به گزارش سایت خبری تحلیلی لنگرخبر، مردم با حضور در انتخابات شورای شهر و با انتخاب کاندیداهای مدنظر، به دنبال رونق شهری هستند؛ رونقی که نه شعار است و نه یک آرزوی دور، بلکه حق طبیعی شهروندانی است که میخواهند در شهری قابلزیست، امن، منظم و روبهپیشرفت زندگی کنند، در دوره اخیر شورای شهر نیز مردم شلمان پنج کاندیدا را انتخاب کردند؛ ترکیبی از ردههای سنی مختلف که انتظار میرفت این تنوع، به پویایی، همفکری و تصمیمگیریهای هدفمند منجر شود.
اما آنچه در عمل رقم خورد، فاصلهای جدی با انتظارات مردم داشت، پنج عضو شورا در طول چهار سال و اندی مسئولیت خود، دو شهردار و سه سرپرست را پشت سر گذاشتند؛ وضعیتی که عملاً شهر را هر سال با مدیری تازه روبهرو کرد و باعث شد بخش قابلتوجهی از این دوره، امور شهری زیر نظر سرپرستان موقت اداره شود.
این تغییرات پیاپی نهتنها ثبات مدیریتی را از شهر گرفت، بلکه فرصت برنامهریزی میانمدت و بلندمدت را نیز از بین برد، شهرداری که هنوز در حال آشنا شدن با مسائل، پروژهها و ساختار اداری شهر است، ناگهان با تغییر روبهرو شده و باید کار را به فرد دیگری واگذار کند؛ این یعنی توقف پروژهها، دوبارهکاریها و از دست رفتن زمان.
مشکل اما فقط در تغییرات مدیریتی خلاصه نمیشود، کارنامه عملکرد این دوره شورا و شهرداری نشان میدهد که فعالیتها، بیشتر در سطح کارهای روزمره، وظیفهای و البته قابل پیشبینی باقی مانده است، آسفالت خیابانها، زیباسازیهای مقطعی، جمعآوری زباله و رسیدگیهای معمول شهری، گرچه ضروریاند اما اساساً وظایف پایه مدیریت شهریاند؛ اموری که به خودی خود نمیتوانند نشاندهنده یک دوره موفق باشند.
شهروندان از شورای منتخب انتظار دارند طرحهای ماندگار ببینند؛ پروژههایی که بتوانند چهره شهر را تغییر دهند، زیرساختها را بهروزرسانی کنند، اقتصاد شهری را تقویت کنند و چشماندازی روشن برای آینده بسازند، اما آنچه رخ داد، بیشتر نوعی روزمرگی بود؛ روزمرگیای که نه تنها تحولی ایجاد نکرد بلکه در برخی موارد مانع از رسیدن به حداقل اهداف توسعهای شد.
وقتی شورا به جای برنامهمحوری، درگیر اختلافات، تغییرات مدیریتی و تصمیمهای کوتاهبرد میشود، نتیجهاش همین میشود: شهر به جای آنکه جلو برود، در همان نقطه باقی میماند، فاصله میان انتظارات مردم و عملکرد شورا هر روز بیشتر میشود و سرمایه اجتماعی مدیریت شهری کاهش مییابد.
این دوره شورا میتوانست نقطه عطفی باشد؛ میتوانست با اتکا به جوانی برخی اعضا، تجربه برخی دیگر و نیازهای واقعی شهر، برنامهای جامع برای توسعه شهری تدوین کند اما وضع موجود نشان داد توانایی لازم را ندارند اما فرصتها یکی پس از دیگری از دست رفتند و این میتواند در تصمیم مردم برای انتخاب افراد دیگر در دوره بعدی شورای شهر موثر باشد، اکنون تنها چیزی که باقی مانده، کارهایی است که هر دوره و هر مدیری موظف به انجامشان بوده و هست.
شلمان بیش از آسفالت و رنگآمیزی نیازمند برنامهریزی، ثبات، ایدههای بزرگ و مدیریت مقتدر است، نقد امروز، نه از سر ناامیدی، بلکه برای یادآوری وظیفهای است که مردم بر دوش منتخبان خود گذاشتهاند؛ وظیفهای که نیازمند دوری از روزمرگی و حرکت به سوی تصمیمهای بزرگ و اثرگذار است.
در واقع، مردم شلمان در این دوره شاهد هیچ اقدام بزرگ و ماندگاری نبودند؛ نه پروژهای که بتواند نام این شورا را در تاریخ مدیریت شهری ثبت کند، نه طرحی که بتواند زندگی شهروندان را به شکل ملموس بهبود بخشد. تنها چیزی که باقی ماند، تغییرات پیدرپی شهرداران و تکرار کارهای روزمره بود.
این تجربه نشان میدهد که انتخاب اعضای شورا تنها آغاز راه است؛ آنچه اهمیت دارد، پاسخگویی، برنامهریزی و تعهد به توسعه شهری است، اگر شوراها نتوانند از روزمرگی عبور کنند و به سمت اقدامات بزرگ و اثرگذار حرکت کنند، اعتماد عمومی به نهاد شورا و مشارکت مردم در آینده نیز آسیب خواهد دید.