در حال بارگذاری... لطفا صبر کنید.

در مدیریت مصرف برق، همیشه مسئله کم کردن مصرف نیست؛ گاهی کافی است مصرف از ساعتهای حساس شبکه جابهجا شود.
به گزارش سایت خبری تحلیلی لنگرخبر، مهدیه رزاقی فعال رسانه ای طی یادداشتی نوشت: برق برخلاف بسیاری از کالاهایی که مصرف روزانه آنها را میتوان به سادگی جابهجا کرد، باید در همان لحظهای که مورد نیاز است در اختیار مشترک قرار گیرد. همین ویژگی باعث میشود زمان مصرف به اندازه میزان مصرف اهمیت داشته باشد.
در گیلان این مسئله به دلیل تغییر شدید الگوی مصرف میان فصل سرد و گرم، اهمیت بیشتری پیدا میکند. بر اساس اعلام مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گیلان، بار پایه استان در زمستان حدود ۸۰۰ مگاوات است که در اوج تابستان به حدود ۲۴۰۰ مگاوات میرسد؛ یعنی اختلافی حدود ۱۶۰۰ مگاوات میان بار پایه و اوج مصرف ایجاد میشود.
این اعداد یک پیام روشن دارند؛ شبکه الزاماً در تمام ساعات شبانهروز تحت فشار یکسان نیست. مشکل زمانی جدیتر میشود که تعداد زیادی از مشترکان، همزمان به سراغ وسایل پرمصرف میروند.
همه مصرفها مشکلساز نیستند؛ همزمانی مصرف مسئلهساز است
تصور کنیم یک خانواده در خانه کولر، لباسشویی، ظرفشویی، اتو یا سایر تجهیزات پرمصرف را روشن میکند. مصرف هرکدام از این وسایل به تنهایی شاید فشار تعیینکنندهای ایجاد نکند، اما وقتی هزاران یا میلیونها مشترک در یک بازه زمانی مشابه همین رفتار را تکرار کنند، منحنی مصرف به سرعت بالا میرود.
بنابراین مدیریت مصرف را نباید فقط با مفهوم «کمتر مصرف کن» تعریف کرد.
گاهی پیام دقیقتر این است: «مصرفت را به زمان مناسب منتقل کن.»
برای مثال، اگر استفاده از یک وسیله برقی قابل انتقال به ساعت دیگری باشد، جابهجایی آن از ساعات حساس میتواند بدون آنکه نیاز واقعی مصرفکننده حذف شود، فشار لحظهای شبکه را کاهش دهد.
۱۰۰ وات کمتر؛ ۱۰ مگاوات برای شبکه
برای درک سادهتر موضوع، یک مثال فرضی کافی است.
اگر ۱۰۰ هزار مشترک هرکدام فقط ۱۰۰ وات از مصرف لحظهای خود را در زمان اوج کاهش دهند، مجموع بار شبکه ۱۰ مگاوات پایین میآید.
این یعنی مدیریت مصرف لزوماً به معنای خاموش کردن یک وسیله برای ساعتهای طولانی نیست؛ گاهی کاهش همزمان بخش کوچکی از مصرف هزاران مشترک میتواند اثر قابل توجهی بر بار لحظهای شبکه داشته باشد.
البته این مثال یک محاسبه فرضی است و به معنای میزان صرفهجویی واقعی مشترکان نیست؛ هدف آن نشان دادن اثر تجمعی تغییرات کوچک است.
کولر؛ جایی که زمان مصرف اهمیت بیشتری پیدا میکند
در روزهای گرم، تجهیزات سرمایشی یکی از عوامل مهم افزایش مصرف هستند. مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق گیلان در تیرماه امسال نیز با اشاره به افزایش دما و استفاده بیشتر از تجهیزات سرمایشی، مدیریت مصرف بهویژه در این بخش را برای حفظ پایداری شبکه ضروری دانست و تنظیم کولر روی ۲۵ درجه سانتیگراد را توصیه کرد.
نکته مهم این است که چنین توصیهای الزاماً به معنای حذف سرمایش نیست؛ بلکه هدف، کاهش بار غیرضروری و مدیریت همزمانی مصرف است.
یعنی میتوان آسایش را حفظ کرد، اما از مصرف اضافی و همزمان در حساسترین ساعات شبکه کاست.
ادارهای که بعد از پایان کار هنوز برق مصرف میکند
موضوع فقط به خانهها هم مربوط نمیشود. بر اساس اعلام شرکت توزیع برق گیلان، مصرف برق ادارات استان در بخشی از ساعات حدود ۲۰ مگاوات بوده و پس از پایان ساعت کاری به حدود ۵ تا ۶ مگاوات کاهش یافته است؛ با این حال، همچنان حدود ۵ مگاوات بار پایه در ادارات باقی میماند. خاموش کردن تجهیزات سرمایشی، روشنایی و سایر وسایل غیرضروری پس از پایان کار میتواند این بار را کاهش دهد.
این مثال نشان میدهد که مدیریت زمان مصرف فقط یک توصیه برای خانوادهها نیست؛ اداره، فروشگاه، کارخانه، کارگاه و واحد کشاورزی نیز میتوانند بخشی از مصرف خود را با شرایط شبکه هماهنگ کنند.
صنعت نمیتواند خاموش شود؛ اما میتواند هوشمندانهتر مصرف کند
البته جابهجایی مصرف برای همه مشترکان به یک شکل امکانپذیر نیست. بیمارستان نمیتواند فعالیت تجهیزات حیاتی خود را متوقف کند. واحد تولیدی نیز نمیتواند بدون توجه به فرآیند تولید، همه تجهیزات را خاموش کند. کشاورزی نیز در برخی مراحل تولید به برق و پمپاژ آب وابسته است. اینجاست که مدیریت بار معنا پیدا میکند.
هدف این نیست که همه بخشها به یک اندازه مصرف خود را کاهش دهند؛ هدف آن است که با برنامهریزی، هوشمندسازی و هماهنگی، بخشی از مصارف قابل انتقال از ساعات حساس خارج شود و برق پایدار برای مصارف ضروری و فعالیتهای حیاتی حفظ شود.
کنتور هوشمند؛ وقتی زمان مصرف دیده میشود
هوشمندسازی نیز در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. شرکت توزیع برق گیلان اعلام کرده است که تعداد کنتورهای هوشمند استان از حدود ۳۰ هزار دستگاه به بیش از ۲۶۰ هزار دستگاه رسیده و امکان پایش و کنترل بار مشترکان بیشتری فراهم شده است.
وقتی شبکه بتواند رفتار مصرف را دقیقتر ببیند، مدیریت مصرف نیز از یک توصیه عمومی فاصله گرفته و به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت میکند. در چنین شرایطی، سؤال فقط این نیست که «چه کسی بیشتر مصرف میکند؟» بلکه این است که چه مقدار، در چه زمانی و با چه الگویی مصرف میشود؟
از فرهنگ «کمتر مصرف کن» به فرهنگ «درست مصرف کن»
شاید مهمترین تغییر فرهنگی مورد نیاز در مدیریت انرژی همین باشد. اگر تمام پیامهای مدیریت مصرف به «کمتر مصرف کنید» محدود شود، ممکن است مخاطب تصور کند راهحل نهایی، محروم شدن از بخشی از امکانات زندگی است.
اما مدیریت مصرف میتواند معنای دقیقتری داشته باشد: وسیله غیرضروری را در ساعت اوج روشن نکنیم؛ مصرف قابل انتقال را جابهجا کنیم؛ دمای کولر را منطقی تنظیم کنیم؛ تجهیزات غیرضروری را پس از پایان کار خاموش کنیم و در صنایع و کشاورزی، برنامه مصرف را با شرایط شبکه هماهنگ کنیم.
این نگاه، مدیریت مصرف را از یک توصیه مقطعی به یک الگوی مدیریت تقاضا تبدیل میکند.
مسئله امروز شبکه فقط ساخت نیروگاه بیشتر نیست
ساخت نیروگاه، توسعه خطوط انتقال و افزایش ظرفیت شبکه، بخشی از پاسخ به رشد تقاضای برق است؛ اما حتی شبکهای با ظرفیت بالا نیز در صورت افزایش ناگهانی و همزمان مصرف، با مسئله پیک مواجه میشود. به همین دلیل، مدیریت سمت مصرف در کنار توسعه زیرساخت اهمیت دارد.
استاندار گیلان نیز در خردادماه امسال تأکید کرده بود که عبور از اوج بار تابستان بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست.
پس شهروند در این معادله فقط «مصرفکننده» نیست؛ میتواند بخشی از مدیریت تقاضای برق باشد.
مسئله، ساعت است
پیک مصرف را اگر فقط با واژه «کمبود برق» توضیح دهیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم. گاهی مسئله این نیست که برق وجود ندارد؛ مسئله این است که تقاضای برق در یک ساعت مشخص بیش از توان مطلوب شبکه افزایش پیدا میکند.
بنابراین شاید یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین تغییرات در فرهنگ مصرف برق این باشد که به جای پرسیدن «چقدر کمتر مصرف کنیم؟»، یک سؤال دیگر را هم وارد زندگی روزمره کنیم: «این مصرف را حتماً باید همین الان انجام دهم؟»
اگر پاسخ منفی باشد، جابهجایی همان مصرف کوچک، وقتی در مقیاس هزاران مشترک اتفاق بیفتد، میتواند به کاهش فشار بر شبکه کمک کند. در نهایت، مدیریت پیک مصرف یعنی مصرف کمتر در همه لحظات نیست؛ مصرف هوشمندانهتر در لحظههای حساس است.
انتهای پیام/