیگری برگزار می شد. در روستاهای این شهرستان شب آخرین جمعه سال مراسم ویژه ای برگزار می شد. به این ترتیب که هر خانواده مقداری نان روغنی تهیه کرده و مرد آن خانواده، چهار یا پنج عدد از این نان ها را به قبرستان روستا می برد. به تدریج مردان روستا گردهم می آمدند و نان های روغنی را که با خود آورده بودند، در یکجا جمع آوری می شد. آنگاه دلاکی از میان جمع برخاسته و در حالی که لنگی به صورت پیش بند بسته بود، مقداری از نان ها را لای پیش بند ریخته و بین حاضران تقسیم می کرد. این کار را چند بار انجام می داد تا نان های جمع آوری شده تمام شود. سپس افرادی که در این جلسه همگانی حضور داشتند، در محوطه ای مسطح یا در ایوان محل امامزاده، دایره وار می نشستند. در این لحظه، بزرگ آبادی با صدای بلند می گفت: «فاتحه» و همگی سوره فاتحه را می خوانند. سپس انتخاباتی برگزار می شد که در آن چوپان، گاوبان، دشتبان، باغبان، میرآب، حمامی، سلمانی و نجار برای یک سال مشخص می شدند و بعد از فصل جمع آوری محصولات، هر خانواده ای موظف بود مقداری از محصول خود را به هر یک از این افراد تقدیم کند.  

آیین «طبق کشی» و «نوروزانه» برای نوعروس ها

یکی دیگر از رسم های نوروزی در کردستان این است که هنگام عید خوانچه هایی برای عروس های نامزدشده و یا به خانه شوهر رفته فرستاده می شود. معمولاً سه تا چهار خوانچه فرستاده می شود. هر چند گاهی تعداد این خوانچه ها به دوازده تا هم می رسید. طلا، پارچه های گران بهای رنگارنگ و زیبا، جوراب، دستمال های تزئینی، عطر، انواع غذاها و پلو خورشت های متنوع، شربت، ماهی نوروزی، سمنو، شیرینی، آجیل، انواع میوه مخصوصاً سیب سرخ که نشانی از مهر و محبت است و تخم مرغ های رنگ شده، از جمله هدیه هایی است که در این خوانچه ها قرار می گیرند و «نوروزانه» نامیده می شود. این خوانچه ها بر سر طبق کش های مخصوص در بعدازظهر آخرین روز سال به خانه خانواده عروس یا نامزد برده می شود.  

لحظه تحویل سال و غذای سال نو 

تا شب عید، مردم لباس های نو خود را از خیاطی ها گرفته اند، خانه تکانی کرده اند و وسایل آتش بازی شب عید را فراهم کرده اند. خواروبار نوروزی خریداری شده و انواع میوه و خشکبار و آجیل برای پذیرایی از مهمان فراهم آمده است. مردها و پسربچه ها از سلمانی برگشته اند و خانم ها حنا به دست گرفته اند. در واقع تمام تدارکات عید فراهم شده و مردم کردستان آماده پیشواز از نوروز هستند.

با تاریک شدن هوا، آتش ها روشن می شود و صدای انفجار ترقه و کوزی از هر خانه و کوچه ای به گوش می رسد، اما در شب عید خانواده هایی که عزادار هستند آتش روشن نمی کنند. در شهر قروه رسم بر آن است که دیگر همسایه ها به پشت بام خانواده عزادار رفته و آتش روشن می کنند و در روز عید نیز غذای نهار را که معمولاً پلوخورشت است را به خانه همسایه عزادار می برند. شام شب عید در بیشتر نقاط کردستان حلوا است. هم چنان که ایرانیان باستان شروع سال نو را با خوردن شکر و عسل شروع می کردند مردم کردستان نیز با خوردن حلوا، سال جدید را به کام خود شیرین می سازند. در برخی از روستاها علاوه بر حلوا، خرما و روغن محلی همراه با گوشت و برنج نیز آماده می شود.

«شال انداختن»؛ آیینی در شب سال نو 

از  دیگر رسم های شب عید در روستاهای کردستان آویختن شال از روزنه یا لب بام هاست. در پایان مراسم آتش بازی، کودکان و جوانان روستایی در یک یا چند دسته دورهم جمع می شوند، و از هر دسته یک نفر، شالی را که بر لباس کُردی خود دارد، باز کرده و از لب بام یا «روچن» (باینجه، کولانجه) خانه ها پایین می فرستد. در معماری قدیم روستاها، روچن روزنه ای بوده که بر سقف خانه ها تعبیه می شده است. امروزه این رسم بر لب بام خانه ها انجام می شود. کودکان شال لباس کُردی را که «پشتوین» نیز نام دارد، از روزنه ها یا لب بام ها پایین می فرستند و با صدای بلند آواز زیر را می خوانند:

«هه لاوه و مه لاوه، کورتان ببی به زاوا، شتی کمان بو بخه نه ناو تاوا / (شال) آویخته و آویزان (است)، پسرتان داماد باد، چیزی برای ما در تابه بیندازید»

در برخی از روستاهای بانه به جای شال از ساق بند (پووزه وانه) استفاده می کنند و هنگان پایین فرستادن، می خوانند: «هه ته ری و مه ته ری، شتیکمان بو بخه نه ناو چه په ری»

در این شهرستان گاهی همراه «پووزه وانه» یا شال، یک آینه یا سورمه دان پایین می فرستادند تا مایه روشنایی آن خانه باشد. در برخی از روستاهای کردستان جوانان، پس از صرف شام این کار را با شیوه دیگری انجام می دهند. به این ترتیب که ظرفی بزگ و فلزی را با رشته های طناب طوری می بندند که به مانند کفه ترازو درآید. سپس فانوسی روشن را در وسط ظرف می گذارند و در اطرافش آینه، سرمه دان، شانه و مقداری گندم قرار می دهند. محتویات این ظرف به ویژه چراغ، وجه امتیازی است بین کودکان و جوانان. صاحبخانه از این طریق متوجه می شود که جوانان خواستار هدیه نوروزی هستند و نه خردسالان، بنابراین لازم می داند که در دادن هدیه ها، مزیتی برای آنان قائل شود. ظرف مذکور به آرامی از لبه بام پایین فرستاده می شود و جمع جوانان ندا سر می دهند که: «هه لاوه مه لاوه بیستانی سورو ساوا، کورتان ببی به زاوا، کچتان نه بی به تاوا/ بوستانتان سبز و تازه باد، پسرتان داماد باد، چیزی برای ما در تابه بیندازید.»

زنان و دختران در صورت تمایل، با شانه ای که در داخل ظرف است یک یا دو بار موی سر را در برابر آینه و در روشنایی فانوس شانه می زنند و اندکی از سرمه به گوشه چشم یا ابرو می کشند. سپس هدیه نوروزی را که معمولاً مهمتر و بهتر از هدایای کودکان است، بر محتویات ظرف می افزایند. جوانان بلافاصله طناب را بالا کشیده و به سوی پشت بام دیگری می روند.

در برخی از روستاها، به جای یک ظرف، دو ظرف را به چند رشته طناب می بندند و به صورت ترازویی در می آورند. محتویات یکی از کفه های این ترازو همان چیزهایی است که به آن ها اشاره شد. در کفه دیگر، مقداری سبزی، سنجد، نان و نمک می گذارند، سپس آن را به آرامی از لب بام ها آویزان می کنند. در هر خانه، پس از رو به رو شدن با این ترازوی مخصوص، کمی از نان را می خورند و اندکی از نمک را به زبان می زنند. آنگاه ضمن نگاهی به آینه، محتویات یکی از کفه های ترازو را بر وسایل موجود در کفه دیگر می افزایند و در کفه خالی هدیه های نوروزی قرار می دهند.  

اما در بیشتر روستاهای کردستان اعضای خانواده با شنیدن این آواها مقداری خرما، کشمش، سنجد، بادام، گردو و مانند آن ها را در گوشه ای از شال می ریزند و انتهای آن را گره می زنند و آن چه داخل شال گذاشته می شود «ناوشالانه» می نامند. بچه ها هم شال را بالا کشیده و محتویات آن را داخل زنبیل یا کیسه ای ریخته و سراغ خانه بعدی می روند. در نهایت نیز هر آن چه را که به دست آورده اند، بین خود تقسیم می کنند. برخی از کودکان روستایی در شب نوروز، مستقیماً به درِ خانه ها می روند و با خواندن جمله های یاد شده هدیه نوروزی می خواهند. در بعضی خانه ها، در جمله «کورتان ببی به زوا» (پسرتان داماد باد) به جای اسم عام «کور» (پسر)، نام خاص پسر صاحبخانه را قرار می دهند و به این شیوه توجه او را در زمینه دادن هدیه بیشتر و بهتر جلب می کنند.  

لازم به ذکر است در مراسم شال انداختن، هدیه دهنده ها نباید درباره نام صاحب های شال ها و مشخصات اجراکنندگان این برنامه سوال و یا در شناختن آن ها اصرار کنند. در برخی از نقاط اگر جوانی که دارای نامزد است، از روزنه یا لب بام منزل نامزدش، شال بیندازد و شناخته شود، خانواده نامزد، پیراهنی به شال او می بندند.

«هفت سین» در کردستان از دیروز تا امروز 

درکردستان، انداختن سفره «هفت سین» رسم نبوده، مگر در برخی از شهرها مانند سنندج و بیجار، اما امروزه در برخی از خانواده ها سفره «هفت سین» از لزومات نوروز است.

در سال های گذشته برای سفره «هفت سین» ابتدا آینه ای قدی و تمام سنگ را به دیوار اتاق تکیه می دادند و در دو طرف آینه، لعل های بلور که با شمع روشن می شد، قرار می گرفت، اما امروزه از آینه های کوچک تر و معمولی استفاده می کنند. در گذشته سفره نسبتاً کوچکی روی زمین پهن می شد و روی سفره، سینی و بشقاب های سَمَنی (سبزه) که نوارهای قرمز به دور آن ها پیچیده شده بود، تخم مرغ های رنگ شده، تنگ ماهی قرمز، شیرینی، تنگ های بلورین شربت و قرآن کریم می گذاشتند. امروز اما «هفت سین» را کامل می کنند و سکه، سرکه، سنجد، سیر، سیب و سماق را نیز روی سفره قرار می دهند.  

به محض اعلام تحویل سال، همه خانواده کف زده و با شادی و شعف دست و صورت پدر و مادر و بزرگ ترها را می بوسند و عید را تبریک می گویند. در برخی از نقاط کردستان رسم بر این است که هنگام تحویل سال خانم ها طلاها و جواهراتشان را در دست می گیرند تا بلکه سال جدید پُر از نعمت و فراوانی برایشان باشد. بعد از ورود تلویزیون نیز رسم شد که هنگام تحویل سال و اعلام آن از تلوزیون، بچه ها پول و اسکناس به طرف تلویزیون پرت کنند.

در سنندج نیز رسم بر آن بوده که بچه ها «نوروزنامه» هایی را که قبلاً آماده کرده بودند را در صبح روز عید به والدین خود می دادند تا عیدی دریافت کنند. نوروزنامه یک کاغذ بزرگ بوده که بر بالای آن شکل هایی چون سماور، قلیان، بشقاب های سمنو، ظرف های تخم مرغ، شیرینی و ماهی کشیده می شد. در زیر این شکل ها، چهار ستون خط کشی شده که بالای ستون ها مانند چهار پنجره می کشیدند و در میان این ستون ها به فاصله جای نیم بیت شعر، خط کشی می کردند. شعرهایی را برای بچه ها خود می خواندند و کل صفحه را نیز با مداد رنگی رنگ می کردند.

همچنین غذای روز عید نیز پلو و خورش است و نوع خورش در هر خانواده ای متفاوت بوده و اصراری بر پخت یک نوع خورش نیست.

کوسه برنشین؛ آیین نوروزی کردستان 

در مناطق مختلف کردستان «کوسه وه وی» (کوسه گردی و کوسه برنشین) در دو موقع از سال برگزار می شود. در مناطقی مانند بیجار و برخی از جاهای دیگر در اواسط زمستان، و در مناطقی مانند بانه و برخی شهرستان های دیگر در هنگام نوروز. کوسه فردی از اهالی روستاست (معمولاً چوپان روستا) که قیافه غیرعادی و در عین حال مضحک به خود می دهد. در هنگام عید، کوسه، لباس های زیادی را روی هم پوشیده و پالتوی بلندی را روی آن می اندازد، شاخ هایی از چوب یا داس برای خود درست کرده و ریشی از پنبه یا پشم و سبیل درازی از موی بز می سازد. برای اجرای مراسم، نقش زن کوسه را نیز یکی دیگر از جوانان روستا بر عهده گرفته که او نیز لباس زنانه کُردی پوشیده و سرخاب سفیدآب می زند. کوسه و زنش به همراه جمع جوانان داخل روستا شروع به گشت زنی می کنند و در حالت جدی و شوخی باهم به مناظره می پردازند و با نکته پردازی های مضحک و حرکات خنده دار موجب شادی و خنده ی مردم می شوند.

کوسه به هر خانه ای که وارد می شود به استقبال او می آیند و هدایایی به مناسبت نوروز مانند انواع خشکبار و گاهی روغن و کره و تخم مرغ به او هدیه می دهند.

درباره این آیین بیشتر بخوانید: روایتی شنیدنی از ماجرای «کوسه برنشین»

میرمیرین یا میرنوروزی؛ رسمی که دیگر اجرا نمی شود

«میرمیرین» یکی دیگر از رسم های ویژه ای است که از گذشته های دور، در نوروز در میان کُردها رواج داشت. این رسم بیشتر در زمانی رواج داشت که روستاها به شیوه «خان و رعیتی» اداره می شد و امروزه این رسم فراموش شده و دیگر برگزار نمی شود.

«میر» که از میان عامه مردم شهر یا روستا انتخاب می شد، وظایف سنگین و دشواری بر عهده داشت. مهم تر از همه با شروع حکومتش حق هرگونه خندیدن یا تبسم از او سلب می شد و وظیفه ی افراد دیگر این بود که در صورت مشاهده کمترین خنده یا تبسم از «میر»، او را از این مقام خلع کرده و با خشونت تمام از مسند «میرنوروزی» پایین می کشیدند. میرنوروزی معمولاً از میان افرادی انتخاب می شد که بسیار خونسرد، شوخ طبع، نکته پرداز و در عین حال جدی و مصمم بودند. بزرگان شهر یا روستا امکانات لازم را برای حکومت میر فراهم می کردند و لباس های گوناگون و شمشیر و خنجر و دیگر وسایل را برای او و یارانش فراهم می کردند. اعضای حکومت میر عبارتند بودند از وزیر دستِ راست که اجرای اوامر عادی و معمولی را بر عهده داشت. وزیر دستِ چپ که مأمور اجرای دستورهای غیرعادی و مضحک بود و میرزا که سِمت منشی گری میر را داشت. علاوه بر این ها، مرد «گوپال زیوین» که همواره کوپالی سیمین در دست داشته و فرمان های امیر را به دیگران ابلاغ می کرد. «وشکه رین» که لباسی از پوست پشمی حیوانات می پوشیده و زنگوله های متعدد به آن می بست. این شخص با طنزها و شوخی های گوناگون موجب خنده دیگران می شد و جز «میر» همه را به باد شوخی و مسخره می گرفت، خدمت گزاران و خنجرزنان که لباس مخصوص و قرمز رنگی می پوشیدند و همچنین نوازندگان و رامشگران محلی نیز در دستگاه «میرنوروزی» حضور داشتند.

میر و یارانش در روزهای حکومت خود، همراه نگهبانان و دسته های مختلف مردم در کوچه و بازار و اماکن عمومیِ شهرها به گردش می پرداختند و فرمان های گوناگون صادر می کردند و باعث خنده و سرگرم شدن اهالی شهر می شدند. مردم هم سعی می کردند میر را به خنده بیندازند تا او را از مسند قدرت پایین کشند. معمولاً میر در اواخر حکومت خود اگر هنوز نخندیده بود، بدون اطلاع دیگران فرار کرده و خود را در گوشه ای پنهان می کرد و یا به خانه یکی از بزرگان شهر پناه می برد تا از دست افرادی که می خواهند او را در روزهای باقی مانده حکومتش بخندانند، در امان باشد.  

دید و بازدید نوروزی کُردها

در روستاهای کردستان رسم دید و بازدید به صورت امروزی رواج نداشته است. محیط کوچک روستا این امکان را فراهم می کرد تا همه ی اهالی یکدیگر را در روستا ملاقات کنند. مردها در جیبشان خرما، نقل، گندم برشته شده، گردو و ... می گذاشتند و به هر بچه ای که می رسیدند مقداری از آن را به عنوان «نوروزانه» می دادند. در واقع در این مناطق در روز عید اهالی به عید دیدنی خانوده ای می روند که یکی از اعضایشان در سال گذشته فوت کرده باشد و فاتحه ای می خوانند و سپس همگی به قبرستان روستا می روند.

در کردستان سیزده را چگونه  به در می کنند؟  

در کردستان نیز به مانند دیگر نقاط ایران، مردم از صبح زود روز سیزده به دشت و کوه و تفرجگاه ها می روند و مردم از روز دوازدهم وسایل و خوراکی های سیزده به در آماده می کنند و صبح روز سیزده، خانواده های فامیل به صورت جمعی یا هر خانواده، جداگانه راهی باغ ها و کوه پایه ها شده و به طور کلی به آغوش سرسبز طبیعت کردستان پناه می برند. در برخی از نقاط، رامشگران مردم را همراهی کرده و مجلس «هلپرکی» برپا می شود و یا آن که خودِ خانواده ها دستگاه پخشی با خود برده و با صدای موسیقی اصیل کُردی دست به اجرای رقص زیبای کُردی می زنند.

غذای این روز در روستاها متنوع بوده و هر خانواده ای چیزی می پزد، اما در شهرها مخصوصاً در سنندج غذایی که بیشترین طرفدار را در روز سیزده دارد، گوشت کبابی است. برخی از خانواده ها غذای محلی «که لانه» را تهیه می کنند و برخی دیگر نیز دلمه برگ مو می پزند.

گره زدن گیاه و شاخه درختان به وسیله ی دختران دم بخت هر چند قبلاً در کردستان رسم نبوده اما اکنون انجام می شود. تفریح و رقص و شادی مردم تا هنگام غروب ادامه دارد و پس از جمع کردن وسایل و راهی شدن به سوی خانه، زنان و دختران خانواده سبزه هایی را که پیش از نوروز در ظرف های گوناگون تهیه کرده اند به دامن چمن زار و یا کنارجوی ها و کوه پایه ها می اندازند و اگر کنار رودخانه باشند آن را به آب می سپارند. همچنین هر فردی سیزده عدد سنگریزه را جمع می کند و در حالی که رو به سوی شهر یا روستا دارد، آن ها را از روی شانه های خود به پشت سر پرتاب کرده و معتقدند که به این ترتیب، طومارِ نحسی روز سیزده را درهم پیچیده اند. همچنین در شهرستان دیواندره در این روز سعی می کردند هر چیز کهنه را به دور بیندازند و در برخی از روستاها حتی دام نیز ذبح می کنند.

انتهای پیام 


طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان