در حال بارگذاری... لطفا صبر کنید.

به گزارش سایت خبری تحلیلی لنگرخبر، صبح گاه 20 مهرماه سال 1340 فرزندی از تبار علویان از خانهای کوچک روحانی و مذهبی دیده به جهان گشود از سادات بود لیکن اسمش را سید عیسی نهادند.
با تولد یافتن این شهید بزرگوار نور و چراغ روشنائی این خانه پرفروغتر گردید و جلوه دیگر به خود گرفت و دوران کودکی او مصادف ها فقر و رنج و محرومیت ها بود گذراند و چون از خانواده روحانی بود در آن خانواده احکام اسلامی خوب اجرا میشد و این برادر نیز علاقه وافر پیدا کرد و اهمیت و احترام زیادی به فرائض مذهبی و دینی میگذاشت و این نشانگر مقدمه حرکت درونی روحانی این شهید بود و با ادامه دادن این شیوه مذهبی در صدد برآمدن خواندن و نوشتن شد وارد دبستان شد و دوران ابتدائی را در اقامتگاه خود گذراند. و بعد از اتمام دوران ابتدائی دوره راهنمائی را در روستای چاف به پایان رسانده و برای ادامه تحصیل بالاتر (دبیرستان) به شهرستان لنگرود هجرت کرد. تا سوم خدمات را در مدرسه شهیدمطهری ادامه داد. در این هنگام مصادف با نوجوانی و جوانی شهید بود این مقطع از زمان برخورد شد با انقلاب اسلامی که توسط روحانیت از زمان صدر اسلام تا به امروز که پرچمدار اسلام دین رسول ا... بودند با رهبری پیامبر گونه رهبر کبیر انقلاب و مسلمین جهان حضرت آیت ا... امام خمینی بوجود آمد و هنگامی که ندای معشوق از تنگنای سینههای مبارزان حق در می آید صدای الله و اکبر و مرگ بر شاه ملت ایران از شهرهای تهران قم و مشهد و غیره میرسد دیگر او فهمید که در این جامعه نمیتواند به فعالیتهای خود ادامه بدهد معشوق او می آید همه را کنار میزند و به استقبال معشوق میشتابد و با مشتهای گره کرده بسوی گلولههای آتشین دژخیمان امریکائی میرود و از جمله درس خود را کنار میگذارد و وارد میدان کار و زار میشود و کار می کند.
این برادر همگام با امت مسلمان ایران با رهبری امام برای پیروزی و شکوفائی این انقلاب تلاش و کوشش های فراوانی نمود و حتی قبل از شروع انقلاب در رابطه با روحانیت اعلامیه امام و نوارهای او را مخفیانه بین دوستان و آشنایان پخش مینمود و برای آگاهی آنهاسعی زیاد میکرد و در درگیری ها با رژیم منفور پهلوی مجدانه فعالیت میکرد بعد از پیروزی انقلاب با تشکیل اولین گروه و مقاومت در سرتاسر کشور از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای آموزش به مرکز ( تهران) رفت و در این موقع اولین ملاقاتی با امام داشت در هیمن دیدار انقلاب درونی دیگری در این برادر بوجود آمد و نتیجه دیدار با امام این شد. با ذوق و شوق فراوان به فعالیت های منسجم و گستردهتری دست زد از جمله این فعالیت ها جزو بنیان گذاران انجمن اسلامی در بالا محله پاپکیاده و انجمن جانبازان اسلام در چالکیاسر و انجمن فدائیان اسلام در شهرستان لنگرود و انجمن اسلامی در دبیرستان خدمات و یکی از عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی روستاها و گروه ضربت مخفی یکی از برادران روحانی ( باقری) بوجود آمده بود فعالیت میکرد. چون این فعالیت ها را نسبت به انقلاب اسلامی ناچیز میدانست شبها با بسیج و سپاه همکاری بسزائی داشت و نقش مؤثری در تبلیغات آنها داشت و مخصوصاً در نوشتن دیوار و در درگیری ها با منافقین کوردل در آن روزها مردم ما را به خاک و خون میکشیدن مجدانه فعالیت داشت و درگیری دانشگاه گیلان و هم چنین درگیری سیاهکل با برادر شهید سید حسن تراهی نقش مؤثر داشت و همچنین برای انسجام بیشتری درکارهای خود با روحانیون مبارز مشورت میکرد .
با توصیه یکی از روحانی متعهد که در آن زمان مسئول سپاه پاسداران دهدشت که یکی از منطقههای محروم و عشائری کشور بود به عضویت آن سپاه درآمد و این برادر روحاین خدمت به تودههای محروم را دوست داشت و دلسوز این قشر از جامعه بود و دوست داشت همیشه در کنار آنها باشد به این علت بود تصمیم گرفت به سپاه دهدشت در استان ( کهکیلویه) رفت با شناختی که فرمانده سپاه روی ایشان داشت و معلم و مشوق ایشان در کارهای دینی و مذهبی و انقلاب بود مسئولیت امور مالی سپاه را به عهده ایشان گذاشت که خالصانه در مسئولیت محوله خود کار میکرد تا حدی که مور تشویق مسئولین منطقه 9 ( شیراز) قرار گرفت و در هر ماموریتی پیش میآمد در حین اینکه مسئول امور مالی بود پیش قدم بود. و شهید در کنار محرومین بودن رادوست میداشت و غمخوار کوچ نشینان بود حتی در یک ماموریتی که با فرمانده سپاه به یکی از روستاهای محروم منطقه رفته بود بعد از مدتی فرمانده سپاه متوجه میشوند که برادر شهید نزد ایشان نیستند و و پس از جستجو او را در زیر چادر یکی از مردم عشایر در حال گوش دادن به صحبتهای آنها و در حال گریه مشاهده میکند .
اما اخلاق شهید، اخلاق پاک اسلامی روحانی مبارزمان در دوران زندگی زبانزد همه بود و رفتا رو اخلاقش او را در بین دوستان استثنا کرده بود بخشندگی و مهربانی او در دوران زندگی هویدا بود وی عاشق علم و ایمان بود و تنها در محوطه علم دنیوی تکیه نمیکرد که زندگی او بر محور ایمان – شهادت – شجاعت و ایثار و تقوی و درس زندگی از حسین بن علی (ع) و دیگر ائمه دور میزد و برادر شهیدمان چون از خانواده روحانی بود و از آنجا که برخورد زیادی با علما و روحانیون داشت و با اخلاق و روحیه پسندیده آنها برخورد مینمود. لذا علاقه وافری به دانشگاه امام صادق (ع) که پرورش دهنده چنین علما و روحانیونی بود پیدا کرد. و از این راه بود که بعد از مدتی در سپاه دهدشت و برای خدمت بیشتر محرومین با راهنمائی روحانیون و طلاب از استان کهکیلویه به شهرستان کاشان عزیمت نمودند. و مشغول فراگیری دروس دینی و عربی شدند و شهید در این مدتی که حوزه علمیه امامی خمینی کاشان بود با سختی و مشکلات فراوان که از اول کودکی با این مسائل برخورد داشت روبرو شد. روزهایی بود که حتی یک ریال پول توجیبی نداشت که امرار معاش خود را بگذراند و با این حال روز را به شب و شب را به روز میگذراند و با کسی غیر از خدای خویش درمیان نمیگذاشت چون روزی دهنده بود و روزیاش را میرساند و شهید در این مدت 2 سال و اندی در مکتب امام صادق (ع) درسنی فرا میگرفت درس تقوا و تواضع و فروتنی و صبر و درس رشادت و شهامت و شجاعت و جهاد و شهادت را از امام حسین (ع) آموخت و لذا وقتی که تابستان فرا میرسید در خانه بودن را ننگ میدانست و برای مقابله با کفار و لبیک به ندای هل من ناصر ینصرنی رهبر خویش عازم جبهه ها میشد و در حمله رمضان سال 1361 بعنوان یکی از فرماندهان گردان امام محمد باقر (ع) شرکت داشتند که در این عملیات دوستان زیادی در کنار او شربت شهادت را نوشیدند از جمله شهید اسماعیل صفری بود زمانه گذشت و شهید نور موسوی در تیرماه اواخر رمضان که حوزهها تعطیل شده بودند مجدداً برای یاری رزمندگان و جهاد در راه خدا روانه جبهه شدند و در شهرستان مریوان به عنوان فرمانده اعزام نیرو گردان شهید مطهری و بعنوان امام جماعت نیروی انتظامی بودند و در روز 10 شهریور سال 1362 در حین ماموریت محوله خویش در اثر بمباران هوائی از طرف مزدوران بعثی به خانه مسکونی شهر قهرمان پرور مریوان به کمک و یاری مجروحین در زیر آوارها شتافت در این هنگام مجدداً مزدوران کافر بر پیر و جوان و طفل شیرخوار رحم ننمودند و شروع به بمباران کردند و برادر شهیدمان زیر آوار جای گرفت و فریاد الله اکبر اشهد ان لا اله اله الله و اشهد و ان محمد ...... الله اکبر و خمینی رهبر جان خویش تسلیم جان آفرین نمود.
و مانند حضرت عباس علمدار کربلا دست از بدن جدا شده بود و به لقاء الله پیوست.
و یادآور میشوم روحانی شهیدمان سه اثر ارزنده از خود بجای گذاشته:
1 – کتاب مقالات که حاوی 15 مقاله سیاسی و اخلاقی و مذهبی میباشد.
2 – کتاب گفتار شیرین حاوی داستانهای بسیار ارزنده و مطلبهای فاخر میباشد.
3 – کتاب ارمغان شهید که توسط برادرش در حال تدوین و تنظیم و تصیح میباشد و در آینده به چاپ خواهد رسید و در دسترس امت حزب الله قرار خواهد گرفت.
امیدواریم که از زندگانی مؤمنان و صدیقین عبرت گرفته باشیم و راهرو و راه آنها باشیم.
« سید جواد نورموسوی»

* سه اثر ارزنده از شهید
* کتاب مقالات که حاوی 15 مقاله سیاسی و اخلاقی و مذهبی می باشد.
* کتاب گفتار شیرین حاوی داستان های بسیار ارزنده و مطالب فاخر است.
* کتاب ارمغان شهید که توسط برادر وی در حال تدوین، تنظیم و تصحیح می باشد و در آینده به چاپ خواهد رسید.
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت به پدرم
الله اکبر الله اکبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله
«فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه و الا نجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله
فاستبسروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم. » سوره توبه آیه 110
خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد میکنند که دشمنان دین را بقتل برسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است بر خدا و عهدیست که در سه دفتر آسمانی « تورات و انجیل و قرآن» یاد فرموده و از خدا باوفاتر بعهد کیست؟ این اهل ایمان شما بخود در این معامله بشارت دهید که این معاهده با خدا بحقیقت سعادت و فیرزوی بزرگی است.
ما باید همه عزیزانمان را فدای اسلام بکنیم. (امام خمینی)
با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب و درود بی پایان بر شهیدان و درود و سلام بر بازماندگان شهداء و سلام بر تو ای سرپرست خانواده و درود بر تو ای پدرم.
پدر جان گفتنی ها زیاد است ولی چند لحظه برایت متذکر میشوم پدرم شما در حال حاضر در مراحل آزمایش ایزد دانا قرار گرفتید شما امتحانی را میدهید که ابراهیم و یعقوب و امام حسین چنین امتحانی را دادهاند و من میدانستم که شما افتخار میکردی از چنین فرزندی، اما بدان که این افکار اسلامی و در خط الله بودن و درراه اسلام جنگیدن، اینها از شخص خود بنده نبوده اینها نعمت های باطنی پروردگار عالم بود که به ما ارزانی داشت: وارد شد این نعمت، شهادت بنده بود پدر و مادرم و برادرانم و خواهران مهربانم چقدر خوبی است که شما اینقدر پیش ملت و امام سربلند و روسفید باشید: چرا؟ چون امام عزیز فرمود شما خانواده شهدا چشم و چراغ ملت هستید؟
و اما پدرم میدانم چندان فرزند مفیدی برایت نبودم: و شما را در زندگی از خودم راضی نساختم اما من رفتم – من رفتم – من رفتم و در آخرت شما را با دادن خون من راضی خواهم کرد و دست شما را میگیرم و شما را در قیامت معرفی خواهم کرد.
و شما را سفارش به صبر نخواهم کرد چرا؟ چو%�د (ص) دینی است که صدام و دیگر جنایتکاران نمیتوانند از بین ببرند و اما مادر گرامی بارها به شما گفتم شما مدت 19 سال پرستاری بودید برای یک مریض در این مدت خوب پرستاری کردی و از من مواظبت کردی و حال من را به اینگونه درآوردی اما نتیجه این پرستاری را برایت سرمایه گذاری کردهام و بعد در آخرت بشما خواهم ارزانی داشت.
و در ضمن خودت پیش دوستانم چندین بار گفتی که من لیاقت بودن مادر شهید را ندارم.
و حال سرت را بلند کن و خودت را بنگر که سعادت لیاقت بسویت آمد او را بگیر و برایش احترام بگذار. و میدانم که در زندگی برایم آرزوهائی داشتی و میدانم به آن آروزی خود نرسیدهای و آرزوی دیگری که هر گونه انتظار آن را نداشتی برایت هدیه آوردم.
و اما نصیحت: ماب�سم و علی اکبر.
پدرم برایت خیلی لذت بخش بود که بنده در مکتب محمد و شاگردان امام صادق باشم و این بودن را دوست داشتنی مقداری کتاب در حوزه علمیه کاشان هست تا سعی دارید مقدار آن را بفروشید و پولش را به مدرسه برگردانید و مقداری پول که از صاحب الزمان گرفته بودم ( شهریه) در بانک پس انداز کردم اگر میتوانید به بی نوایان بدهید در ضمن لیست تمام شهریه از اول سال تا بحال را با تاریخ نوشته بودم و در حجره است اگر مقدور میباشد آن مقدار پول را کم کم به جبههها بدهید چون من خیلی ترس دارم پول صاحب الزمان را مصرف کرده باشم و حق را ادا نکرده باشم. و اما پدرم مدت دو سال پول قضای نمازم را بدهید یا برایم دو سال را نماز بخوانید و همچنین روزه. پدر منتظر من نباش چون من منتظر شهادتم.
خداحافظ – فرزندت سید عیسی 28 / 3 / 62 والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر الله اکبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله
یا ایها الذین آمنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار و لیجدوا فیکم غلظه و اعلموا ان الله مع المتقین.
سوره توبه آیه 122
ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزدیک تر است شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت پایداری حس کند. ( تا از سپاه اسلام بیمناک شوند) ( شما مؤمنان هیچ گاه نترسید) و بدانید که خدا همیشه با پرهیزگاران است.
شما خانوادههای شهدا چشم چراغ ملتید. ( امام خمینی)
وصیت به مادر
خدمت مادر گرامی و مهربانم سلام
درود جاودانه بر شما مادرانی که نونهالتان و گل های شما در سینه های کفار قرار گرفتن سلام.
برشما مادرانی که شمع چراغ شما را اینگونه خاموش میکنند و صبر عالم بر شما که اینگونه جوانان تان را در قبر قرار میدهید و اما ای مادرم من هم رفتم خداحافظ.
مادرم، مادر مهربانم امروز من تکلیفی را در جلو چشمم مجسم میکردم من میروم تا به یاری اسلام رفع تکلیف شود و اما ای مادر میدانم در مدت کوتاهی برادرت را از دست دادی و برادرزاده شما که مانند موجی در برابر کشتی ظالمان برای نجات اسلام او خود را نثار این مکتب کرد.
منظورم سید فاضل پور عباس میباشد و اما سید مهدی هم رفت که او پسر عموی من بود. من و این شهید هر دو با هم بزرگ شدیم و سید حسن رفت که همیشه در زیر دست پای هم بودیم و میدانم دیگر قلبی برایت نمانده است ولی من هم رفتم که دیگر نمیآیم.
ای مادرم به برادرم سید جواد بگو که برای مردم بگوید که اینجانب با از دست دادن پسر دائی و پسر عمو سید حسن که یکی از برادرم بود برای انتقام نرفتم من برای جنگی که انتقام این عزیزان را بگیرم نرفتم نه نه این نیست من میروم تا دین محمد (ص) را یاری کنم گر چه خونم مقدار کم است و ارزش ندارد.
و اما مکتب محمد (ص) دینی است که صدام و دیگر جنایتکاران نمیتوانند از بین ببرند و اما مادر گرامی بارها به شما گفتم شما مدت 19 سال پرستاری بودید برای یک مریض در این مدت خوب پرستاری کردی و از من مواظبت کردی و حال من را به اینگونه درآوردی اما نتیجه این پرستاری را برایت سرمایه گذاری کردهام و بعد در آخرت بشما خواهم ارزانی داشت.
و در ضمن خودت پیش دوستانم چندین بار گفتی که من لیاقت بودن مادر شهید را ندارم.
و حال سرت را بلند کن و خودت را بنگر که سعادت لیاقت بسویت آمد او را بگیر و برایش احترام بگذار. و میدانم که در زندگی برایم آرزوهائی داشتی و میدانم به آن آروزی خود نرسیدهای و آرزوی دیگری که هر گونه انتظار آن را نداشتی برایت هدیه آوردم.
و اما نصیحت: مادر عزیزم نمیگویم برایم گریه نکن گریه برای شهید ثواب است و این چند جمله را گوش کن و هرگز فراموش نکن، مادرم و تو ای مادرم همه ما باید برای آن شهیدی گریه کنیم و باید تو ای خواهرم باید برای آن شهیدی ناله کنیم و برایش شیون کنیم که نه مادر دارد و نه خواهر منظورم شهید اسماعیل جمالی و جمالیهای دیگر...
و مادرم و تو ای خواهرم برایم چندان گریه نکنید که چرا شاید چندی جوانی شما را ببیند که گویا آنها مادر و خواهر نداشته باشند. برای سلامتی امام دعا کنید.
مادرم عاشقم و پیوسته دنبال معشوق خود یعنی خداوند و مهدی (عج) روانه هستم تا پیدا کنم.
و السلام – خداحافظ فرزندت سید عیسی مورخ 28 / 3 / 62
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر الله اکبر و اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله
وصیت به برادرانم
«ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین»
آل عمران آیه 141
گمان میکنید به بهشت داخل خواهید شد بدون آنکه خدا امتحان کند و آنانکه در راه دین جهاد کرده و آنها که در سختی ها صبر و مقاومت کنند مقامشان را بر عالمی معلوم گرداند.
شهدای عزیز ما نور انقلاب ما هستند. ( امام)
با درود و سلام بر سرور شهیدان ابا عبدالله الحسین با درود و سلام بر تابان ولایت و درود فراوان بر شب زنده داران ایرانی و سلام بر منتظران شهادت.
خدمت برادرانم سید بزرگ و سید جواد و سید جمال و سید اسماعیل
ایدک الله تعالی فی الدّارین
برادرانم شما همچون مثل برادران شهدای دیگر در مجمع عمومی صابر باشید و خود را مثل علم راست نگهدارید و نگذارید کسی زیر دست شما را بگیرد خوشا بحال شما برادر جان سید جواد گر چه شما به من سفارش میکردید که درس را بخوان شمادر سنگر روحانیت هستید و اما چون تابستان فرا رسید در خانه خوابیدن برایم ننگ بود و لازم دانستم که با برادران رزمنده بروم تا با گلولههای اسلحه تک تکه آیههای قرآن را در قلب آنها تفسیر کنم که تا بحال چنان تفسیر را ندیده باشند برادرانم وقتی که مرا در تابوت گذاشتید اگر دست داشتم دستهایم را بیرون و باز بگذارید تا سرمایه داران و مردم بدانند که با دست خالی از دنیا میروم و مرا در قبر میگذارند، و چشمانم را باز بگذارید که کوردلال بدانند که ناآگاهانه این راه را انتخاب نکردم و به مردم بگوئید که من از ترس جهنم فرار نکردم و بخاطر بهشت هم نرفتم و فقط برای حفاظت اسلام و عاشق الله بود.
برادرانم میروم تا حقانیت انقلاب و اسلام که تائید شده قرآن است به آنها بگویم و پیام خون شهدا را به آنها برسانم در خانه بیشتر سخن بگوئید بیشتر بخندید. بله عزیزان وقتی که خداوند ما را از نعمتهای ؟؟ و باطنی ارزانی داشته باید به اندازه همان مسئولیت داشته باشیم نعمت های باطنی که تحمل باشد به ما داد.
که تفکر و تعمق کنیم و با نعمت های ؟؟ که دست و پا باشد جهاد کنیم چون تک تک از عضو بدن ما باید جوابگوی قیامت باشند.
بایستی به مردم با صدای بلند برسانیم که خداوند میفرماید افحسبتم انما خلقنا کم عباد (الله) و ان کم علیه لا ترجعون آیا میپنداشتی که شما را بیهوده آفریدیم و شما را بسوی ما باز نمیگردانیم.
روزها فکر من این است همه شبها بخسبم که چرا غافل از احوال دل خویشم زکجا آمدهام آمدنم بهر چه بود، به کجا میروم آخر ننمائی وطنم، مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساختهند از بدنم، امام را دعا کنید.
مورخه 28 / 4 / 62
والسلام برادرت سید عیسی موسوی
سوگند به خون عزیزان اگر از آسمان تیر ببارد و از خون سیل بیاید و مرا تکه تکه کنند اگر سرم را جدا کنند با دل فریاد میزنم الله اکبر خمینی رهبر.
ای صدامیان شهادت عشق است و حال شما ما را از شهادت میترسانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت به خواهرانم ( دو خواهرم)
فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوفوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا کفون عنهم سیئاتهم و لا دخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار و ثواباً من عندالله و الله عنده حسن الثواب.
آل عمران آیه 195
آنانکه از وطن خود هجرت نمودند و از دیار خود بیرون شده و در راه خدا رنج کشیدند جهاد کردند و کشته شدند همانا بدی های آنانرا در پرده لطف خود بپوشانیم و آنها را به بهشتی هائی درآوریم که زیر درختانش نهرها جاری است این پاداشی است از جانب خدا و نزد خداست پاداش نیکو. (یعنی بهشت لقای الهی)
همه در راه اسلام باید فدا شویم . (امام خمینی)
بنام خدای مالک یوم الدین و بنام خدای حسین که با شهادت خود درس به بشر داد که در زندگی برای شهادت او به سر و سینه میزنند و بنام خداوند درهم کوبنده ستمگران و بنام خدائی که مظلوم را پیروز کرده و آنها را بر مستکبرین غلبه داده است و مستکبران و ظالمان را سرکوب ساخته و بنام خدائیکه ملت محروم ایران را از زیر یوغ استعمار و استبداد نجات داده و بسوی اسلام راستین به رهبری قاطع امام خمینی کشانده است.
و اما خواهران مهربانم: برادرت سید عیسی میدید که ظالمان عالم میخواهند ریسمان وحدت ملت و امت اسلام را قطع کنند و ملت محروم و مظلوم و مستضعف ما را مثل مورچههای بیلانه اسیر کنند. و از این جهت برادرت سید عیسی تصمیم به کمک و نجات این وحدت و اسلام روانه جبهه میشود و از شما جز حفاظت عفت و حجاب سفارش بزرگتر ندارم و این چه سفارش بزرگ وعظیمی است و اما بدان که خود تنها نیستی برادرت از دست دادی خواهرم سرت را بلند کن و ارزش خود را در دست خود گیر و این درجه افتخاری را قبول کن و از خدا برای راضی کردن خود و دیگران و برای پیروزی جبهه و دیگر چیز دست به دعا بلند کن و میدانم که علاقه زیادی به من داشتی ولی با دادن این علاقه امام را دعا کن.
خواهرانم آرزوی شما خوشبختی من است و خوشبختی من شهادت است.
والسلام – برادرت عیسی
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر الله اکبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله
وصیت به انجمن اسلامی بالا محله پاپکیاده
الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا و فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون
سوره توبه آیه 19
آنانکه ایمان آوردهاند و از وطن هجرت گزیدهاند و در راه خدا مال و جانشان جهاد کردهاند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
بنام الله پرورش دهنده ارواح و نام کسی که جز او نیست ( لا اله اله الله) بنام پادشان پاکان و بنام فرمانفرمای بزرگی و بنام خدای سبحان و بنام خدای پدید آورنده پیکرها و بنام ستایش شده ما فی السموات و ما فی الارض و بنام خدای محمد (ص) آن محمدی که با آئین مقدس اسلام توانست ایشان را برای همیشه و برای ابد نجات بخشد و بنام خدای علی (ع) آن راد مردی که لحظهای در کوشش خود برای به ثمر رسیدن زحمات پیامبر دریغ نکرد و بنام خدای حسین (ع) آن حسینی که به مادرش شهامت و شهادت آموخت او با شهادتش به همه انسان ها آموخت که زیر بار زور و تاریخ نخواهند رفت و زندگی ننگین دنیوی را به زندگی با شرافتمندانه اخروی ترجیح خواهند داد ای برادران انجمن: ای هم دردانم سلام بر شما باد و درود بر شما که جوانی خود را برای معرفی کردن الله در جامعه مصرف میکنید درود انبیاء بر شما که در جوانی پاک بودن را در نفس های خود پیاده میکنید و با آیههای قرآن و جدیت پیامبران و امامان گناه خودتان را میشوئید همانندی که آتش بنزین را از بین میبرد ای جوانان انجمن خوشا بحال شما که من یک نفر برخاسته از شما بودم شما برادران انجمن همچنین تربیت هائی میکنید که همه ما تکثیر شده از این انجمن هستیم برای ملت میدانم دردل تک تک شما خاطرات ما هست اما در اینجا بگویم که برایتان مشکل است نبودم ما و اما جوانان من هم از بین شما رفتم خداحافظ و اما من هم رفتم خداحافظ.
و اما برادران کفار غرب و شرق دست های خود را دراز کردن و از هر طرف اسلام عزیز حمله و یورش آوردن و برای نجات این مکتب الهی روانه جبهه میشوم تا در این جنگ دین خود را اداء کنم و برای شما نصیحت لازم نیست و خودم را کوچکتر ازآن میدانستم که نصیحت کنم ؟ چون شما با دادن این شهیدان مردم را متوجه نمودید که ما ادامه دهندگان شهدای ما هستیم از تک تک شما برادران میخواهم از من راضی باشید.
و اما افکار نوجوانان و بچههای کوچک را در دست انجمن بگیرید و فرهنگ را در چنگ بگیرید و برای پیاده کردن فرهنگ اسلامی کوشا باشید و سعی کنید خواهران را با فرهنگ زینب و نوجوانان را با روش علی اکبر و مردان را با روش عمل علی (ع) که مثل کارگر کار میکرد و زنان را به عفت فاطمه معرفی کنید و تا اینگونه مسائل انبیاء و خانوادهاش جانشین فرهنگ طاغوت در این مردم مسلمان شود در پایان از تک تک شما جوانان میخواهم که جای خالی من را در خانهام پر کنند برای همیشه و مسئله دیگر از تمام مردم که چند مدت کوتاه که عمرم گذشت معذرت میخواهم و مرا ببخشید از اینکه شاید حرف های ناروائی به شما زده باشم.
و اما یک جمله به ملت و الخصوص به مردم روستا: حدیثی است در کتاب کمال الدین صدوق باب 31 حدیث هفت امام سجاد میفرماید من سبق علی و الا یتنافی عیبت غائم نا عنا الله عتاالشهید من شهدای بدر و احد کسی که در دوران غیبت امام عصر در آن زمان ( در همین زمان) ثابت قدم باشند و پای بند به ولایت فقیه هر یک از اینها اجر هزار تن شهید بدر و احد را دارد. آفرین بر شما که پایبند به ولایت هستید این نعمتی است که هر کس میخواهد بگیرد.
والسلام خداحافظ برادرتان سید عیسی تاریخ 28 / 3 / 61
برداران حزب الله و انجمن باید خود را آماده کنیم تا از انباشتن اجساد خود سد دفاع ایجاد کنیم و از خود خود نهری جاری کنیم تا مزدوران آمریکا در آن غرق بشوند.
مقاله حزب الله
بقلم شهید نور موسویآ
الا ان حزب الله هم الفالبون همانا حزب الله بر همه غالباست قرآن کریم
حزب الله یک جریان است یک سیل است، سیل کوبنده، خشمگین که میخروشد و در هم میریزد همه قلب ها و اوهام را حزب الله یک سیل هم نیست یک امت است، امتی گردهای پر از آثار شلاق و شکنجه هزاران ساله رژیم های شاهنشاهی امتی سوگوار هزارها شهید گلگون کفن، آری حزب الله امتی بیزار از هر نوع گرایش به غرب و شرق زده حزب الله خوب هم میفهمد نه تندروی میکند نه سست و کسل میشود.
حزب الله خستگی را ملاقات نمیکند و حزب الله افراط و تفریط نمیکند یعنی نه گاهی تند حرکت میکند نه گاهی سست بلکه حزب الله همگام با امامش حرکت میکند، حزب الله عملش بیشتر از حرفش و این حدیث شریف منسوب است به موسی ابن جعفر:
المومن قلیل الکلام و کثیر العمل را مصداق قرار میدهد و عملش بیشتر از سخنش میباشد و حزبالله مصداق این آیه شریقه است و الذین معه اشداً علی الکفار رحمائهم بینهم در مقابل کفر و دشمن قوی و ضعفشان نمیدهد و شدید در مقابلشان میایستد و لی با برادران دینیاش رئوفانه و عطوفانه برخورد میکند.
من و تو و ما و شما هر کدام اگر چنینم حزب الله هستیم و حزب الله بهتر از هر روشنفکری تحلیل میکند و دوستان و دشمنان را خوب میشناسد و نمیتواند تحمل کند و ببیند جنایات دگر باره قیم های دروغینش را امتی که بهتر از هر کس به رهبر و امامش عشق میورزد. حزب الله ساده است و صمیمی است و چون کوله باری انباشته از درد هزار ساله هیچ ندارد و این است که در نهایت سادگی و صمیمت، خشمگین و توفنده است حذر کنید از خشم حزب الله خشم مقدسی که وقتی سیل میشود در هم میکوبد همه آن چه را که در خط رهبرش نمیماند، حزب الله دست خدا است که از آستین مردم بدر آمده است.
حزب الله از همان قماش ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و یاسر و میثم تمار است مارکس و لنین و لیبرالیسم و کمونیسم را نمیشناسد. ای گروهکهای روشنفکرنما شرم کنید از آنچه به حزب الله نیست میدهد ای لعنت خدا بر شما و بر فکر پلیدتان باد که هر چه این خلق میکشد از فکر و دست علیل شما است.
حزب الله امامش را دوست دارد خیلی بیشتر از شما آیا شما تصور میکنید، خمینی روح حزب الله است برای حزب الله خمینی یک بت نیست یک برادر بزرگ است یک یاور و بالاتر از همه اینها امام است. حزب الله سادگی و صداقت و تقوی امامش را بیش از آنهمه تجربه تلخ آسان نمیفروشد. حزب الله طعم غذای ساده امامش را زیر دندان هایش احساس میکند، حزب الله از پرحرفیها بدش میآید، حزب الله از تحلیلهای وارداتی متنفر است حزب الله ادکلن نمیزند کراوات نمیبندد سیگار آمریکائی نمیکشد، معنای پرولتریا و بورژوازی را هم نمیداند او را هیچگاه در اتاقهای گرم و نرم و ماشین های لوکس آمریکائی را حال نشخوار افکار واردانی نخواهید یافت، حزب الله را بگمان خود بیشعور میدانید حزب الله خوب میداند که شما نمیتوانید مدافعش باشید. ؟؟ و روغن زده نان را نیز خوب میشناسد خواهید گفت حزب الله این همه اطلاعات را از کجا می داند حزب الله همه جا هست وقتی به شما بستنی و چاغاله می فروشند وقتی به شما لبو و میوه می فروشند وقتی آب حوض خانه شما را خالی می کند در تاکسیش می نشینید وقتی از کار کارخانه ها مایحتاج زندگیتان را فراهم می کنید وقتی در کلاس درس نشسته است و ...
همه و همه جا شما را زیر نظر دارند اطلاعات می گیرد تا برای خواهران و برادران حزب اللهی اش ارمغان ببرد در هیچ کشوری اطلاعاتی قویتر از اطلاعات حزب الله نخواهید یافت شاید تعجب کنید، حزب الله حقوق شما را می داند بگذارید در گوشتان بگوئیم که حزب الله آخر هفته را کجا می روید و حزب الله یکی نیست یک گروه نیست یک خلق نیست امتی است که هر جمعه می آید و همچون باران رحمت اللهی میشویدو پاک می کنید زشتی ها و آلودگی ها را.
حزب الله راه افتاد سیل شد و در هم کوبید نظام سرا پا مسلح وابسته را زیرا خدایش فرموده بود ان تنضرکم حزب الله هر روز منسجم تر و آگاه تر از روز پیش می شود و دشمن را عقب میراند و نمونه های بارز آنچه را که گفتیم حزب الله بهشتی ها و مطهرها و مفتح و منتظری و رجائی و باهنر و دستغیب و مدنی و صدوقی و اشرفی و قدوسی و آیت و چمران هاست.
والسلام