در حال بارگذاری... لطفا صبر کنید.

اکثریت صاحبان صفحات مجازی از دانش خبری و بیان درست مشکلات آگاه نیستند و از سوی دیگر رسانه‌ها نیز از پرداختن به سوژه‌های مردمی و مطالبات به دلایل مختلف پرهیز می‌کنند که این مهم موجب شده تا توجه مسؤولان و حتی مردم بیشتر از رسانه‌ها به سمت فضای مجازی با مطالب غیرواقع و حتی اشتباه برود.

به گزارش لنگرخبر، حسن غلام پور فعال رسانه ای طی یادداشتی نوشت: در دوره ای قرار داریم که صحبت کردن و گفتن درباره اهمیت رسانه ها در جامعه امروز چیزی جز گزافه گویی نیست چراکه اکثریت از حداقل های جایگاه آن باخبرند. 

امروزه هر فرد در هر جایگاهی دارای یک صفحه کاربری در یکی از فضای مجازی است که ممکن است حداقل یک بار یک خبر، متن یا عکس و غیره را منتشر کرده باشد و از آن بازخورد نیز گرفته باشد که در آن صورت متوجه نفوذ و قدرت و اهمیت رسانه نیز شده است. 

حال با وجود صفحات مجازی و دسترسی راحت همه افراد جامعه با هر سطح دانشی، طبیعی است که گستره اخبار نیز زیادتر شود و برخی از مخاطبان، مطالب منتشر شده از صفحات افراد شخصی را به عنوان سند نیز تلقی کنند که این بزرگترین سم هم برای فرد و حتی جامعه است. 

در این بین، این رسانه های خبری هستند که یکی از وظایفشان تبیین واقعیت ها است و لازم است در برابر مطالبی خلاف واقع و نادرست که ممکن است موجب تنش اجتماعی و انحراف افکار نیز شود به موقع ورود کرده و افکار عمومی را با واقعیت جامعه آشنا کنند که در این زمینه با کمبود رسانه دغدغه مند برای پرداخت به آن موضوعات مطروحه مواجهیم این در حالی است که در شرایط کنونی در شهرهای زیر صدهزار نفر حداقل پنج رسانه مکتوب و مجازی دارای مجوز از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد وجود دارد! 

اگر بخواهیم به چرایی این مشکل بپردازیم موارد زیادی مدنظر است از جمله عدم وجود دانش رسانه ای برای فعالیت در حرفه خبرنگاری، عدم وجود استقلال لازم برای فعالیت رسانه ای، استفاده از ظرفیت رسانه برای افزایش محبوبیت به نفع شخصی و غیره می توان اشاره کرد. 

البته یکی دیگر از مواردی که از جمله مشکلات محسوب می شود صدور مجوزهای فراوان توسط معاونت مطبوعاتی و بدون پالایش بعد از فعالیت است و بعضا دیده شده که تعداد قابل توجهی از رسانه های دارای مجوز، فاقد فعالیت در سایت هستند و صرفا از اعتبار مجوز صادر شده، در فضای مجازی استفاده می کنند. 

البته عدم آشنایی مدیران ادارات و نهادها و مسوولین روابط عمومی با رسانه ها و نوع اثرگذاری و ارزیابی آن ها نیز مزید بر علت است و به دلیل اهمیت رسانه به نظر می رسد آشنایی افراد با رسانه و کارکرد آن ها را باید یکی از شاخص ها و ملاک های ارزیابی افراد برای تصدی پست های مختلف در ادارات و نهادها قرار داد. 

با همه این تفاسیر، آن کسی که خاطرش بیشتر از بقیه جمع است برخی مسوولینی هستند که شهامت انجام کارهای بزرگ را ندارند و خود را با کارها روزمره مشغول می کنند، برخی رسانه ها نیز با پوشش همان کارها و جلسات روزانه برخی مسؤولین، نه تنها مسیری برای ارایه فاکتور رپرتاژی فراهم می کنند بلکه از اصل خبر که پرداختن به سوژه ها و مشکلات شهروندان و البته اقدامات زیرساختی و مهم آن سازمان و ارگان و غیره است نیز دور می شوند و در واقع برخی رسانه ها نیز در کنار همان مسؤولین کارهای یومیه را می گذرانند و مطالبه ای اصلا وجود ندارد. 

این عدم وجود مطالبه از سوی رسانه ها می تواند ناشی ازعدم وجود مطالعه کافی در خصوص کارکردهای رسانه و نیاز جامعه به یک رسانه پویا باشد. 

اگر جستجویی در رسانه های مکتوب و مجازی استان گیلان کنیم از بین بیش از ۴۰۰ رسانه دارای مجوز این استان صرفا کمتر از ۴۰ درصد رسانه ها به سوژه های مردمی و مطالبات جامعه می پردازند و الباقی یا غیرفعال هستند و یا مانند برخی مسؤولین در پی روزمرگی اند. 

همین مورد باعث شده تا مطالبات مردم از طریق رسانه بازگو و پیگیری نشود و از طرفی مطالبات مردمی به دلیل آنکه در رسانه ها به هر دلیلی مطرح نمی شود در پیج های پرطرفدار در فضای مجازی عنوان می شود که خود همین گفتار می تواند موجب ایجاد معضل شود چرا که انتشار مطالبات باید در چارچوب مشخصی باشد که طبیعتا اکثریت صاحبان صفحات مجازی از دانش خبری و بیان درست مشکلات آگاه نیستند مثلا یک سوژه و مشکل که مربوط به یک نهاد خاص است را ممکن است از نهاد دیگری طلب کنند. 

یکی از کارهای رسانه دارای دانش این است که مطلب را از فرستنده دریافت و پالایش کند و در واقع رمزگشایی از ماجرا صورت گیرد و سپس به گیرنده منتقل کند، این مورد را می توان گفت که در صفحات مجازی انجام نمی شود و در واقع اختلال بین محتوای اصلی فرستنده و گیرنده نیز صورت می گیرد. 

سم دیده شدن و از طرف دیگر مطلع شدن و دانستن زودتر از دیگران در فضای مجازی موجب شده تا هر کسی به خود این اجازه را دهد که در خصوص مبحث مهم مخابره محتوا و مطلب بدون تخصص خود ورود کند و اشتیاق مخاطبان برای زودتر دانستن از بقیه نیز موجب شده تا صاحبان صفحات هر مطلبی را سریعا نشر دهند که این نشر موجب بازنشر شده و در نهایت به میزان مخاطبان وی نیز افزوده می شود. 

گرچه رسانه ها به عنوان ابزارهای ارتباط جمعی محسوب می شود ولی در طی چند سال گذشته صفحات مجازی که برای اشتراک گذاری عکس و فیلم و متن های غیرخبری بود و به زعم برخی کارشناسان ذایقه شناسی مخاطبان است در لایه لای محتواهای اشتراک گذاری این اخبار است که بیشتر برجسته سازی می شود و آن هم به دلیل وجود دایره زیادی از مخاطبان با دسترسی آسان است و ناشر با هر عقیده ای بیش از آنکه در پی حقیقت ماجرا و حل مشکل عنوان شده باشد بیشتر به دنبال افزایش مخاطبان خود است که این افزایش برای دریافت تبلیغات و سود فردی وی نیز موثر است.

البته وجود این ایراد یا اشکال در فضای مجازی به این معنی نیست که رسانه های خبری که رسالت بزرگ تری دارند از وظیفه شان شانه خالی کنند و میدان را به فضای مجازی ببازد، شواهد نشان می دهد که در همین فضای مجازی اگر مطالب درست و دقیق باشد چند برابر صفحاتی که هر چیزی را بدون تحلیل منتشر می کنند مخاطب دارد و می توان از نقاط قوت فضای مجازی نیز استفاده کرد. 

با این حال در دوره ای که جنگ از پشت خاکریزها به گوشی های همراه منتقل شده هر فرد باید خود را یک فرمانده و سرباز بداند و متوجه گلوله های افکاری که به سوی او می آید باشد وگرنه تلفات سنگینی را بر جای خواهد گذاشت. 

پایان پیام/۸۴۰۰۸


طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان